مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

نهمین صفحه از سیزدهمین شماره دوهفته نامه ی شعر و ادبیات

معرفی کتاب این شماره

 


 

 

نام کتاب: صد سال تنهایی

نام نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

مترجم : بهمن فرزانه

تعداد صفحه: 560

 

 

"صد سال تنهایی" حاصل 15 ماه تلاش و کار "گابریل گارسیا مارکز" است که به گفته ی خود در تمام این 15 ماه خود را در خانه حبس کرده بوده است !

چاپ نخست آن در سال ۱۹۶۷ در آرژانتین با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه منتشر شد.   این رمان از آثار مهم ادبیات آمریکای جنوبی ( آرژانتین ) است.  نوبل ادبی 1982  به این اثر تعلق گرفت  .

صد سال تنهایی  در مدتی کوتاه شهرتی جهانی پیدا کرد و به 27 زبان دنیا ترجمه شد .

 

رمان " صد سال تنهایی " – نوشته ی " گابریل گارسیا مارکز " آیینه ی تمام نمای ذهنیت ، تاریخ و آمال ِ کشورهای آمریکای لاتین است . روایت اصلی ، پیگیری زندگی شش نسل از خانواده " بوئندیا " است.  آدم هایی با سرگذشت های عجیب . آدم هایی که محکومند به تنها زیستن . آدم هایی که می میرند و دوباره زنده می شوند ، آدم هایی که آینده را پیشگویی می کنند ، اکسیر های غریب و جادویی می سازند ، مورد حمله ی شبه نظامیانی عجیب و ناشناس قرار می گیرند ، مورچه ها می خورندشان و یا به آسمان عروج می کنند . " مارکز " در این رمان واقعیت بیرونی و تاریخی را در ساحت رویا و توتم باز تعریف می کند و افق های تازه ای پیش روی ادبیات کل جهان می گشاید . نکته ای که باید در ابتدا برای دوستداران این رمان بزرگ گفت این هست که این رمان، داستان خاص و سرراستی که بشود توی یکی دوتا خط تعریفش کرد ندارد. واقعا به همین آشفتگی. با اینحال، خواندن این کتاب یکی از لذتبخش ترین تجربیاتی است که هر کسی می تواند در طول عمرش داشته باشد؛ چرا که رمان مارکز پر است از ایده های خلاقانه ای که حتی بعد از تمام شدن کتاب هم همینطور توی سر خواننده ادامه پیدا می کنند.گزاف نیست اگر بگوییم " صدسال تنهایی " – کل ادبیات دنیا را تکان داد و بیدار کرد .

خوزه آرکادیو بوئندیا و اورسولا ایگوآران زن و شوهری هستند که همراه تنی چند از دوستانشان دهکده خود را ترک می کنند تا به جای جدید برسند و بعد دهکده موکوندو را بنیان می گذارند . دهکده ای که در ابتدا بکر و جادویی است ولی بعد ارتباط با سایر تمدن ها ، عناصر خیال را از آن دور می کند . حکایت ، حکایت نسلی عجیب و سودازده است ، خانواده ای که افرادش تنها هستند ، وارد قصه های عشقی اشتباه می شوند ، به کیمیاگری علاقه دارند و ...

عناصر خیالی  یا در حقیقت همان رئالیسم جادوییش در اوج زیبایی هست واقعا شگفت انگیز  دختران خوشگلی که به آسمان می روند ، پسرانی که جای خاکستر از پیشانیشان پاک نمی شود ، مردی که در زمان فوتش در شهر باران گل می بارد ...

تنهایی و خلوت افراد ، روحیه های متفاوت ولی در عین حال مهربون و زیرک جامعه ، یادهایی که فراموش می شوند و ...

 ***

قسمت های زیبایی از کتاب

جهان چنان تازه بود که بسیاری چیزها هنوز اسمی نداشتند و برای نامیدنشان می بایست با انگشت به آن ها اشاره کنی .

 

هیچ آرمانی در زندگی ارزش این همه سرافکندگی و خفت را ندارد .

 

مردها چه قدر عجیبند ! از یک طرف تمام عمر خود را به جنگ با کشیش ها می گذرانند و از طرف دیگر کتاب دعا هدیه می دهند .

 

آنچه از تو ناراحتم می کند این است که همیشه درست آنچه را که نباید بگویی ، می گویی .

 

ادبيات بهترين بازيچه اي است كه بشر اختراع كرده است تا مردم را مسخره كند .

 

زن گذاشت تا اشك او تمام شود . با نوك انگشتان سر او را نوازش مي كرد و بدون اينكه  او را وادار به اعتراف كند كه به خاطر عشق اشك مي ريزد ، فورا قديمي ترين گريه ي تاريخ بشر را شناخت .

 

روزي كه قرار بشود بشري در كوپه ي درجه يك سفر كند ، ادبيات در واگن كالا ، دخل دنيا آمده است .

یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ 7:21 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)