دومین صفحه از شانزدهمین شماره دوهفته نامه شعر وادبیات
ریشه ومفهوم واژه یلدا"
ازآنجاییکه درگویش وزبان اقوام ونژاد کهن پارسی به ویژه اقوام لر وکرد کلمات و واژه های " دا " ، "دی " و "دالکه " که هرسه معنای مادر رادربردارند و مفهوم زایش وزاییدن رادر ذهن متبادر می کنند متداول ورایج بوده ازاین روی عنوان شب یلدا یا جشن یلدا که سبقه ای چند هزارساله داردنیز برگرفته از این واژه می باشدوبخش اول واژه یعنی " یل " نیز مفهوم بزرگ را می رساند که ترکیب این دو واژه " یلدا " را می سازد که پارسیان اعتقاد داشتند شب " دی " که در واقع شروع فصل زمستان است دانه های گیاهان در زیر خاک جوانه می زنند وشروع به رشد می نمایندو شاید به همین سبب اولین ماه زمستان را دی نامیده اند که تولد وزایشی بزرگ وفراگیر در طبیعت آغاز میشود وبراین مبنا میتوان گفت مفهوم وریشه این آیین کهن بر گرفته از این موضوع مباشد.
پیشاپیش یلدایتان در کنار خانواده ودوستان سرشار از لحظاتی شاد ومانا باد.
بهزاد حیدری
****
(به بهانه ی یلدا)......
بیو یلدا که یکسال در فراقِتْ
دلِ مو می گروُ،هیوَس سراغِتْ
بیو که اُمشویی ،تا صُب موُ و یار تو ای سرما بشینیم ،پُی چراغِت
بیو که خَسّه وابی ،دل زِ دوری
شکِسْ آن سنگِ یکسالِ صبوری
نشَسْ در دل نوای وای وایی
نشاط رفت و گروُ جاشِ خموری
رمُندِنْ تو دلُم ،مهر و مرامِ
نمیدونُم کی دشمن کی ککامِ
نمیدونم کجا رفت غیرت دوست که میگِن دوس نی دوسَم دِ نامِ ِ
بکُشتن عقل و مَکر جاشِ گرُفته
اندیشه پُی پتی ور ما گرُخته
گرُخته روزی وا میگرده خونه
که دیر وابید و خونی ما دِ سُخته
بدون اُمسال بسی بدتر ز پار بی
چشُم از گُل خطا بیشتر زِ خار دي
ولی بیشتر زِ اي افسوس افسوس
دِ از نسلِ من و ما انتظار نی
زیاد دارُم گله یلدا بگُم سیتْ
ولی انگار ورُم تحل وابی توریت
انگار مینِ شلالِ جمع کردی
دیار نی دِ ورُم سیزَن تو بوریت
یه اُمشو تا صوا ور ما بشین تو
دغَل در کارِ اي مردُم بوین تو
بوین راس میگو ابرام یا دروغ بی
بشین تا که بوینی این چنین تو
ابراهیم حیدری
****
خورشید!
پرتقال آب داری ست
که ازشاخسارِصبح تازه
چیده می شود
و نسیم !
لبخندی
که درفنجان لحظه
لا به لای
جشن گنجشک ها
و پشت پلک های روز
یله می شود
زیبایی!
زیبایی اما
اتفاقی ست
که تنگِ غروب
بهارنارنج هایش را
قسمت می کند
فریبا محمدیان
****
لام تا کام ایستاده بود
گوش هایش را کند
ولی به هیچ گربه ای نداد
معلوم نبود نگاه می کند یا نه
اما قول چشم هایش را-
روزی که درخت شد
شاخه هایش را بخشید به کلاغ
به کلاغ های متعددی که-
حسین باقری








