بیست و چهارمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات بردل
بیست و چهارمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات را با افتخار تقدیم می کنیم . در ابتدا یکم اردیبهشت ماه ، گرامی داشت روز " حضرت سعدی " به شادی باد و پند ورزی .به رسم همیشگی در ابتدا در گلستان با صفا و فرح بخش شاعران دیارمان گلگشت ها نموده و از خرمن ذوق آفرین آنها خوشه ها می چینیم و سپس چهره ادبی این شماره را معرفی می نماییم .
در ادامه با بخش های متنوعی از نشست انجمن ادبی باران ، ادامه بخش مکاتب ادبی ، سفرنامه و .... همراه می شویم . امید که مورد پسند طبع شما ادب دوستان واقع گردد .
****

خوش به حال مورچه ها
که تکه تکه ات را بردند
تا زندگی
در کام فرزندان شان شیرین شود
***
ماه
در فنجان افتاد
تا به لب هایت برسد
***
گام به گام
اندام به اندام راه افتاده ای
رگ به رگ
پرچم افراشته ای
بگو مقصدت
کدام گوشه از وطن کوچک من است .
شیرین ترابی
***

آغاز
صبحی ست
که از
گیاه شب
بوی بابونه
می وزد
و
حجم برف
ازشانه های درخت
تکانده می شود
فریبا محمدیان
***

چشمان شیشه ایم را در می آورم
ها میکنم و هی دستمال میکشم
انگشتانم در دلم
از تو خودکاری روان نیت میکند
اشک خودکار بر صورتم پخش میشود
و حالا آن طرفتر
در پشت میدان شهر
ایستاده ای
بی انکه به من بگویی
برایم نفس میکشی
و من فقط
تصور میکنم
تنهایم
الهه اسماعیلپور
***
کرکره را
پایین کشیدم
تابلو را برگرداندم
تعطیل
کودک نوپای درونم را
حبس کردم
آهوی از بند رسته ی
عمرم
رها است...
هر روزی که در پی آن ،
خط می افتد روی پیشانی ام
به بلندای آسمان
نامم را
حالم را
فالم را
سنگ سرد
حفظ خواهدکرد
بدرود
عمر بر باد رفته
آرزوهای پوچ..
ای قد به قامت نبسته
بدرود...
سمیه دهقانی
***

هر چه میخام بکنُم ترک دیارش نمیشا
یا کمی دل بکنُم نرَم روالش نمیشا
بد جوری گیرِ دلُم تو دومه عشقش که مپُرس
هر چی که زور میزنُم کنُم فرارش نمیشا
وقتی سیلِ چشلش هجوم میاره سی دلُم
گیرِ بُرمش می کنُم رد و گلالش نمیشا
بیش صد بار بردُمه «ابرام»نومِ خوم زِ یاد
خط وخال و چشل و لعلِ چو نارش نمیشا
ابراهیم حیدری
***

محور دل
بیا تا قدر محورها بدانیم
کمی هم دقتی در آن نماییم
بود «مبدا» اساس هردو محور
گهی گنگ گهی گویاست هر دم
چرا مثبت به منفی می زند نق
که منفی ها ز دستش می کند دق
اگر منفی ومثبت ها درآیند
زغصه هر دل عاشق رهایند
هر آن مثبت ره راسی نماید
و یا منفی به سمت چپ گراید
نهایت تا نهایت « واگرایند»
بسان خصم از هم سر ربایند
اگر هر دوشوند پرّان ازاین دل
دل آنگه تا ابد می گردد عاقل
سراغاز همه باشد زمبدا
که تا آخربه سمت حق هویدا
الهی «قدرت مطلق» تویی تو
که تا مثبت بجوید هم ره تو
خدایا «مبدا» هستی تویی تو
حیاتی نیست باقی، جمله ای تو
محمدعلی حیاتی
***








