دومین صفحه از بیست و سومین شماره دو هفته نامه بردل

درجام بکش هوم وبده شاخه ی برسم
یک سر بشوم مست و زپتیاره نترسم
اهریمن و دیوان زغریوم بگریزند
لب ریز اهورا بشود ظرف حواسم
در مستی اگر مردم و در کوزه سپارید
من مهر تورا جسته نه بر کیش مجوسم
این پیکر خاکی بگذارید ستودان
تا کرکس و سگ ها بخورد جسم نحوسم
با مهر کشد پر به سرای تو روانم
از جام لبانت می جاوید ببوسم
حسین جعفری فروردین 96
****

دنیا تصویر جهان دیگریست
افتاده به زمین
بعد باران
****
چند پله باقیست؟
تا رسیدن به بام بلند زمین
از اینجا که منم؟
****
سفید
همیشه سفید نیست
برف نیست
روشنی نیست
انگاه که زیر پتوی زفاف
باکرگی زمین را می خراشد
ابستن سبزیست
گاه تازیانه ایست در هیبت پرستو
کلاغ های نشسته به تارها را می پراند
به تنی که بپیچد
هیاهو می شود در حنجرها
شیرین ترابی
****

بن بست شعرهایم"
سری به بن بست شعرهایم بزن
ناگفته هایم آنجاست!
حرف هایی
برای سایه ی متولد شده در من....
آنکه
سیاه نیست
خاکستری نیست
وشاید سفید هم!
رویایی ست
که پا به پای من
خواب وبیداری ام
وزندگی ام را
می آید....
*****
"سایه ها"
سایه ها
کورمال کورمال
دست به دیوار می کشند.
سایه ها
راه خود را گم کرده اند!
سایه ها....س س سایه ها
مدتی ست مهمان دل من اند!
****
سکوت
بلندترین فریادی است
که قلمم نوشته است!
بهار(فروردین)۹۶/کبری زال








