مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

هفتمین صفحه از بیستمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

با سلام و درود به همرهان 

هنوز هم گهگاهی با خاطرات و یاد کلاسهای مکتبهای ادبی و نقد زندگی می کنم . اغراق نگویم که با کلاسهای دانشگاه و ادبیات انگلیس به ادبیات خودمان علاقه مند تر شدم . یادآوری آن دوران این شد که بخشی جدید را با عنوان "مکاتب ادبی" در دوهفته نامه زین پس داشته باشیم .

مکاتب ،منظور سبکها یا دوره هایی است که در آن دوره ها نویسنده با آن اسلوب داستان نوشته است. هر مکتب در نوع نگاه ، جهان بینی نویسنده و در نوع نوشتن تاثیر دارد. در این شماره با مکتب کلاسیک این دفتر را می گشاییم . 

 

مکتب کلاسیک

 

کلمه ی کلاسیک دارای دو معنی علمی می باشد.

الف: از همه ی آثاری که نمونه و شاخص ادبیات کشوری شمرده می شود به عنوان آثار کلاسیک یاد می شود، مثل آثاری چون آثار سعدی، حافظ ، آثار شکسپیر و ....

ب: به معنی خاص خودش به عنوان یک مکتب ادبی در کنار مکاتب دیگر و منظور از آن مکتبی ست که در قرن هفده در فرانسه بوجود آمد و مهم ترین ویژگی آن تقلید از آثار رم و یونان قدیم بود.

مکتب "کلاسیسیسم" اولین سبک ادبی است که در قرن هفدهم، بعـد از دوران باروک در فرانسه به وجود آمد. نهضت اومانیسـم (انسانگرایی) را که در قرن چهاردهم در ایتالیا شکل گرفت، تا حدودی می‌توان زمینه‌ساز مکتب کلاسیسیسم فرانسه دانست. کلاسیسیسم مکتب قانون‌ها، قواعد و اصول است که بایدها و نبایدهای بسیاری را شامل می‌شود. پیروان این مکتب، مطابق قواعد و قوانین قدما عمل می‌کنند و در ادبیات به تقلید از ادبیات یونان و روم می‌پردازند.در قرن هفدهم، آثار نویسندگان به دو دسته کلاسیک و غیرکلاسیک یا مردمی تقسیم می‌شد. ادبیات کلاسیک نیز، ادبیاتی عامه‌پسند و مردمی نیست. این ادبیات مختص طبقات بالای جامعه و قشر تحصیل کرده و خاص مدارس به منظور آموزش است.از نظر نویسندگان کلاسیک، یک اثر ادبی یا هنری با رعایت کامل و دقیق اصول و قواعد کلاسیک می‌تواند بـه درجـه "کمال" و "زیبایی" مطلوب برسد. به همین دلیل شعرا و نویسندگانی مانند مونتنی (Montaigne)، رونسار (Ronsard)، کرنی (Coroneille) چـون این اصول را رعایت نمی‌کردند و بیشتر به زبان مردم و عامه می‌نوشتند یا می‌سرودند، آن‌ها را جزو نویسندگان کلاسیک محسوب نمی‌کنند.

لغت شناسی و تاریخچه


کلمه کلاسیک صفتی است که ریشه آن واژه لاتینی کلاسیکوس (classicus) و به معنی درجه اول است. به تدریج این واژه برای سخن گفتن از نویسندگان درجه اول جامعه استفاده شد، یعنی کسانی که نوشته‌های آن‌ها در کلاس‌های درس تدریس می‌شد. وقتی این کلمه را به طور دقیق استعمال کنند و از آن اراده اصطلاح ادبی خاصی را نکرده باشند به معنی اثری است که به عنوان نمونه و مظهر کامل مورد قبول همگان باشد و وقتی نویسندگان کلاسیک یا هنر کلاسیک گفته می‌شود، مقصود نویسندگان یا هنری است که تمام ادوار آن‌ها را پسندیده و نمونه شناخته‌اند.به طور کلی نیمه‌ی دوم قرن شانزدهم، دوره‌ای بود که در آن برای نخستین بار آیین ادبی جامعی برای خلق آثار ادبی به وجود آمد. این آیین و قواعد که دارای اصولی بودند که حتی تا پایان قرن هجدهم نیز ارزش و اعتبار خود را از دست نداد، در آغاز قرن هفدهم مایه‌ی ایجاد مکتب کلاسیسیسم گردید.

صفت کلاسیک برای اولین بار در دوره‌ی رنسانس برای تعیین نویسندگان درجه اول به کار برده شد، ولی در واقع این رمانتیک‌ها بودند که با مشخص کردن حدود و ویژگی‌های جنبش هنری - فرهنگی‌شان، معنای امروزی واژه‌ی کلاسیک را به آن بخشیدند.کلاسیسیسم با شروع رونسانس در ایتالیا ظهور کرد. پس از مدتی شهرهای مختلف ایتالیا به خصوص شهر فلورانس به مهدهایی برای گردهم‌آیی هنرمندانی اومانیست چون میکل آنژ، رافائل و برونِلِسکی به منظور تحقیق، جمع‌آوری و تقلید از آثار یونانیان و رومیان باستان گشت. این سبک به تدریج میان هنرمندان و نویسندگان متداول شد به طوری که در نیمه‌ی دوم قرن هفدهم به یک جنبش بزرگ تبدیل شد که در فرانسه در دوره‌ی سلطنت لویی چهاردهم و با پشتیبانی ریشولیو به خود اوج رسید و در مقابل جنبش باروک قرار گرفت.

 

اصول مکتب کلاسیک

  1. پیروان این مکتب در جستجوی تعادل و تکامل بوده اند. تعادل عمیق بین جوهر ذهنی یا عاطفی اثر ادبی یا قالبی که آن اثر در آن قالب ارائه می شود( تعادل بین معنا و فرم یا به عبارتی همگرایی بین شکل و محتوا).
  2. تقلید از طبیعت: عکاسی و تقلید دقیق و واقعی. یعنی جوهر هر چیزی را خوب بیرون بکشند و بدون زوائد به شرح آن بپردازند.
  3. تقلید از قدما: از نظر کلاسیک ها تقلید مستقیم و بی واسطه جایز نیست، زیرا هیچ یک از سر مرز هایی که طبیعت در معرض دید بشر گذاشته کامل و بی نقص نیست اما بعضی از قدما توانسته اند از میان مظاهر طبیعت بهترین و مناسب ترین را انتخاب کنند که زیبا و جاودانیست.
  4. اصل عقل و احساس: در آثار اولیه خرد گرایی محض و در آثار بعدی روحیه ی تخیل به جای خرد گرایی مشهود است.

 

ادامه دارد ....

یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ 20:4 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)