سومین صفحه از بیستمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل
چهره ادبی این شماره :
پرویز یاحقی ( درگذشت 1385، تهران)، آهنگساز

پرویز صدیقی پارسی معروف به پرویز یاحقی در ٣٠ شهریورماه ١٣١٥ هـ .ش در خیابان صفی علیشاه در تهران متولد شد. در کودکی بنا به مقتضیات شغلی پدر، همراه خانواده به لبنان رفت، اما پس از مدتی کوتاه به ایران بازگشت . از همان اوان با نوای موسیقی آشنا شد، زیرا مادر و دایی اش ،حسین خان یاحقی، از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بودند.
یاحقی ابتدا نزد دایی خود که از استادان بنام موسیقی بود، به شاگردی پرداخت و نواختن ویلن را آموخت. علاقه و استعداد شگرف وی در فراگیری نت و ملودیهای گوناگون موسیقی، سبب حیرت استاد شد. پرویز در خانه دایی خود که محل رفت وآمد موسیقی دانان بزرگی بود، با چهره های بنام موسیقی اصیل ایرانی چون ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، علی اکبر شهنازی، رضا محجوبی، حسین تهرانی، رضا قلی ظلی و مرتضی نی داود آشنا شد. مدت دو سال نیز نزد استاد ابوالحسن صبا به فراگیری ردیفهای موسیقی پرداخت و مراتب ترقی را طی کرد تا جایی که در همان سنین جوانی در برخی ارکسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها (تکنوازی ها) به او سپرده شد و در سیزده سالگی به عنوان نوازنده خرد سال ویلن سلو مشهور شد.
در هجده سالگی شروع به آهنگسازی کرد، با رادیو و برنامه گلها به همکاری پرداخت و اولین آهنگ خود «امید دل من کجایی» را با صدای غلامحسین بنان به گوش مردم رساند که بسیار مورد توجه واقع شد. یاحقی با بسیاری از شعرا و تصنیفسازان بنام مانند رهی معیری، معینی کرمانشاهی و بیژن ترقی همکاری کرد. او با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگهایی جاودانه، تنظیم، تکنوازی و همنوازیهای فراوان در کنار بزرگان موسیقی عصر خود رشد کرد و به عنوان یک نوازنده صاحب سبک به جامعه معرفی شد. یاحقی در احیای هنر موسیقی اصیل و سنتی ایران و زنده کردن گوشههای پر بار و غنی دستگاههای آن و نمایاندن نقش ویلن در ساز سلو و تکنوازی که دارای سبکی ابتکاری و بدیع است، سهم مؤثری را به خود اختصاص داده است. زیرا او توانست با استفاده از سیم های بم و مهجور ویلن ،به قدرت تأثیر و وسعت آن بیفزاید.
دیگر از شاهکارهای او ساختن و اجرای چهار مضراب های مختلف در قطعات موسیقی ایرانی است. یاحقی در کارنامه هنری خود بیش از 500 تصنیف از خود به یادگار گذاشته است. مجموعه «راز و نیاز» از آخرین نواختههای یاحقی است. همنوازیهای مشترک وی با جلیل شهناز نیز در زمره جاودانهترین قطعات اجرایی در موسیقی اصیل ایرانی به شمار می رود.
اگر به زمان ساختن این آهنگ ها و سال های فعالیت یاحقی توجه بکنیم، درمی یابیم در برهه ای که وجود موسیقی های مبتذل و کاباره ای و... موسیقی اصیل ایرانی را تهدید می کرد و به حاشیه می راند، او یکی از خادمان و پاسبانان این موسیقی بوده که هنوز هم پس از گذشت بیش از نیم قرن همین خط سیر را دنبال می کند و اخیرا چند کار از تکنوازی ها و کارهای بدون کلام او منتشر شده که حاصل گوشه نشینی سال های اخیر اوست و در این آثار، اندکی تغییر فرم و تبعیت احساس را از عوامل اجتماعی و شرایط محیطی و روزمره مشاهده می کنیم.
یاحقی با نواختن سه تار نیز کاملاً آشنا بود و در صدابرداری هم یدی طولایی داشت و آرشیوی غنی از موسیقی فراهم آورد که در نوع خود منحصر به فرد است.
وی 12 بهمن سال 1385 به دلیل ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.








