هفتمین صفحه از سیزدهمین شماره دوهفته نامه ی شعر و ادبیات
بخش دوم اشعار شاعران :
![]()
آنجا که پاهایم
دزدیدن یک سیب را
از درخت همسایه ،بازگو می کند
اشتیاقم
در باور یک احساس خجالت بار
آتش می گیرد.
گودرز رحیمی
***
![]()
خورشید اگر
تنش را
می شوید در مرداب
و می ریزد
فروغش را،
در تن پوسیده باتلاق
بی تردید، نمی هراسد
از گورهاي خفته،
میان آتش و خاکستر
چه کسی می داند
فردا چه رنگی ست؟
بگذار
زمان
خمیازه بکشد،
در خوابهای تب دارش
و زمین
فراموش کند،
زخمهای خالکوبی شده را
من
معصوم ترین زن قبیله را
می شناسم
سفید می خندد
سفید می گرید
سفید می خواند
اما...
سفید که می نویسد
سیاه می خوانند
آنچنان که
از رقص تارهای صوتی شان
چله نشینان،
از خواب بر می خیزند
مهرماه /95 ساره نجفی
***
![]()
" گرگها درچه فصلی زوزه می کشند "
گرگهادرچه فصلی زوزه می کشند!!!
برفهای لاغرو وارفته کی تب می کنند!!!
این ابرهای تیره وپلاسیده باران ندارند!!!
چهره فرتوت وچروکیده خورشید.
رودهای جاری شنزارها ی مردد!!!!!
زمان دچار روزمرگی شده!!!!
اینجا کدام سوی گرده ی گردان است.... ؟
مشرق کره؟
مغرب کره ؟
شاید....!!!
ماتم!!!
مبهوتم!!!
ابتدای روز؟
انتهای شب؟
روزمرگی شاید!!!
شب زردگی شاید!!!
قلب زمان سکته کرد؟
و قافله ی طویل سیوالهای مضحک... شاید!!!!
قلب زمان سکته کرده ؟
شاید... شاید... شاید!!
بهزاد حیدری
****
![]()
صدایم رامیشنوی؟
رخ درنقاب خاک کشیده ای و
موسیقی دشت هایت را
پشت زنگوله ی گوسفندانت بسته ای.
حرفهایت رابه لب گزیده ای
برای رسیدن به شمالی ترین گردنه ی تو
زیر آواری موهوم ازطراوت موهایت
باید تمام اندیشه ام سفر
وتمام سفرم راه شوم
پشت چندمین عبورایستاده ای
هربارتوقبل ازتولد کودکان نارست
کنار چشمه ای خشک میمیری
کبری زال








