به بهانه 13 تیر، جشن تیرگان

نیاید آب شاپور توی لوله/ بپیچد دشتسون مثل گلوله
اتحادخبرـ حسین جعفری: در بهمن ماه 95 مطلبی در باب کم آبی و قحطی آن با عنوان " آه آب" در این پایگاه خبری منتشر کردیم و گفتیم باید کمبود آب و قحطی آن را با تمام وجود احساس و درک کنیم، تأکید کردیم مسئولین و برنامه ریزان بیشتر به فکر باشند... و اما امروز چون در آستانه ی سیزدهم تیر ماه جشن آبریزان و سپاسگزاری برای آب هستیم این مطلب را می نویسم...
*********
اگر روزی:
" نیاید آب شاپور توی لوله بپیچد دشتسون مثل گلوله "
پیشینیان می گویند " روزگاری، شاید نه چندان دیر، این کوه سرخ رنگ و خشکی که بالای شهر برازجان می بینید و " گیسکان " سر افرازش می نامیم. چنین خشک و سرخ و سوزنده نبوده بلکه پوشیده از جنگل هایی از درختان " بنه " و " کلخونگ " و بادا م کوهی – الوک- بود که هنوز هم تک و توکی در کوه های اطراف باغ تاج و ...هست و این دشت برهوت که در حاشیه ی این کوه است و در تابستان با وزش " تش باد " گردی سرخ رنگ از آن به پا می خیزد و بر سرو صورت هر موجود عابری بی رحمانه می ریزد و با او می ستیزد پوشیده از جنگل های کنار و خرگ و کهور و... بود که گله ی اشتران در آن پیدا نبود . همون پیشینیان نقل می کردند که این " دره ی آردو " رودخانه ای بود که حوالی "تل مر" به نخلستان ها و کشتزار می رفت. و چندین رشته قنات از کوه به دشت جاری می شد واز جیمه و جرافی ، جنگل های کره بند شروع می شد و هر دره و تنگه ای ازاین کوه از" ننیزک" و شاهزاده ابراهیم گرفته تا" تل ماری " کنار رودخانه ی "سرقنات " و از آنجا نیز در بالای شهر وحدتیه تا نزدیکی " چوب گرگ " جایی که اکنون " سد شهید رییس علی دلواری " است تنگه ای نبود که چشمه ای آب از آن فوران نکند و مسیله ای نبود که به طرف دشت روان نباشد، اما بنا به جنس خاک وکوه ، برخی شیرین و گوارا و برخی گوگردی و بعضی هم شور و تلخ ولی به هرحال آب بود و آبادانی و اکنون شاهد این گفتار در برخی تنگه ها مانند بالای روستای قراولخانه چشمهی آب شیرین و بالای شهر دالکی و آب مخک نیز چشمه های آب شیرین و گوارا هست و در کوه های بالای شهر وحدتیه نیز، تا دهه ی گذشته، چشمه هایی آب شیرین بود. ولی آخرین نفس را ، ببخشایید ! از دست ما این مخلوق فرسایشگر و تخریبچی ، ناسپاس ، قدرناشناس و خودخواه می کشند و کشیدند. مردم ایران از گاه باستان برای هریک از مظاهر طبیعت مانند چهار آخشیج و این عناصر اصلی ، باد ، باران ، خاک و آتش الهه ای داشتند و این عناصر و دیگر نعمت های الهی را مانند ایزدان می ستودند که ما امروزیان می گوییم آن ها مجوس و بت پرست بوده اند ولی خوب که دقت کنیم و اگر همین آخرین قطره های آبی که به صورت جیره بندی اکنون از رودخانه ی شاهپور در لوله ها به دشتستان و استان بوشهر می رسد روزی نباشد و نیاید با عرض معذرت باید " گتورا بگذاریم توی کوچکو " و تا اصفهان و فلاورجون ، فرار کنیم و آن مردمان هم با چشم غربتی و غوری بهمان نگاه کنند . می گویی این عامو دیوانه است و مریض که دارد در این عصر مدرنیته و اینستاگرام و وتساپ این ها را می نویسد ؟!! و مطلب بلد نیست که بنویسد ؟ در جواب شما دوست عزیز باید عرض کنم :" اگر نمیریم، نپیریم " و زود باشد با این آب بازی ها و موزاییک حیاطمان و سنگ فرش ها و آسفالت کوچه هایمان را با آب شاهپور شستن و عصرها آب بازی کردن با این نعمت خدا که بیاید که قطره ای از آن را در بطری هم بجوییم و نیابیم.
یکی از این چهار نعمت الهی که قدرش را خوب ندانیم و آن را بیش از نیاز هدر می دهیم آب است و چون در آستانه ی سیزدهم تیر ماه جشن آبریزان و سپاسگزاری برای آب هستیم این مطلب را می نویسم. این روز و این ماه را ایرانیان قدیم جشن می گرفته اند و معتقد بوده اند "تیشتر" فرشته ی آب و آورنده ی باران است و اوست که با "اپیوش" دیو خشک سالی مبارزه می کند و هرمزد – خدای بزرگ- چون جهان را آفرید ستاره ی تیشتر را به آبیاری عالم گماشت تا از ابر باران ببارد و زمین را سیراب کند. آنگاه ستاره ی تیشتر نخست خود را به چهره ی جوانی پانزده ساله با قامت بلند و اندام توانا و چشمانی درشت و چهره ای تابنده در آسمان نمایان کرد و ابرها را آورد و مدت ده شبانه روزباران بارید و سپس به صورت گاوی زرین شاخ و نیرومند و سوم بار به شکل اسبی سپید و گوش های زرین هر بار به مدت ده روز باران بارید و آب ها روان شدند و همه ی جانوران زهر آگین و موزی را به دور ترین نقطه ی زمین راندند ولی لاشه ی این جانوران زهر آگین بر زمین ماند و زمین و خاک را زهر آگین کرد و تیشتر به شکل اسبی سفید و زرین گوش نمایان شد و با "اپیوش" دیو خشک سالی، که به شکل اسبی سیاه با دم کوتاه و گوش های بریده که آمده بود تا جهان را به خشکی و تشنگی بکشاند در کنار دریای "فراخکرت " به ستیربرخاست و سه شبانه روز جنگیدند اما متاسفانه فرشته ی باران شکست خورد و اپیوش او را هزار گام از دریای فراخکرت دور انداخت و فرشته ی باران خروش بر آورد وبه در گاه هرمز نالید" وای برمن، وای بر گیاهان زمین و ای بر مردمان " چرا مردمان از من یاد نمی کنند تا نیرو گیرم و دیو خشکسالی را شکست دهم. هرمز د، تیشتر را یاری کرد و نیروی ده اسب به او داد و تیشتر با دیو خشکسالی در افتاد و سرانجام بر او چیره شد و او را هزار گام از دریای فراخکرت دور کرد و باران باریدن گرفت و جوی ها و رودها روان گشت و گیاهان و درختان خرم شدند و مردمان شادی کردند دیو خشک سالی دیوی دیگر را به نام " سپینچکر" را به یاری گرفت ولی نتوانست فرشته ی باران را شکست دهد و می گویند این صدای رعد به هنگام باران صدای فریاد سپینچکر است که تیشتر با گرز "وازشت " یا همان جهش برق بر سر او می کوبد و باران بارید وهمه ی جانوران زهرآگین و موزی را شست وبه در یای فراخکرد – اقیانوس و محیط بزرگ که اکنون اقیانوس کبیر می نامیم – برد واین که آب دریاها تلخ و شور است به دلیل زهر آن موجوات است ومردمان ایران، هرسال سیزده تیر ماه و آغاز تابستان این پیروزی را جشن می گیرند و با پاشیدن آب به روی یکدیگر سپاسگزاری می کنند.
بیایید ما هم سپاسگزار آب این مایع و مایه ی حیات باشیم و عصرها در حیاط و کوچه آن را هدر ندهیم. بیایید ماهم با فرشته ی باران علیه دیو خشک سالی بجنگیم و نگذاریم با آمدنش و پیروز شدنش مجبور شویم خانه و کاشانه ی خود را رها کنیم وبه جانوران موزی و زهرآگین بسپاریم. بیایید ماهم بر سر" اپیوش " و" سپینچکر" فریاد بزنیم وبا آن ها مبارزه کنیم. این مبارزه برای ما خیلی سخت نیست . هر نفر روزی یک لیوان آب کمتر هدر بدهیم و شناور منبعه های آب خود را درست کنیم و موقع مسواک زدن و شستن دستهایمان شیر آب را باز نگذاریم و عصرها با آب و شیلنگ در حیاط و کوچه بازی نکنیم و آنچه شما بهتر می دانید./ص
چاپ خبر
مرتبط:
» آه آب! [5 ماه قبل]
» رویای رازداران [حدود 1 سال قبل]
» آب حیات یا حیات آب ؟ [بيش از 4 سال قبل]
» حکایت فرهنگیان و فرهنگ شهر در یمین و یسار برازجان [10 ماه قبل]
» وای اگر این نامه ی شاهان نبود! [حدود 1 ماه قبل]
» بحران و کمبود آب در رودخانه ها و شبکه های آبیاری استان جدی است [بيش از 3 سال قبل]
» خیابان استاد علیمراد فراشبندی چرا دیر و دور؟ [7 ماه قبل]
» کمبود آب آشامیدنی استان بوشهر برای تابستان آینده جبران شود [6 ماه قبل]
حسین جعفری








