مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

بیست و نهمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل " وبگاه

قلم ، زبان عقل و معرفت و احساس انسانها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است . قلم زبان دوم انسان هاست . هویت ، چیستی و معناگر وجود معنوی انسان است . 

چهاردهم تیرماه روز قلم بر صاحبان اندیشه و کلام و قلم تهنیت باد . 

 ****

بیست و نهمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات را با افتخار تقدیم می کنیم . به رسم همیشگی در ابتدا در گلستان با صفا و فرح بخش شاعران دیارمان گلگشت ها نموده و از خرمن ذوق آفرین آنها خوشه ها می چینیم و سپس چهره ادبی این شماره را معرفی می نماییم .

 

در ادامه با بخش های متنوعی از جمله مقاله ادبی ، ادامه مکاتب ادبی ،معرفی کتاب و .... همراه می شویم . امید که مورد پسند طبع شما ادب دوستان واقع گردد .

 

 

 

گل اگر جویم به دستان تو باشد

کار من تصویر چشمان تو باشد

 

گر نویسم روی کاغذ چند سطری

حرف من زیبا به خواهان تو باشد

 

گر شکسته می رود بر روی کاغذ

خط من چون  خط مژگان تو باشد

 

من از این دنیا ندارم انتظاری

قبله ام آن  طاق زلفان تو باشد

 

دل اگر آشفته است و بی قرار است

هوشیار است و پریشان تو باشد

 

بار دیگر فرصتی یابم کنارت

خواب من در مهراحسان تو باشد

 

حسین جعفری _

سروده شده دهم تیر نود و شش

*****

 

فصل برداشت که میشود

زنها

گندم را

با شعر درو می کنند

***

عشق

اتفاق می افتد

از سکوت لبهای تو

تا ...

حضور چشمان من

***

چقدر آینه باشم با تو

چقدر دیوار باشی با من

 

کبری زال

****

 

در پوست خودش بود و

سر به سر شب نمی گذاشت

با دستی که نداشت

دریا را باز کرد

دیدارهای پیش از ساعت ده را

 در روشویی شست

- از کجا که مبتلاتر نشویم!

 

(دلم می خواست تماما آب شوم

بزنم به جاده

و تو رودخانه صدایم کنی)

 

جلو آینه

استالینش را تاب داد

پرسید آمار غرقی های امروز؟

- سه نفر حوالی نای بند، یک نفر راس المطاف

 - با این همه،  از کجا که ناخداتر نشویم!

.

 

حسین باقری

****

 

سخت است بخندانی و خود غم زده باشی

بر  صورت  خود  سیلی   محکم زده باشی

 

در  قهوه ی چشمان  خودت زل بزنی گیج

خود  را  ته  فنجان  خودت هم زده باشی

 

چون  ابر  بباری  و  ببخشی  و  بشویی

بر  خاطر تب دار  خودت  کم  زده باشی

 

امضا  بزنی نامه ی  ویران  شدنم  را -

اخبار  بگوید  که  تو  در  بم  زده باشی

 

در کوچه ی بی عابر خود گریه کنی فاش

چون پنجره در قاب خودت نم زده باشی

 

از  حوصله ی  تنگ  خودت  شعر  بسازی

با  قمری احساس خودت  دم  زده  باشی

 

حوای  خودت  باشی  و  دستان  ردت را -

بر  سینه ی  مشتاق  هر  آدم  زده  باشی

 

#روشنک_شولی(حوا)

چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ 12:10 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)