*|قدم های روشنِ امروز|*
میگویند راه بهشت از *همین زمین* میگذرد؛ از همین روزهای سادهای که گاهی بیاعتنا و بیتوجه از کنارشان عبور میکنیم.
حقیقت این است که هیچکس به میوههای بهشتی نمیرسد، اگر در زمین امروز *بذرهای روشن* نکارد. این قانونِ نانوشتهٔ خلقت است؛ سنتی که از آغاز جهان تا پایانش تغییر نمیکند: هر رویشی، پیش از آنکه در آسمان دیده شود، در خاکی فروتن آغاز میشود.
بسیاری گمان میکنند بهشت، مقصدی است که تنها با آرزو و دعا به آن میرسند؛ اما خداوند، مسیر را با *دستان ما* میسازد.
هر *لبخند*، هر *صبوری*، هر *یاریِ پنهان* به دل شکستهای، هر *چشمپوشی* از لغزش دیگری، بذر کوچکیست که در دلِ دنیا کاشته میشود و در باغِ آخرت، شجرهای *پربار* از آن برمیخیزد.
دنیا، هرچند کوتاه و گذراست، اما فرصت بزرگی است برای روشنکردن سرنوشت *جاودانه*.
این خاکِ محدود، همان مزرعهایست که میوههای نامحدود از آن برمیدارند. اگر امروز در دل خود کینه بپروریم، چگونه میتوانیم انتظار خرمیِ بهشتی داشته باشیم؟
اگر دستانمان به *بخشیدن* خو نگیرد، چگونه میوهٔ رحمت را خواهیم چید؟
اگر در تاریکیِ روزمره، شمعی کوچک هم روشن نکنیم، از کدام *نورِ ابدی* بهرهمند خواهیم شد؟
بهشت، با *قدمهای روشن امروز* ساخته میشود.
با انتخابهایی که گاهی کسی نمیبیند.
با پاکیهایی که تنها خدا شاهد آن است.
با بذرهایی که شاید کوچک و ناچیز به چشم آیند، اما در حسابِ آسمان، درختانی بیانتها خواهند شد.
در نهایت، راه رسیدن به میوههای بهشتی، از همین لحظهای میگذرد که در آن ایستادهایم. از زمینی که زیر پای ماست، نه جایی دور.
*بهشت*، وعده برای فردای کسانی است که امروز را با *نور*،
*نیتِ پاک*
و *عملِ نیک* کاشتهاند.
*سیده نصرت شجاعی*








