مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

سومین صفحه از سی و یکمین شماره دو هفته نامه  " بردل " وبگاه

گزارش نشست انجمن ادبی باران 

 

 

هشتاد و یکمین جلسه ی انجمن  پنجشنبه مورخ 12مرداد،قلب تابستان، همزمان شد با تولد امام رضا(ع)و حضور باشکوه دوستان بارانی درآن شب . پذیرایی رییس انجمن با میوه وشیرینی.جای دوستان غایب خالی.ابتدا خواندن حکایت بیست وسوم از گلستان سعدی ازباب سوم دراخلاق درویشان توسط بزرگ انجمن جناب بابااحمدی خوانده شد. درادامه جناب آقای حیاتی دبیرهنر سالهای دبیرستان خیلی هایمان باصدای گرم خود ما را میهمان سنتی خوانی دردستگاه شور ، با اشعار بسیار زیبای "امان ازدست نادانی " سروده ی جناب سید عدنان مزارعی ، رییس انجمن کردند. در ادامه مبحثی جدید راجع به ارتباط روانشناسی وشعروادبیات توسط جناب دادور اجراشد که درجلسات بعد ادامه خواهد داشت .بعد از تنفس وپذیرایی کوتاهی، اهدا جوایز مسابقه ی عکس وشعر به برندگان توسط جناب بابااحمدی وجناب دادور انجام شد.جلسه پربار انجمن ادامه داشت با مقدمه ای ازآشنایی مولانا وشمس توسط خانم باقروند وسروده ای از مولانا درپایان گزارش .

هنرنمایی وبازی بسیارزیبای خانم سارگل کاووسی درشاهنامه خوانی وبه تصویر کشیدن جنگ رستم واشکبوس چنان گیرا ودلپذیر بود که شوق را دردل دوستان جاری کرد .ودرپایان طبق روال همیشگی انجمن باشعرخوانی اعضا ختم این جلسه نیز اعلام شد.پاینده وپیروز باشید.

 

کبری زال ...عضوانجمن باران

 

***

 

تلمیح

 

  تلمیح در لغت به معنای «به گوشۀ چشم نگریستن» است و در اصطلاح، اشاره به آیه، حدیث، مَثَل، داستان یا شعری مشهور با حداقل كلمات است تا با تداعی شدن آنها مقصود گوینده واضح‌تر شود. به تلمیح «ارسال ملیح» نیز گفته‌اند؛ مانند بیت:

 

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادكش فریاد

كه كرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

 

كه به داستان شیرین و فرهاد اشاره دارد.

  در تلمیح دو صنعت تشبیه و تناسب (مراعات النظیر) وجود دارد؛ بین مطلب گوینده و آن‌چه به آن اشاره می‌كند، وجه شبه و بین اجزای داستان تناسب وجود دارد؛ مانند این بیت حافظ:

 

سوخـتم در چاه صــبر از بهر آن شــمع چـگل

شـاه تركان فارغ است از حال ما كو رستمی

 

  كه بین عاشق شدن و رنج‌های گوینده و رنج بیژن در عشق منیژه شباهت و بین چاه و چگل و شاه تركان و رستم تناسب وجود دارد.

  تلمیح با صنایع اقتباس و تضمین و ارسال المثل، وجوه اشتراك و افتراقی دارد. عمده‌ترین تفاوت آنها این است كه در این صنایع آیه، حدیث، مثل یا شعر یا بخشی از آنها به طور كامل نقل می‌‌شود، ولی در تلمیح تنها به آنها اشاره می‌گردد. وجه اشتراك تلمیح با اقتباس و تضمین و ارسال‌المثل‌ این است كه در همۀ آنها، گوینده برای تأكید بر معنی یا تكمیل آن، به چیزی خارج از متن اشاره می‌كند.

  هدف تلمیح، بالا بردن یا ایجاد زبان شعری، اغراق در اثبات صفتی برای ممدوح یا معشوق، ایجاز، تمثیل، ایجاد زبان رمزی یا مقاصد دیگر است.

 

اقسام تلمیح

1- اسلامی

2- ملی و حماسی

  در دوره‌ها و سبك‌های گوناگون شعر فارسی، تلمیحات اسلامی با بسامد متفاوتی آمده‌اند. در شعر شاعرانی چون سنایی و عطار و مولانا، بیشترین و نیكوترین تلمیحات اسلامی را می‌توان یافت. در سبك هندی، كاربرد تلمیحات اسلامی هم‌ چنان رونق داشت. در دورۀ بازگشت ادبی كاربرد آن كم شد. در شعر نو تلمیحات اسلامی كمتر دیده می‌شود.

  بیشتر تلمیحات اسلامی در ادب فارسی، به احوال و اقوال پیامبر اكرم به خصوص معراج آن حضرت، احوال و اقوال حضرت علی (علیه السلام) و خلفا، رویدادهای مهمی چون واقعۀ كربلا، داستان‌های قرآنی دربارۀ سرگذشت پیامبران  اشاره می­کند. تلمیحات ملی و حماسی در آثار شاعران عهد سامانی و حتی اوایل دورۀ غزنوی، یعنی قبل از قرن پنجم، نسبتاً فراوان است، در آثار شاعران قرن چهارم و نیمۀ اول قرن پنجم توجه به اساطیر ایرانی بیشتر شد، ولی در نیمۀ دون قرن پنجم تلمیح به اساطیر ایرانی و اعلام حماسی كم شد.

  در سبك عراقی، شاعران به ندرت به اساطیر ایرانی اشاره می‌كردند. در سبك هندی كاربرد تلمیحات ملی و حماسی رونقی نداشت. در دورۀ بازگشت، به سبب پیروی از اسلوب شاعران كهن سبك خراسانی، دوباره تلمیح به داستان‌های ایرانی رواج یافت. در شعر نو تلمیح به اعلام حماسی و داستان‌های ملی كم شد،ولی تلمیحات جدیدی به داستان‌ها، وقایع و شخصیت‌های ایران باستان در شعر نو وارد شد.

  تلمیحات ملی و حماسی بیشتر به داستان‌های شاهنامه؛ نظیر بیژن و منیژه، رستم و آرش کمان­گیر اشاره دارد. تلمیحات اسلامی بیشتر در غزل و مثنوی كاربرد دارند.

  تلمیحات ملی و حماسی بیشتر در قصیده، به ویژه در بخش پایانی آن به كار می‌رود و شاعر از این طریق ممدوحش را بر شخصیت‌هایی كه به آن اشاره كرده است، ترجیح می‌دهد.

  شاعران در استفاده از تلمیح در یك سطح نیستند؛ كاربرد آن به عوامل متعددی از جمله اطلاعات میان علمی و فرهنگی شاعر بستگی دارد. لازمۀ دریافت تلمیح نیز اشتراك فرهنگی و اشتراك اطلاعات گوینده و شنونده است.

  تلمیح گاه آشكار است، مانند:

 

                  یوسف گم گشته بازآید به كنعان غم مخور

 

 و گاه مبهم، مانند:

 

                   این مــگر آن حــكم باشــگونۀ مصر است

 

كه شنونده با تأمل بسیار در می‌یابد كه شاعر به داستان یوسف و زلیخا و زندانی شدن غیر عادلانۀ یوسف اشاره كرده است.

(منبع:دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلام­علی حداد عادل، تهران بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، چاپ اوّل،1380، ج8، ص135(

در این پست چند تلمیح از " سرود آرزو " ی شاعر شهر زنده یاد " سید فخرالدین مزارعی " تقدیم می گردد . قبل از آن شمه ای مختصر در باب " تلمیح ":

1-       تلمیح به داستان یعقوب و یوسف

صبر بر داغ ابد کن که درین بیت حزن

به تو زان یوسف گم گشته قبایی ندهند

 

2-       تلمیح به داستان حضرت عیسی (ع) و عروج او به آسمان

... چو از طیب زمان خونفشان به زیر آیند

مسیح وار به عرش برین صعود کنند

 

3-     تلمیح به داستان حضرت موسی (ع) و ماجرای برانگیخته شدن او به پیامبری در آن شب ظلمانی در" وادی ایمن" و شنیدن نکته توحید از درخت و دیدن آتش در درخت سبز:

زمانه وادی ایمن شده ست و صد هیهات

که از درخت رسالت شبی دمد قبسی

4-       تلمیح به داستان آب حیات که در ظلمات است و نوشیدنش عمر جاودان می بخشد :

در ظلمات خاطرم بر سر چشمه سار یاد

آب حیات می خورد قافله های خاطره

 

5-       تلمیح به داستان شهادت حسین منصور حلاج در تذکره الاولیا

دور معراج شهادت ختم بر حلاج نیست

هر که را حق بر زبان بگذشت سر بر دار داشت

 

6-       تلمیح به داستان حضرت ابراهیم س

بت شکن دیدم که از اصنام رست از خود نرست

هر خلیلی بتگری در معبد پندار داشت

 

7-       استفاده از شمع به عنوان نماد عاشق پاکباز و جانباز

ما همچو شمع بسته میانیم مرگ را

وین لحظه لحظه مردن ما انتحار ماست

 

8-       تلمیح به یکی از معجزات حضرت موسی (ع)، معجزه عصا

معجزات و خشوری حد نی سواران نیست

کاین کرشمه پایان یافت با عصای موسایی

 

9-       استفاده از نمادی رایج در شعر فارسی ، گل و بلبل

خزان را مرگ گل در آستین است

که خون ریزد ز نای عندلیبان

 

10-    تلمیح  به داستان هفت خوان رستم و ماجرای گرفتاری کاووس

گرفتم آنکه تهمتن ز هفت خوان بگذشت

هزار خوان بلا را چه می کند کاووس

 

11-    تلمیح به داستان  شیرین و فرهاد

تیشه شیرینکار باید ورنه چون فرهاد مست

بیستون آفرینش کوهکن بسیار داشت

دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ 19:39 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)