پنجمین صفحه از سیزدهمین شماره دوهفته نامه شعر و ادبیات
بخش جدید : سفرنامه و خاطره
راهی کوی دوست
آری اربعین
اربعین بیعت با خوبی ها است .
اربعین پایان فراق و آغاز وصال است .
اربعین پایان جاده اسارت است .
اربعین تجسم رسوایی ظلم و بیدادگیری است .
اربعین عدد کمال است.
اربعین کمال عاشوراست .
اربعین نمایشگاه بخشش خدا به حسین و بخشش حسین به انسان و تاریخ است .
در ساعت 7 شب 4/9/94 ویزای خود و 17 تن از همراهان را جهت شرکت در راهپیمایی اربعین از دفتر زیارتی علقمه برازجان به مدیریت حاج ناصر میگلی گرفتم و با هماهنگی قبلی با همرهان ساعت 2 بامداد روز 5/9/94 با یکدستگاه مینی بوس به رانندگی سید اسماعیل هاشمی از سر پل شهر با بدرقه خانواده ها و دیگر دوستان با ذکر چاوشی راهی کوی یار شدیم . صبح ساعت 7 وارد شلمچه شدیم ، اگر چه در مسیر برای انجام فریضه نماز صبح در هندیجان توقفی داشتیم ، نفس صبح طراوت گوارائی داشت ، مردم صبورانه و بزرگ منشانه گام بر می داشتند . همه چیز در جنبش بود .بوی بیداری و دلدادگی ، با هماهنگی تمام عیار با طبیعت ، که به سوی گمشده ای پیش می رفتیم .
لب مرز همگی متوقف می شوند . صبردرتوقف تلخ تر از صبر در حرکت است . می بایست پاسپورت ها را مهر خروج بزنند . بعد از خروج از مرز قدری متوقف می شویم . تشریفات گمرکی ورود و خروج با نهایت سادگی انجام شد . پا به خاک عراق گذاشتیم ، غیر قابل باور بود بعد از 8 سال جنگ و کینه پر پر شدن جوانان طرفین اینگونه رابطه برادرانه که در عمل قابل رویت بود ایجاد شود ؛ این هم از فضل وجود مولایمان حسین علیه الاسلام می دانم .
آری ! در محوطه وسیع مملو از خودروهای سواری ، کامیون ، اتوبوس ، مینی بوس و غیره آماده برای جابجایی زائران بود که با فریاد " کربلا – نجف " رانندگان زائران را فرا می خواندند . جهت انبوه زائران از زن و مرد گروهی غذا می خوردند ، برخی تلفن همراه عراقی می گرفتند . چه کار خوبی که در طول زیارت رفیقان از همدیگر اطلاع داشتند و هماهنگی را بیشتر می کرد . تا ساعت 11 برای صرف ناهار ماندیم . پس از صرف ناهار ( رایگان ) با گرفتن یک دستگاه ون در ازاء هر نفر پنجاه هزار تومان به سوی نجف حرکت کردیم . راننده جوانی صبور و خوش مشرب بود که در طول مسیر جواب سوالات را مهربانانه می داد ، در بصره که تا مرز فاصله ی زیادی نداشت جهت ادا فریضه نماز توقف نمودیم ، در مسجدی که نام آن را نپرسیدم به جا آورده و بعد از کمی استراحت مسیر را ادامه دادیم . بصره شهری بندری است ولی وضعیت مناسبی نداشت ، گویا خیلی به عمران و آبادانی آن نرسیده اند و یا شاید جنگ و وضعیت بحرانی عراق و وجود مهمان ناخوانده بیگانگان چنین اجازه ای را نداده است .
در طول مسیر تا نجف گاهگاهی تک آبادی می دیدیم و تنها در کنار دو شهر سماوه و ناصریه گذشتیم . در محلی به نام حیدریه جهت استراحت پیاده شدیم .یکی از اهالی می گفت جنوب عراق به ویژه بصره و سماوه ، ناصریه ، دیوانیه کلا شیعه اند ، ساکنین روستاها و شهرهای طول مسیر را به صورت گروه 2 تا 4 نفره می دیدیم ، که پیاده عازم پیاده روی اربعین به سوی کربلا هستند ، موکب هایی در مسیر برپا که به زائرین خدمت رسانی می کردند .برخورد برادران عراقی به گونه ای بود که انگار در ایران و با برادران ایرانی هم سخن شده ایم ، تا ساعت 9 شب دیدگان به گنبد شاه مردان علی بن ابیطالب ، عصاره خلقت ، تک سوار عرصه هیجا افتاد . گوئیا خداوند سبحان " دعای تشنه آب فراتیم ای اجل مهلت بده " راهیان کوی دوست را به اجابت مقرون و اینک مائیم و مولایمان السلام علیک یا امیرالمونین ، یا سید الوصیین چه زیبا وصالی در جوار یار آرمیدن "
بچه ها خسته بودند با این وجود قصد زیارت داشتیم که انبوهی جمعیت مجال این کار را نداد ، در منطقه حی الرحمه در موکبی اسکان یافته و استراحت نمودیم . در نجف معمولا برخلاف مسیر تا کربلا جای اتراق مناسب نبود . در چادر عده ای از طلبه های جوان قم خوابیده بودند .صبح پس از ادای فریضه صبح 6/9/94 جهت زیارت اسوه تقوی و شجاعت و جوانمردی مولا علی رفتیم . پس از سلام و زیارت راهی کوفه شدیم ، شهری است که داغ اتهام سنگین پیمان شکنی را بر پیشانی دارند ولی شهری است که به فرموده علی (ع) هذهی مدیتنا و محلتنا و مقر شیعتنا " می باشد . وجه تسمیه کوفه به معنی محل تجمع و سهله به معنی ریگ زار است . بانی اولیه شهر کوفه را هوشنگ پیشدادی می دانند ولی در سال 17 الی 19 هجری سعد ابن ابی وقاص آن را بنیانگزاری کرد . اماکن زیارتی کوفه ، مسجد کوفه ، مسجد میثم ، قبور مطهر هانی ، مسلم ، مختار که به علت کمی وقت نتوانستم توضیحات بیشتری بنویسم زیارت کرده ساعت 5 بعدازظهر به سوی کربلا پیاده روی را آغاز کردیم . نزدیک غروب آفتاب به عمود 1 که شاخص زائرین برای اتراق بود رسیدیم . قبلا امام جمعه محترم موکبی را انتخاب کرده نماز مغرب و عشا را ادا نمودیم ، موکب متعلق به ابوعماد و نام موکب ریحانه الرسول بود که مجهز به تمام امکانات بود . پس از صرف شام خوابیدیم برای طی کردن مسیر راهپیمایی تا کربلا شاخص هایی را مشخص کرده که مثلا امروز تا فلان عمود برویم .....
سید حسین مزارعی
بخش دوم این سفرنامه در شماره ی چهاردهم تقدیم می گردد .








