مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

سی و هشتمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل "

 

به نام آنکه جان را روشنی داد

 

سی و هشتمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل " از وبگاه همدلی مزیری بی ورا  را با افتخار تقدیم می کنیم . ولادت با سعادت حضرت رسول اکرم (ص) و ولادت حضرت امام جعفر صادق ع را به همه عزیزان تبریک عرض می کنیم .  

 به رسم همیشگی در ابتدا در گلستان با صفا و فرح بخش شاعران دیارمان گلگشت ها نموده و از خرمن ذوق آفرین آنها خوشه ها می چینیم و سپس چهره ادبی این شماره را معرفی می نماییم .در ادامه با بخش های متنوعی از جمله اخبار فرهنگی شهر،داستان کوتاه ،معرفی کتاب و .... همراه می شویم . امید که مورد پسند طبع شما ادب دوستان واقع گردد .

******

 

 

چند پریسکه از حسین جعفری – آذر نود وشش


نفس کشان هم
در رفتن به گور
نفس نمی کشند .
*


به سیم آخر می زنم
اگر،
ساز جدایی بزنی .
*


دست فروش
خواب مغازه دار را
آشفته می کند.
*


در چهار راه
سرخ شدم
وقتی چشمک زدی .
*

 

نگاه مجانی است
مواظب باش
از چشمت نیفتم .
***

بی شَعر سیاه تو
شعر سپید من
جز حرف اضافه نیست.

حسین جعفری - آذر نود وشش

 *******

 

 

حق با پیچ و تاب های توست
وقتی از یک خواب نرفته
بیدار شده ای
و کابوس
راست راست به جانب تو می آید
جار می زنی می آید
جارو می زنی پاک نمی شود
و در فواصل صندلی
دست می کشد به ران های میز
به برجستگی های مبل
و تو آرام و پر وحشت خواهش می کنی
عزیزم، مرا بخاطر فشار بازوهایم ببخش
اینجا احساس خوبی ندارم
بیا به خواب خلوت تری برویم

 

حسین باقری

******

روح زخمی ام را به شلاقهای باد میسپارم،

تا با نوازشهایش

در کوچه پس کوچه های

نامهربانی آدمها

در کمر کش روز گار

زندگی کردن را بیاموزد.

 

دل نا آرامم را به تلاطم دریا میسپارم،

تا همراه شود با

امواج زنده و پویای آن

و بیاموزد آرامش و حیات را.

 

چشمان بی فروغم را،

به روشنی ماه میدوزم،

تا به چراغ پرفروغ آسمان وصل

شود و نور را از مهتابش برباید.

 

جان خسته و دردمندم را،

به بیکران آبی آسمان پیوند میزنم،

تا وسعت زندگی را حس کند.

 

جسم بیمار و رنجورم را،

به نوازش نسیم صبح میسپارم،

تابا خنکای نسیم سحری اش

دردهای جانکاهم التیام یابد.

 

دستان ناتوانم را، در

جاری رودخانه میشویم،

تا وسعت وحرکت را

از حرکت پیوسته ی رود

بیاموزد.

 

و سرانجام روحم را به سرچشمه‌ ی

وجود وصل میکنم،

تا در زلال آفرینش

پاکی و لطافت گیرد.

 

اندیشه نجفی 

****

سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ 9:36 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)