پنجمین صفحه از سی و دومین شماره دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل "
معرفی کتاب : " بناف تا دشتستان" اثر نویسنده همشهری عبدالرحیم بنوی

بنام خدا
در پیچ وخم زندگی اجتماعی وماشینی امروزه چنان عنان از کف انسانها بریده شده است که آنها درحال پشت پازدن به زندگی اجتماعی وسنت ها هستند درحالی که زندگی وگذر آن در همین تحولات سنت وآداب معاشرت وزندگی اجتماعی است وما ایرانیان بیشترین آداب زندگی وعرفی وسنتی را درفرهنگ خود داشته ایم .
یکی از این آداب وسنت ها همگرائی قومی ومعاشرت اجتماعی و وابستگی خانوادگی ،قومی است ودین اسلام نیز به صله رحم ومعاشرت بااقوام وخویشان بسیار تاکید دارد اما متاسفانه با پیشرفت صنعت ومدرنیته ومظاهر تکنولوژی این مهم در حال کم رنگ شدن وفراموشی است چه اقوامی که بدین واسطه همدیگر را فراموش کرده ویا درحال فراموش کردن هستند.وچه انسانها که در حال تنها شدن وتنهایی اند ودر این تنهایی درحال جان دادن هستند.وجه دیگر این وضعیت ،تخریب احساسات وعاطفه های اجتماعی قومی است وهمچنین فراموشی دست آوردهای سنتی فرهنگی وتاریخی وخانوادگی است که در گذر زمان فراموش می گردد.وفراموشی این دستاوردها دوری وتنهایی است.

عبدالرحیم بنوی پژوهشگرونویسنده کتاب بناف تا دشتستان به سبب دغدغه های کلی ذکرشده و به سبب احساس مسئولیت اجتماعی وبرای حفظ وبقاء موجودیت قوم وخویش خود ومعرفی ظرفیتها ،فرهیختگان ،شهداء وسنتهاو آداب وشجره قوم خود اقدام به تحقیق وپژوهش وتدوین ونگارش کتابی با عنوان بناف تا دشتستان نموده است که این دستاوردها را به نوعی حفظ کرده وبه نسل آینده انتقال دهد این کتاب در سه فصل بلند ونیمه بلند با مقدمه وپیشگفتاردر 145صفحه رنگی درقالب نسخه وزیری به چاپ رسید.
این کتاب در پایان اسفند 95 تالیف وچاپ گردید ودر فروردین 96 طی آئینی با حضور مسئولان شهروحدتیه وجمعی از بزرگان قوم واساتید شهردر مسجد سیدالشهداء(حاج عباس ) رونمایی ومنتشر گردید و مربوط به قوم وطایفه ای است کوچک در جنوب ایران در استان فارس ،شهرستان کازرون، بخش خشت بنام بناف یا طایفه بنوی که مربوط است به روستای کوچکی به همین نام که براثر یکسری حوادث تاریخی به استان بوشهر مهاجرت کرده اند ودر نقاط مختلف استان وبیشتر دشتستان سکونت کرده اند ومانند بقیه مردم دشتستان که ریشه در جاهای مختلف دیگر ایران دارند در این شهرستان بزرگ ومردمش هضم وجذب شدند. وتوانستند در محل سکونت خود تاثیرات مثبتی بجا بگذارند وتحسین همگانی را بهمراه داشته باشند.
این کتاب حاوی اطلاعات خوبی ازجمله شجره شناسی قوم ، وجه تسمیه روستای بناف وقوم بنوی،تاریخ ،اسطوره ها،نقاط دیدنی روستای بناف،مبارزان این قوم با استعمار درفاصله جنگ جهانی اول،خوانین منطقه ومعرفی تاریخی روستاهای بی براء ومزارعی ,دالکی،نظرآقا،بنارها،دهقائد وچگونگی ورود بنوی ها به روستاهای مذکور وتاثیرات آنان پرداخته واطلاعاتی را دراختیار خوانندگان می گذارد.
بخش دیگر این کتاب به معرفی شهدا وفرهیختگان وکارآفرینان پزشکان و...پرداخته است همچنین دستاوردهای معنوی قومی خود را به معرض نمایش گذاشته است.
نکته مهم این کتاب اشاره به تاریخ منطقه سکونت وتاریخ جانبی است که اطلاعات خوبی در این زمینه به مخاطب ارائه می دهد.مثلا در خصوص روستای بی براء وبزرگان و علما وتاریخ آن بصورت مشروح توضیح می دهد .این اطلاعات حاصل نقل قول بزرگان وافراد شاخصی است که مورد وثوق بوده وبرای ثبت وماندگاری تاریخی مناسب ومفید می باشد .
****

نقد کتاب بناف تا دشتستان به قلم ابراهیم سبحانی
اواخر سال گذشته کتاب بناف تا دشتستان به همت وکوشش جناب عبدالرحیم بنوی به چاپ وروانه بازار کتاب گردید. پس از مطالعه کتاب نکاتی درارتباط با کتاب به ذهنم رسید که گهگاه با خود فکر می کردم که آنچه در نظرم هست را تحت عنوان یادداشتی برکتاب به دست مولف برسانم . لیکن از طرفی خود را شایسته دراین کار نمی دانستم ،چه نقد نوشتن ،سخن گفتن ،به چالش گرفتن ،به داوری نشستن و تاییدنمودن یا ننمودن یک کتاب کاری است بس دشوار که دانش لازم را می طلبد که شوربختانه من ازاین دانش وآگاهی بی بهره ام . واز دیگرسوی نیزگذشتن از موضوع وهیچ سخنی نگفتن را نیز به جا وپسندیده نمی دیدم. دراین کشاکش با وقفه چند ماهه سکوت وسخن ،سکوت را جایز ندانستم وبا وجودی بی دانشی ام دراین ارتباط ،ترجیح دادم مطالبی را بنویسم هرچند نوشته ای کامل نباشد.
دراین کتاب نویسنده محترم نخست بصورت گذرا به چرایی لزوم خوانش تاریخ گذشتگان ،اهمیت تیره شناسی و اقوام بزرگ ایرانی می پردازد وسپس به طایفه بنافی ( بنوی ) پرداخته وبا نگاهی به موقعیت جغرافیایی ،زبان وگویش این طایفه گریزی به تاریخ بنو زده، اشاره ای هم به سوابق مبارزاتی این قوم با استعمارانگلیس نموده وآنگاه به علل ومقصد مهاجرت عده ای ازاین قوم به دشتستان می پردازد . در فصل پایانی نویسنده محترم به مقصد مهاجرت بنوی ها وبنوی های مهاجر پرداخته وبا آوردن شجره نامه هایی از بعضی از خانواده ها ، با انتشار عکسی یادی از شهیدان،آزادگان ،جانبازان ،ایثارگران ودرگذشتگان وهمچنین تعدادی از بزرگان کتاب را به پایان می رساند.
جا دارد نخست از جناب بنوی قدردانی ویژه ای بعمل آید که با تلاش ومساعی ایشان چراغی فراروی دیگران روشن گردیده است. این همت وپشتکار ستودنی است. نوشتن از قومی کوچک که حدود 200سال پیش سرزمین خود را با یقین از سر جبر روز وشرایط زندگی ترک نموده وبه دیاری دیگر کوچیده اند وبرای چگونگی وچرایی این موضوع هیچ مدرک مستدل ومنبعی بجز گفته ها ونقل وقول هایی که سینه به سینه به امروز رسیده چیزدیگری وجود ندارد کاری سهل وساده نیست . تلاشی بسیار و توانی صد چندان می خواهد و بایستی هزینه های فراوان معنوی، اجتماعی ،روحی و شخصیتی ،زمانی و در نهایت مالی و را پرداخت نمود .
حال به بررسی بیشتر کتاب از دیدگاه خود می پردازم. کتاب را که دردست می گیریم ونگاه اجمالی به طرح روی جلد ونوشته های آن می اندازیم. یک موضوعی که در نگاه اول به کتاب به چشم می خورد جلد مرغوب وخوب کتاب است و سپس طرح آن است که یک طرف جلد آن عکسی از روستای بناف است وطرف دیگرجلد کاروانسرای مشیربرازجان ، که بیانگر ارتباط بناف ودشتستان می باشد . گرچه از دیدگاهی اگر به جای کاروانسرا(که دراینجا بعنوان نماد دشتستان آورده شده )، نمادی از دشتستان اگر طراحی می گردید بهتر بود ویا نماد و طرحی در پشت جلد قرار می گرفت که حکایتی ازکوچ و مهاجرت را تداعی می کرد.
با ورق زدن و نگاهی اجمالی برکتاب دوچیز برجسته وبه چشم می آید نخست عکس ها وتصاویر رنگی کتاب است که بسیار نیکو وپسندیده است ولیکن دومی چیزی که به چشم می آید،خط ریز کتاب هست (شاید به چشم من ،به خاطر ضعف بینایی ام )
وقتی کتاب را مطالعه می کنیم بیشتر به زحمات وتلاش های بی وقفه وچندساله مولف محترم پی مب بریم . نوشتن در باب تاریخ محلی ومهمتراز آن تاریخ طایفه ای دل نگرانی های ویژه خود رادارد. واین نگرانی زمانی زیادتر می گردد که تاریخ معاصر مد نظر باشد.هرنوشته ای ویا بهتراز بگوییم هر خطی از نوشته می تواند موجب چالش ،خشم ،انزجار ...وحتی برخورد قانونی یا فراقانونی کس یا کسانی باشد که گذشته اشان آنطوری نوشته نشده که آنان دوست دارند. اما با همه ی این نگرانی های نویسنده محترم آنچه را که بنظرش شایسته بوده تکمیل وبا با به چاپ رساندن موجب شناخت بیشتر بنوی گردیده است. از طرفی چاپ این کتاب موجب ارتباط وپیوند دوباره بنوی های دشتستان با بنوی های بناف گردیده .ارتباطی که طی چند دهه گذشته تقریبا بطور کامل قطع گردیده بود.
کتاب را برگ می زنیم ومی بینیم که مولف بزرگواردر فصل نخست به سه قوم بزرگ ایرانی وطوایف ایرانی می پردازد و سپس به روستا ونقش آن در تکامل ملت ها می پردازد.
فصل دوم کتاب باعنوان طایفه بنوی شامل زیرفصل هایی نظیرموقعیت جغرافیایی ،تاریخ ،بزرگان روستای بناف ومنطقه بزرگ دهلی بنو درتاریخ و زبان وگویش و.... می باشد.دراین فصل نویسنده محترم ضمن پرداختن به موقعیت جغرافیایی وتاریخی بنو اشاراتی به سوابق مبارزاتی این قوم در مبارزه با استعمار انگلیس درسالهای جنگ جهانی اول و پسا جنگ تا دوران رضاه شاه پهلوی سرسلسله ی پهلوی می پردازد .لیکن این مطالب بسیار خلاصه وکوتاه است ومی توانست بسیار مفصل تر باشد. برای مستنادات این قسمت از گفتار خود جناب بنوی به کتابهای تاریخی از جمله کتاب تاریخ ایران نوشته سرپرسی سایکس اشاره می کند که حاکی از دقت نظر ومطالعه مولف دراین باره می باشد . درادامه به گویش مردم بنو وسپس به گفتاری درباب علل مهاجرت می پردازد. دراین قسمت نیز مولف بزرگواربه علل مهاجرت برحسب نقل وقول ها یا با اشاره به کتابهایی می نماید که می توانست این مطالب و نقل وقول را با مطالب ومندرجات کتابهاب تاریخی تطبیق داده وبیشتربه اثبات ادعای خود می پرداخت. فصل سوم کتاب که بخش عمده وبیش از نصف کتاب ودرحقیقت دوسوم کتاب را شامل می شود به مهاجران می پردازد. دراین فصل براساس مقصد مهاجرت به دسته بندی بنوی های مهاجر پرداخته وبا یادی از درگذشتگان شجره نامه هر فامیل را تا چند نسل درکتاب آورده است.که بسیار مفید ودرخور توجه می باشد . چه همین شجره نامه هاست که موجب می شود تا نسل های گذشته کم کم از خاطره ها زدوده نشوند و در گذر زمان خاک فراموشی برخود نبینند. از دیگر کارهای نیکوی مولف جمع آوری عکس هایی از شهدا ،ایثارگران ،جانبازان ومفاخروبزرگان و...بنوی می باشد .دراین فصل ویا درفصل جداگانه ای نویسنده گرامی می توانست به بررسی سنن ها و آداب ورسوم مختلف بنوی ها نظیرمراسم مذهبی همانند روضه خوانی ،سینه زنی و تعزیه، مراسم جشن های اعیاد و شادی ها ( عقدها وعروسی ها، ختنه سوران )، مراسم یادبودها وبزرگداشت درگذشتگان ،دید وبازدید و..... وتطبیق ومقایسه آنها با مراسم مشابه در بنو وتاثیر پذیری این آیین ها از بنو ویا تاثیر متقابل این سنت ها بر مردم مقصد مهاجرت بپردازد ، که جای اینچنین فصلی درکتاب خالی است .شاید مولف گرامی به سبب پاره ای ملاحظات ازجمله حجیم شدن کتاب به این مورد نپرداخته است.








