باد می آید ....
باد می آید
باد می آید
سوزناک و گرم
باد می آید
باد می آید
آتشین هر گام
باد می آید
باد می آید
می کشد از جان دشتستان
شیره ی احسان
خاک می افشاند
اندر چشم هر عابر
گرد باد سرخ با فریاد
هر طرف
پیچان شود
تا وارهاند خوشه ی جان را
از کف این باد
چتر نخلستان
می وزد باد دهور
بر پیکر این دشت
تیغ تیز
اندر کف این لشکر اخگر
ظالمانه می کشد
ازپشت
برتن این کولیان خنجر
غم نشسته بر دل از تش باد
آه خشکیده
در گلوی دشت
گونه های سوخته
از دختران شرم
باهجوم بادهای گرم
می گریزدجاده از این باد
می خزد
درلانه هر جنبنده
بافریاد
می کشد در زیر لب
که
نیست باد این باد.
باد می آید
سوزناک و گرم
باد می آید
باد می آید
آتشین هر گام
باد می آید
باد می آید
می کشد از جان دشتستان
شیره ی احسان
خاک می افشاند
اندر چشم هر عابر
گرد باد سرخ با فریاد
هر طرف
پیچان شود
تا وارهاند خوشه ی جان را
از کف این باد
چتر نخلستان
می وزد باد دهور
بر پیکر این دشت
تیغ تیز
اندر کف این لشکر اخگر
ظالمانه می کشد
ازپشت
برتن این کولیان خنجر
غم نشسته بر دل از تش باد
آه خشکیده
در گلوی دشت
گونه های سوخته
از دختران شرم
باهجوم بادهای گرم
می گریزدجاده از این باد
می خزد
درلانه هر جنبنده
بافریاد
می کشد در زیر لب
که
نیست باد این باد.
حسین جعفری
دهم اردیبهشت نود و شش
یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ 16:39 سید حسام مزارعی








