نگاهی به آغازین روزهای شکل گیری مدرسه نوین در شهر وحدتیه
🔸 نگاهی به آغازین روزهای شکل گیری مدرسه نوین در شهر وحدتیه
✍️ سید حسین مزارعی
پیشکسوت فرهنگی
✨✨✨✨✨✨✨
به نام خدا
یک دو حرفی در دم مردن فلاطون گفت و رفت
حیف دانا مردن و نادان زیستن
در اول مهر ماه، پاییز دل انگیز طبیعت و بهار تعلیم و تربیت طرب انگیز با وجود تردید های پیری که آدمی را احاطه کرده و وسوسه عمر دامنگیر، یاد چهره پر مهر آموزگاران و سیمای شاد و فارغ از بود و نبود دانش آموزان آن روزگاران و روزهای شیرین دوره ابتدایی برایم تداعی می شود.
بر آن شدم خاطرات به یادماندنی ولی کوتاه آن روزگاران را بر لوح سپید کاغذ رقم زنم که یادی باشد و یادگاری که گرچه فراموش نمی کنم یاد عزیزان را ...
سال ۱۳۳۶ ه.ش، فکر تاسیس دبستان در مخیله بزرگان قوم افتاد که انگیزه آگاهی بود و خیر خواهانه.
با ارسال نامه به اداره فرهنگ برازجان تقاضای مدرسه شد که پاسخی بدین مضمون آمد:
"آقای حیدر کاوسی
پاسخ نامه مورخ ۳۷/۰۲/۰۳ عنوان مقام عالی نخست وزیری بدینوسیله حسب الامر وزارت متبوع این اداره در نظر گرفته در صورتیکه ساختمان مناسبی برای محل آموزشگاه به طور رایگان از طرف شما و اهالی برگزار گردد اقدام بتاسیس دبستان از اول مهر ماه ۳۷ در مزارعی بنماید. بنابراین برای مذاکره و انجام امر و همچنین واگذاری عمارت مورد بحث شخصا و یا نماینده تام الاختیار در این اداره حضور بهم رسانید .
/کفیل اداره فرهنگ شهرستان برازجان محمودی"
جانمایی مدرسه در شمال روستا در محل خرمن جا مشخص شد. مقدمات ساخت بنا با خشت زنی با کاه و گل آغاز شد. استاد رجب بنا بود. با مشارکت اولیاء دانش آموزان، اهالی و کارگران، ساختمان مدرسه در ابعاد ۱۰*۱۰ با چهار اتاق ۴*۳ با راهرو ۵*۱۰ با سقف پوشانده از تنه نخل، آماده بهره برداری گردید.
آری! سر به آستان حضرت احدیت میسایم که هنوز چشم ترم روز سه شنبه اول مهر ۱۳۳۷ را با گذشت زمان دراز، نظاره گر است و خاطرات شیرین ایام با طراوت کودکی نیز در ذهن، مجسم که انگار دیروز بود. که چه زود گذشت.
در ساعت ۸ صبح، جلسه افتتاحیه در محوطه دبستان برگزار گردید. نماینده اداره فرهنگ، آقای آتش فراز، کدخدا، ریش سفیدان و عده ای از اهالی که تازه از نخل بران فارغ شده بودند بر روی نیمکت های ردیف شده نشستند و مکتب داران آخوند محمد تقی، آخوند علی، آخوند جعفر و آموزگار نیز با دانش آموزان خود حضور داشتند.
ابتدا آقای قائد علی کاووسی، خیر مقدم گفت. سپس نماینده اداره، حبیب مصیبی را که از شیراز منتقل شده بود به عنوان مدیر مدرسه و آموزگاران ایزد نگهدار از شیراز، قاسم زادگان از فسا، موید محمد حسینی از برازجان و عباس بنوی را به عنوان مستخدم معرفی کرد. (بنوی بعدها به آمریکا رفت و سرمایه گذار بزرگی شد و همان جا نیز درگذشت)
همچنین علی فاطمی از روستای زیارت نیز به عنوان مستخدم معرفی شد؛ کسی که در آموزش قرآن و نماز حقی ستودنی بر گردن آن نسل دارد.
نوبت که به سخنرانی مدیر مدرسه که رسید ایشان با آن لهجه شیرین شیرازی که هنوز در گوشم طنین انداز است در رابطه با علم و سواد آموزی گفت.
پس از آن از بچه ها نام نویسی شد. از فامیل شان پرسیدند و آن ها نام پدر و پدربزرگشان را ردیف می کردند. چون اغلب دانش آموزان شناسنامه نداشتند.
در آذر ماه، آقای سعیدی، مامور ثبت احوال برازجان به روستا دعوت شد و در منزل سید موسی موسوی مستقر شد. اولیا دانش آموزان برای فرزندان شناسنامه گرفتند.
دانش آموزان توسط آموزگاران با مصاحبه و آزمایش شفاهی برای ورود به کلاس اول تا چهارم، گزینش شدند. چرا که همه دانش آموزان مکتب رفته قرآن و حتی بعضی کتب همچون موش و گربه، عاق والدین و ... خوانده بودند.
وقتی شناسنامه را به مدرسه ارائه دادم به علت صغر سن از کلاس دوم به اول ابتدایی برگشتم.
چه زیبا جمع هم کلاسی ها از اول تا ششم ابتدایی ادامه داشت. نام و یادشان گرامی.
نامشان به ترتیب حروف الفبا:
احمد بارگاهی، الله کرم باقری، حسنعلی باقری، حیدر بحرینی، محمد بحرینی، محمد حسن چاه آبی، محمد حسین حیاتی، خداداد داد، باقر دامی، عبدالحسین زیراهی، شهریار شیری، خداخواست شهبازی، خداکرم عالی پور، اسماعیل فلیانی، نعمت قائدی، یداله کاووسی، گودرز مزارعی زاده، اسماعیل هادی پور








