ششمین صفحه از بیستمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل
مقاله ادبی : دهقان فداکار

شهرت ناصر خسرو قبادیانی در ادب فارسی یکی به خاطر کتاب سفرنامه اوست که به زبان ساده و روان به شرح سفر هفت ساله اوست در جستجوی یافتن حقیقت وانتخاب مذهب وعقیده فکری اصلح و به قول امروزی ها گزینش یک ایدیولوژی و مکتب فکری ناب ان هم پس از چهل سال زندگی در دربار وداشتن یک زندگی اشرافی و .....!
ازدیگر دلایل شهرت ناصرخسرو سرودن اشعاردینی و مکتبی است.او شعر را درخدمت مکتب و اندیشه ومرامنامه خودیعنی ,,مذهب شیعه اسماعیلی ,,یا,,هفت امامی,,قرار داده است و از راه و رسم شاعران زمانه خود یعنی مدیحه سرایی و ستایش شاهان و حاکمان رویگردان بود وشعر ش را وقف توصیف خط وخال وابروی معشوق ننمود .
من انم که در پای خوکان نریزم مر این قیمت در,,لفظ دری,,را
یعنی هیچگاه شعر خود را که به زیبایی و ارزش مرواریدهای شاهوار هستند در راه ستایش حاکمان حرامخوار و خوک صفت صرف نمی کند.
هرقدر سفرنامه ناصرخسرو ساده و قابل فهم است صدچندان قصاید واشعارش دیریاب و تا حدودی غیرقابل فهم..!
ناصرخسرو شاعری هنرپرداز نیست و نمی خواهد اشعاری بسراید که سرشار از آرایه های لفظی یا معنوی باشد.
یکی از دلایل دشواری برخی از ابیات ناصرخسرو,,تعقید لفظی,,است.در هم ریختگی اجزای جمله و نامرتب بودن جملات از نظردستوری عامل تکلف و دیرفهمی معنا و مفهوم سخن می گردد.
برای مثال شعر زیر را بررسی می کنیم:
چرا خوانم چو فرقان کرده ام از بر به جای ختم فرقان مدح دهقان
واژه های بیت دشوار نیستند.معنی فرقان ,,قران,, و معنی مدح ,,ستایش ,,و مداحی است.
واژه دهقان کمی دشوار است و درگذر زمان معانی متفاوتی داشته که به شرح ان خواهم پرداخت..!
ترتیب اصلی جمله چنین است.چرا به جای ختم قران,مدح دهقان را بخوانم,چون من قران را از برکرده ام.ناصرخسرو می گوید من به جای ستایش دهقانان باید به تلاوت وحفظ ان بپردازم.,
واژه دهقان معرب,,دهگان,,است.در پهلوی به شکل ,,دهیکان ,,رایج بوده و در زبان عربی مصدر,,دهقنه,,از ان ساخته اند.همچنین کلمه ,,دهقانه,,به معنی زن دهقان در شعر ونثر اعراب به کار رفته است.
دهقان به معنی ,,کشاورز,,مالک وصاحب باغ وملاک,,و به معنی,,ایرانی,,هم در شعر وسخن ناصر خسرو و دیگر شعرای ایران کاربرد فراوان داشته است.
فردوسی درشعر زیر ان را به معنی ,,کشاورز,زارع,برزگر,,بکار برده است;
بهاری است گویی در اندر بهشت به بالای او سرو دهقان نکشت
ناصرخسرو نیز در بیت زیر آن را به معنای کشاورز استفاده کرده است:
جهان زمین وسخن تخم وجانت دهقان است به کشت بایدمشغول بود دهقان را
دهقان در معنی ایرانی وکسی که نژاد ایرانی دارد نیز به کاررفته است.برای مثال در ابیات بسیار مشهورزیر از حکیم توس:
ز ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید اید اندر میان
نه,,دهقان,,نه ترک ونه تازی بود سخن ها به کردار بازی بود
فرخی سیستانی شاعر شیرین بیان ایران نیز در بیت زیر واژه دهقان را به معنی ایرانی بکار برده است:
هرکسی به عید خویش کند شادی چه عبری و چه تازی و چه دهقان
حکیم ناصرخسرو نیز در این بیت دهقان را به معنی ایرانی به کار برده است:
سواران تازنده را نیک بنگر در این پهن میدان ز تازی و دهقان
همچنین دهقان یک طبقه و گروه اجتماعی بودند که معمولا املاک زیادی داشتند و بسیار محتشم و ثروتمند بودند و مثل اربابان وکدخدایان رعیت و زیر دستانی داشته اند.دهقانان به تاریخ وپیشینه ایران بسیار دل بسته و علاقه مند بودند و روایات و سرگذشت شاهان و پهلوانان و جنگجویان ایران را از حفظ داشتند و سبنه به سینه به فرزندان و ایندگان منتقل می کرده اند.
چرا خوانم چو فرقان کرده ام ازبر به جای ختم قران مدح دهقان
درشعر فوق دهقان به معنی حاکم وملاک یا فئودال به کار رفته است...شاعر از اینکه بخواهد به ستایش حاکمان و شاهان و ثروتمندان بپردازد خود را برحذر می دارد و شماتت می کند.به خود می تازد و می گوید تو که قران را از حفظ داری چرا به داستانسرایی و نقل سرگذشت شاهان و مداح تاریخ گذشتگان می پردازید؟
فردوسی بزرگ از طبقه دهقانان بود.دهقانی فداکار که یک تنه و تنها و با اراده ای بی مانند تصمیم به ساخت و بنای کاخ شکوهمندزبان و ادب فارسی می گیرد.
کاخی ان چنان مستحکم,رفیع و بلند که از باد و باران و بلایای طبیعی وغیر طبیعی جان سالم به در برده است و تمام اقوام ایران و دوست داران کشور ایران با تکیه به این کتاب بزرگ که باید ان را ,,قران عجم,,خواند احساس همدلی و برادری و قدرت می کنند.
با خواندن شاهنامه هر ایرانی احساس امنیت وعظمت واقتتدار می کند.
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
بر اوردم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند
خداکرم پدیدار...جزیره خارگ اسفند ماه ۱۳۹۵








