"حق به حقدارش رسد آیا دمی ؟"
به نام خدا

طالع مهر ولا در آسمان
کعبه ی حق از قدومش دل فشان
فاطمه اندر صف احرام بود
حامل حق کوکب اسلام بود
حق که می آمد به عالم در عیان
کعبه مهد نیک آن مولود جان
مهر گردون از طلوعش شادمان
کعبه ی دل پر زمهرش جاودان
گر نمی شد ذات مولا در وجود
هیچکس شایسته ی زهرا نبود
چون سبب می گشت پیدا نور عین؟
گوهر دُردانه ی ذات حسین ؟
کودکی همراز با " خیرالانام "
با نَبی و با نُبی شد شادکام
یوم " انذراقربین " را یاد آر
کرد پیغمبر وصیت آشکار
در حدیث منزلت گوید : علی !
" أنت منی انه ُ اِلا نَبی "
ای علی ، حکمت هزاران باب باد
از وجودت چشمه ی دانش گشاد
" شهر علمم من ، علیٌ باب ها
چون که وارد می شوی از در بیا
در شب معراج همپای نبی
عرش شادان از حضور آن وصی
در غزای کفر دین شمشیر حق
حق بجستی در وجود او سبق
هر زمان که حق بگشتی بی قرار
دست بردی " شیر حق" بر ذوالفقار
در احد ، بدر و حنین و کنده جا
بود بازوی علی خیبر گشا
در غدیر آمد ولایش زآسمان
" کنت مولا من ، علی مولا " نشان
جهل و تزویر گروهی خویش کام
کرد شمشیر علی اندر نیام
گر که می آمد زعالم مشکلی
کس نبودی جز علی ، آن منجلی
باستم هر غافلی برداشت گام
توسن عدل علی می شد لگام
بود اندر بحر غم غواص ، کوه
تا شود دُّرِ حقیقت با شکوه
ای علی ظلم از تو رسوا می شده
قطره از مهر تو دریا می شده
مهر از نور تو روشن می شود
باغ از بوی تو گلشن می شود
هیچ گل از بوی تو خوشتر نرُست
خوشتر از نقش تو در عالم که جست؟
چاه از عشق تو می جوشد هنوز
ماه ره سوی تو می پوید هنوز
"ای علی که جمله عقل و دیده ای"
غیر ناحق از زمان بشنیده ای ؟
غاصبان از بیعتت گشته جدا
در دل امت تویی فرمانروا
حق به حقدارش رسد آیا دمی ؟
می شود غمخوار مسکین، منعمی ؟
هر زمان حقگوی ، شیری می شود
حق کلام یک دلیری می شود
وای بر ایمان و جهل غاصبین !
قاسطین و مارقین و ناکسین
وای بر ایمان بی تدبیر باد
وای بر جهل پر از شور زیاد
تا سپیده چشم بگشاداز فلق
دید داس جهل، خندان در شفق
عقل و ایمان گر که همراهی کند
غوره را چون مُل به خوبی می پزد
گر که میدان از خرد خالی بود
جای و جولانگاه رمّالی بود
تیغ تیز اندر کف آن بی وفا
کرد در عالم چنین غوغا به پا
بر گمانش تیغ او حق می نمود
وای برجانش که ناحق می گشود
پور ملجم کاش دستش می شکست
یا نبودی از شراب جهل مست
کاش او یک جو خرد می داشتی
یا به قلبش مهربانی کاشتی
کوه حق را او زنادانی نیافت
قلّه ی اندیشه ی حق را شکافت
تیغ بر " شاه نجف " چون می کشید؟
صفحه ی قرآن ناطق را ندید؟
خون تو دریای حق شد یا علی!
" فزت رب الکعبه " گفتی ای ولی !
عشق کشتی هست و ناخدا علی
جمله عالم هست ، جز خدا ، علی
پیشوای ما علی ، مولا علی
مرهم هردرد و هم دوا علی
در دو عالم نیست جز مولا ، شفیع
همسر آن دُّرِ پنهان بقیع
کن شفاعت در قیامت ، یا علی
با کرامت ، با صداقت ، یا علی
حسین جعفری – پاییز ۸۹
🍁🍂🍃🍁🍂🍃
@moziribeyvaea








