مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

دومین صفحه از سی و چهارمین شماره دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل " وبگاه

 

ای حسین بن علی ، سوم امام شیعیان

در قیامت ، واله و آزادگی باشد عیان

 

خود و یارانت شدید کشته به تیغ آز و جهل

همسر و فرزند و خواهر شد اسیر دشمنان

 

یک طرف بودند مسلح ، از عدد هم پرشمار

در مقابل لشکر تو ،کم بدند در این میان

 

عمر سعد و یزید و شمر و خولی ، حرمله

همره ابن زیاد ، از جمله باشند جانبان

 

سر تو با سر اصحابت و یارانت برفت

بر سر نیزه ، و بردند تا به نزد شامیان

 

گر چه در ظاهر یزید پیروز میدان شد ، ولی

ثبت تاریخ است نامش در شمار اشقیان

 

آنچه کردی در قیامت ،نادر و یکتا بود

لایقت باشد که باشی سرور آزادگان

 

یک تنه بعد از تو ، زینب ، خواهرت آن شیرزن

جان فشانی ها نمود ، بهر همه بازماندگان

 

قهرمان کربلا نامش بود از این جهت

یزید و ابن زیاد را خوار بنمود با بیان

 

از نگاه دین ، شهیدی تو و یارانت ، حسین

نامتان در دفتر نیکان ، بماند جاودان

 

هر چه در وصف تو و یاران تو گویم کم است

حق مطلب را ادا نتوان کنم با صد زبان

 

شب و روز عاشورا ، در سال هجری ، شصت و سه

نقشه راه است ، بهر عالمان و جاهلان

 

قرنها باشد که هر ساله عزاداری کنیم

می زنیم زنجیر و سینه ، و قمه بر سر زنان

 

لیک صد افسوس که از خون به ناحق ریخته ات

کاسبی کرده و خواهند کرد بعضی نا کسان

 

با همه مدح و ثنا و با همه آه و فغان

دین ما کم رنگ شده هر روز طی سالیان

 

تعزیه ، سینه زنی ، پررونق است اما چه سود

می شوند از دین بری ، کم کم کهنسال و جوان

 

می زنیم بر سر ولی بیشتر تظاهر می کنیم

پوسته دین را گرفته ، مغز دین کرده نهان

 

کرده اند سوء استفاده از تو در این سالها

بعض افرادی که خود هستند یزیدان زمان

 

گر قیامت ، واقعی تبلیغ گردد بین ما

مذهب شیعه شود یکتا ، رسد تا کهکشان

 

گفته ام سوز دل است ، والله نه از روی غرض

پس بکوشیم تا شود پاک و منزه ، دین مان

 

حاج اکبر بابااحمدی

****

 

بخشوبخوان نوحه برین خاکی که ویران شد
گل تاب ماندن رانیاورد و زمستان شد


پروازخاکستر حیاط وکوچه بمباران
والفجر ۱ یا ۲ چه گیسوهاپریشان شد


گیتار من هرگزفراموشت نخواهم کرد
موشک چگونه واردهربام وایوان شد


گلهای داوودی وتابوتی که خالی نیست
تجلیل از ان مردی که دیشب تیرباران شد


دلواپسم بایدبه اغوش تو برگردم
کفرست یانه اعتقادم پاک ویران شد


بانوجسارت گرنباشد دوستت دارم
گفتم که جبران می کنم اینگونه جبران شد


گفتی که اندوه جنوبی ها چه سنگین است
گفتم که حرف تازه ایی داری؟غزلخوان شد


گفتم برای تعزیه بیرون نمی ایی؟
باچادرش اینگونه درمن باز ویلان شد


عباس اوجی فرد

*****

 

تن رز ، شته زده
خورشید زرد و براق می سوزد
تا باد
خاکستر پیپ ِ پیر هفت روزه را
از سر هرزگی
بر سر خوابزدگان بپاشد
از دامن ِ پوسیده و لچک ِچرکین ِ زنان مو سپید
بکارت زمین می خراشد

سرخی گرمی زیر پوست شهر می لغزد
درخت ها یا سر ندارند یا
اژدهای چند سرند
و چه مارهایی که
خزیده اند در شهر

و دیوارها
دیوار ها را
به رنگ آغشته اند
تا فریاد نکنند
خاطرات
دستانی را
که تا صبح لرزیدند
و پنج صبح پنج بار
بر آجرآجرش مرگ را رقصیدند

در این همه هیاهو
شهر به زن فاحشه ای می ماند
که اول هفته
خود را بزک کرده
برای آغوش دیگری

 

#شیرین_ترابی
از مجموعه ی عاشقانه ها

****

 


مراشنیده ای
که درکودکانم دوباره
زنده شدم
وتولدحرفیست که مدمیشود
وهربار که آفتاب لب به سخن میگشاید
روز میشود
وسکوت که میکند
شب ،
وتو،
مرازاییده ای برای شعرهایم.

 

کبری زال 

****

 

 


نمی دانم چرا شانسم شد اینبار

به نام و دام و دامانت گرفتار


دلم که بود عمری برگِ باغی

چرا از بختِ بدْ شد برگِ سیگار

 

دلم چون قایقی بشکسته پارو

به موجی از نگاهش گشته وارو


خیالش در سرم دریای درد است

ولی دارد به قلبم حکم دارو

 

نه خوابم که روم در آشیانش

نه یک واژه که آیم بر زبانش


نه گل گشتم که در هنگام چیدن

ببوسم یک دمی دست گرانش

 

ابراهیم حیدری

*****

 

جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ 20:0 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)