دومین صفحه از چهاردهمین شماره دوهفته نامه شعر وادبیات

شب ،
در سکوتی وهمناک
که را به هجوی مرموز
می خواند ؟!
در این شور واشور تکرار و سکون
سهم بیداری ِ ما
مدام در عبوری مبهم
رنگ می بازد
و برگ ریسه هایی دیرباور
هویداست .
آری نیلوفرانه ی من !
آب مرده را جای درنگ نیست
تمام روز ، زور ِ خزان
به آمدن ِ این تارنام ِ بلند ،
نمی رسد .
ببین ، چگونه کشندهایی وحشی
در این شاخاب متلاطم
خواب مرا آشفته کرده اند ؟!
خیالی نیست ،
این جا ، پایین تر از عمق ِ شب
به زایش مهر می اندیشم
های دریاکش ِ نیم مست !
اتفاق تازه ای نیست ،
تمام قضاوت تاریخ ،
ره انجام سفر را
به سیاحت خورشید بسته اند
تو نیستی تا
آستان بوسی آواک تنهایی را
در این تکرار بی هجایی ، حس کنی
سید عدنان مزارعی
***
![]()
زخم هایت را
به رگ هایم
نریز
تنهایی ام
دوباره
عود می کند.
ساره نجفی
***
دوباره متولد میشوم
در اردیبهشتی
که بهشتش، شیطان ندارد.
ساره نجفی
***
چوپان نی می نوازد
درگلوی باد
گل واژه ای می دمد
به منقارکبوتر
و پاییز
فانوس می آویزد
به شاخه ی شب
اینجا پاییز است
به روایت باران
اگرببارد به دامان دشت
به روایت برگ
که می میرد به پای درخت
دوبال می روید
به اندام سکوت وصدا
اینجا پاییز است
جغرافیای باران وبرگ
فریبا محمدیان
***








