پنجمین صفحه سی و سومین شماره دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل "
کتاب این شماره : "اوقات دریا همیشه آبی نیست" مجموعه شعر تیمور ترنج- نشر قو- 1383- 2000 نسخه.

این مجموعه از سه بخش تشکیل شده است:
الف: دفتر غزل که 30 غزل دارد
ب: دفتر مثنوی یک مثنوی سه صفحه ای ، 30 بیت دارد.
به جز این سه دفتر ، تیمور ، مقدمه ای در شعر و شاعری دارد که خواندنی است.
تیمور ترنج در یک سفر ناگهانی، شعرهایش را جا گذاشت و از دریچه ای روشن گذشت. اما چشم هایش هنوز که هنوز است، از پشت چهار برف ، نگران شعر است . شعر بی پناه ! که گاه شاعر نیز رهایش می کند. چه بگویم که این سفر ، همه را ناگزیر است. دیر یا زود. پس چه بهتر که بار و بندیل سفر را همیشه آماده بگذاریم و تا هستیم ، یادگاری برای بعد نگه داریم تا پس از آن دریغی نباشد؛ نه به برگی ، نه به باری! بگذار پروازمان در آسمان چشم ها نوری باشد در ظلمت ؛ و آنانی که سخت پایبند خاک اند، پای در گل ، بی دل ، در تیرگی بمانند همچون زغال!
باری ، در دفتر غزل آن چه می درخشد ، قالب شکنی های تیمور است که می خواهد از آن تنگنا بیرون بجهد، همان گونه که جهید. او با تضمین یک شعر کهن یا نو در وزن و قالبی دیگر ، از کوچه ی بن بست غزل بیرون می زند:
"کندوی لبت پر از عسل باد
یک بیت قشنگ یک غزل باد
....................................
این شعر پر از چکامه هم کاش
در باور مردمان مثل باد
ای سرو بلند قامتت ناز
طرحی ز نگاه توست پرواز(ص 15)
یا :
" چراغ پیش رو خاموش و من غرق شب خوناب
بیا تا باز بنشینیم ، کنار چشمه ی مهتاب
............................................................
گل آلوده ست آب و کفتری از دور می خواند
مگر از یادتان رفته ست مردم نغمه ی سهراب؟
آب را گل نکنیم/ در فرودست انگار/کغتری می خورد آب(ص17)
زبان غزل های تیمور ، بسیار ساده و لطیف و صمیمی است . او در به کار گیری واژه ها، از هیچ قاعده و قانونی پیروی نمی کند الا قانون دل! از شهر می گوید و بندر، از تار ونغمه، و از صبح و شام و غم و درد و شادی ها را فریاد می زند . آنان که همیشه نسخه ی سکوت برای دیگران می پیچند. اما شاعر دارویی دیگر می جوید و در کار می کند . او فریادگر تنهایی و غربت انسان روزگار ماست؛ آن گونه که در و دیوار نیز احساسش می کنند:
"گفتند سایه باش، فقط رد ما بگیر
یا در کنار خلوت خاموش خود بمیر
دیگر سه تار ساکت من نغمه ای نخواند
بر واژه های در هم این شعر ناگزیر
خورشید پشت پنجره ام خواب رفته بود
من در میان غربت دیوارها اسیر
بر بام خیس خاطره ها خط کشیده ام
وقتی که ماه گم شده امشب در این مسیر
گل گونه های سرخ تو ، پژمرده گشته اند
وآن باغ پر ترانه ی من گشته چون کویر
بر شانه های باد ، دگر عطر پونه نیست
خشکیده است باغ غزل های دلپذیر
باشد دگر به رسم شما ناله می کنم
چون سایه ای خمیده، کمی خسته ، سر به زیر(ص47)
بخش دوم مثنوی.
با این بیت آغاز می شود:
کمی فرصت جست و جویم دهید.
شقایق شقایق سبویم دهید.
مثنوی او هم ساده است . گویی فقط می خواهد صدای خود را به گوش ها برساند. به همین سبب در پی آرایش های مصنوعی کلام بر نمی آید فضای زندگی و شعر را توصیف می کند و از یار دیار می خواند:
منم پشت پرچین شمشادها
کنار گلی رفته از یادها
اگر فصلی از دفترم وا کنی
تو شاید مرا باز پیدا کنی(ص52)
من آن جا کنار گل کوکبم
کمی میل آواز دارد لبم(ص 53)
بخش سوم: شعرهای سپید:
تیمور در شعرهای سپیدش ، به واژه ها توجه خاصی دارد. با گزینش آن ها و نشاندش در پیکر متن، آن ها را عضوی از اعضای شعرش می کند و مخاطبش را با چینش کوتاه و بلند ، بی مدد وزن و قافیه و ردیف، به خوانش ترانه هایش فرا می خواند:
باران که بیاید
زبان تلخ ترانه هایم را
خواهد شست(ص 57)
با تکرار "ب" و "آ" باران را القا می کند و با تکرار "ت" تلخی را یاد آور می شود. زبان او ، یک زبان شعری است و متن را به سوی شعر شدن می برد. در جهان واقع ، نمی توان تلخی را با باران شست اما در جهان شعر این امکان وجود دارد و خواننده نیز می پذیرد. این یک پندار شاعرانه است .
باران نیز می تواند نماد تازگی و طراوت باشد .
همان طور که در مقدمه ی کتاب می خوانیم، "او به فکر دست انداختن کلمه نیست" بلکه می خواهد به یاری آن ، احساس خود را به مخاطب منتقل کند. شعرش معنی گراست . از زیز بار مفهوم نمی گریزد. نمی خواهد کسی را دست به سر کند و در چنبره ی بازی های لفظی ، گرفتار. معنی گرایی های او بب رها کردن دیگر عناصر شعر نیست. او برای زنده کردن زبان شعرش ، به ساختن ترکیب های تازه و زنده دست می زند:"نیزار ناله"- سیب سرخ سرود"- سرود مخفی ماه"- "تکلم دریا" – "لکنت هفت گره ی نی"- "هزاره ی هجران"- "صدای زخمی عصا"-" فصول فاصله"-
"دوایر دریا" – "تعرق ترانه" و ....
او به درستی شعر را" رازهای نهفته در سینه می داند که به آواز روشن بیداری بدل می شود." – "گل واژه های مهر را بر گونه های کبود می بارد و با شیوه ای شاعرانه ، رفتار سبز سرو و صنوبر را برای پرندگان نوبال ، معنا می کند." و "شعر را چراغی در آواز شب ها و جاده ها... می داند."(ص 10)
او همچنین ، توصیه می کند" شعر را دست کم نگیریم و گوش نسپاریم به آنانی که با هیبتی هیولایی بر تریبون می کوبند ؛ شعر را بهانه می کنند تا نامی و نانی به دست آورند. خود نمایان خواب زده ، حرافان حرفه ای ف نظم نویسان ناله فروش ، آنانی که شعر را برای خاطر احسنت گویان حرفه ای حرام کرده اند... برج سازان نو بالغ و کالا فروشان کیش هم ، گاهی ، فقط گاهی دوست دارند تاجر ترانه ، شریک شعر و سهامدار سرود شوند." (ص11)
او برای آهنگین کردن شعر ، نه صرفا موزون کردن ، به واج آرایی های ملایم و طبیعی دست می زند:
- مرا / تا شاخسار روشن آذرخش / خواهند برد. (ص59)
- تا سیب سرخ سرودهایم را / بر خاک اندازم.
- کبوتر نوبال / بر خواب خاموش مرداب / مرده است. (ص60)
- ترنم ترانه ی تلخ/که از هزاره ی هجران می آید. (ص61)
- خسته از فصول بلند فاصله/ خسته از دوایر دریا/ خسته از نعرق ترانه.(ص63)
یکی دیگر از ویژگی های شعر ترنج، وارد کردن واژه های محلی به فضای شعر است
او به محله های فقیر نشین می رود که"جبری"یکی از آن هاست و با "سید جواد" و "عبدو" و "آقا بزرگ" ، آدم های ساده لوح ، حرف می زند. در میان نخل های بلند ، شاید خرمایی نصیب اهالی "جبری" نشود. پس کودکان ، خود را به "جمبو" دل خوش می کنند؛ یک میوه ی گرمسیریف شبیه خرما. و فضاهای شعرش ، همان جاهایی ست که قدم هایش آشناست. گاهی شهری و گاهی روستایی و گاه خشکی و گاه دریایی. همان جاهایی که غم و شادی هایش را در نقطه هایش می توان دید :
" نخل ها
شیرینی حود را از یاد برده اند
بوی خیس خاک
طعم تلخ ترانه
رد ناموزون نسیم
آوار آتش و شرجی
دیوارهای بی اعتبار
بر تنگنای کوچه های خاکی
شکم داده اند.(ص 67)
او به ارتباط های افقی و عمودی شعرش ، توجه ویژه دارد. گویی تمام مکان و زمان و حوادث در آن ، تلخ و شیرین ، سرد و گرم، آن قدر آوار ذهنش می شود که با آتش فندکی ، منفجر می شود و او بار احساس را بر دوش واژگان می گذارد تا شعرش را متولد کند.
شعرهایش را که می خوانی، تیمور مهربان را می بینی که در سطرهایش گام می زند ، با لبخندی . یا مینشیند و حکایت روزگاران سیاه را با سپیدی کاغذ در میان می گذارد بی گمان ، به قول شاملو، بزرگ ترین شعر شاعر ، مرگ اوست، که می سراید و می رود.
منبع : خانه نقد،اصلان قزللو








