دومین صفحه از بیستمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

"باران"
از منزلگاهی دور
به شنیدن خود از سنگ
فرود می آید.
وناگاه
به رویای رود
کام شیرینش در ثقل نمک
به اضمحلال نام می رسد.
دوباره
"سیزیف"خیس
که اعتبار نام وتبار
ولیاقت خویش
درفتح قله ی آسمان را
به اطناب دست سوز خورشید
گره خواهد زد،
بسیاران قطره نیز
به پله اش مد می شوند.
ودوباره
دوباره......
.........................................................
"هبوط نسیم"
خوابیدن من
بیداری"نسیم"است در خانه ام!
آمدن و رفتن از پنجره ی نیمه باز
که بعداز بیداری،
از آرامش ملایم هوا
وجنبش هنوز پرده ها
حس می کنم
هبوط ملکوتی اش را
که به خواندن چیزی آمده است.
علی حسین جعفری(بیدل)
سال۹۵
****

زندگی را چه رنگی میبینی؟
با توام...
ای رفته از دل
کدام خودکارت را برای من
کدام خودکارت را برای او
خبر میکنی؟؟
خیال میکنم
بودنت
باز هم کم است
این فکر وحشی
ساده بگویم
من را دیوانه میکند
فکر میکنم
من تورا شکست داده ام
اما
بهم اجازه باران بده...
الهه اسماعیل پور








