هفتمین صفحه سی و نهمین شماره از دو هفته نامه شعر وادبیات " بردل "

معرفی کتاب این شماره را به کتاب تازه چاپ شده "معشوقه در کشو " حسین باقری اختصاص می دهیم . با توجه به اینکه کتاب به تازگی به زیور چاپ در آمده و نقدی بر آن هنوز در دسترس نیست تنها به شناسنامه ی این اثر به صورت مختصر پرداخته و سپس در ادامه به دو نقد کوتاه مدیر انجمن ادبی باران ،سید عدنان مزارعی و عضو انجمن علی حسین جعفری می پردازیم.
"معشوقه در کشو" سروده ی حسین باقری، توسط نشر پاتیزه، بوشهر – 1396 در 72 صفحه و شمارگان 1000 نسخه به چاپ رسید؛ که در بر گیرنده 40 شعر می باشد. نام کتاب که برگرفته از یکی از شعرهای این مجموعه است از همان برخورد اول در مخاطب ایجاد تعلیق می کند. عنوان کتاب رمزآلود و وهم انگیز است و همین معماگونگی آن است که تولید کشش می کند و مخاطب را به سوی نشانه شناسی و لذت کشف می کشاند. این عنوان هنجارشکنانه به مخاطب این هشدار را می دهد که کتاب پیشرو به لحاظ زبانی دارای ساختاری متفاوت است همچنان که شناخت ما از جهان شعری حسین باقری موید توجه همواره ی شاعر به مقوله ی زبان است.
*****

نگاهی به "معشوقه در کشو" ی حسین باقری
ادعای نقدی نیست تنها به بهانه چاپ اثر دوستی فرهیخته و جوان . در آشفته بازاری که هر کس به لذتی دلخوش است چه پیوندی برتر از پیوند قلم و سیر در بوستان نوشتن و خواندن .
جهان ِ نوشتن ها ، جهانی است وسیع و زیبا که خوشدلی هایش آنی نیست . همین که قلم بر می داری تا بنگاری یعنی از رازهای آفرینش و هستی پرده می گشایی ؛ یعنی اندیشه ها را پویا می کنی و دل را که سرچشمه رازهاست ، آشکار .
قلم در سرنوشت آدمی رقم زده شد تا توانمندترین سلاح به صلاح گردد و تمدن سازد و فرهنگ را به بهرنگی کشاند.
نویسنده ی معشوقه در کشو بر این رسالت بزرگ دلخوش است و پایبند و پیوندی عجیب دارد . قلمش که بر اندام زمان جاری می شود گذرش را حس نمی کنی و تو را با خود تا ته ِ دل گویه هایش می برد.
واژه ها را خوب می شناسد و بازی مهربانانه ای با آن دارد . در بهره گیری از واژگان، آزادی عمل دارد . بعید نیست که دریایی می نویسد . دریا ، ساحل ، موج ، قایق و ... از سویی و طبیعت جاندار بلافصل اندیشه های شعری اوست . شعرش ابهام های روشنی دارد ! و موسیقی درون بندهایش خوش ساخت ، گوش نواز و دلنشین است .
گاهی جسورانه دست به واژه سازی می زند و به قول براهنی " از استبداد نحوی زبان " رها می شود:
" من از دستبرد این همه آدم
که بی تو ترند از من
خیالم را کجا مخفی کنم ؟"
یا
" چهره های تو را ورق تر می زنم "
در بهره گیری از ساختار فصل ها بی عنایت به جایگاه ، واهمه ندارد :
" شکل قدیم درخت را گذشتم / سایه ها و صداها را دویدم / و...
در ساختار زبان محور و سهل و ممتنع گفتارش ، مَثَل سازی را شاهدیم :
" آدم خواب زده ، آفتاب دزد می شود "
گره زنی تاریخ به روزمرگی ، چه زیبا به قلم توانایش پیوند خورده است :
" حیف نیست صنعت قهوه را ملی نکنیم
اگر از ترفند قجری تو جان ببرم "
آری ! شاعر توانمند باران اندیش معشوقه در کشو در تلاش است تا از روایت گری احساسات و تک صدایی ها بریده شود و موسیقی چند لحنی داشته باشد .
پایبندی به مولفه هایی چون ساختار شکنی ، شک اندیشی ، تجرید گرایی ، دو پهلویی و ... از او شاعری پسانوگرا ساخته است .
باقی بقای او و آثارش .
سید عدنان مزارعی ( ع.پرواز )
مدیر انجمن ادبی باران شهر وحدتیه
******

به استقبال"معشوقه در کشو"،اولین دفتر شعر مهندس"حسین باقری"....
"ازتُکل نمکی ی قدیمیَل تا کشو میز امروزیل"
روزگاری،دربیابان ها به دنبال معشوق دوان بودند(عاشقان)...وبعضن، برای رسیدن به معشوق راهی بود که از دل سنگ خارا می گذشت!
رسیدن به معشوق سخت بود، وعاشق بی نیروی بازو و صفیر گلوله،کلاهش پس معرکه بود!
وقتی تمدن آمد
وتفنگها را
زیر بال کبوتران سپید
به کهکشانها فرستادند،
عاشقان دل گنجشکی شدند......
می گفتی عاشقم،پیری جهاندیده را داشتی که می گفت:"دَسُم تو تکل نمکیه!"
تو بگو ها سیت نمک گیرش می کنم!....
امروز اما عاشق ومعشوق،واصلن عشق،از لون دیگر است.
عاشق،در طبقه ی پنجم یک آسمانخراش در اتاق دربسته ای کارمند است، ومعشوق هر چه وهر که باشد،خود از فرسنگها راه و قطرها درو دیوار، به وضوحی ی همان "خار"بین دو همسایه، می بیندت به مثل ایستادن در مقابل آینه!....
پس:امروز آنقدر عشق دیگر گونه است که"معشوقه" می تواند در"کشو"ی میز کار"عاشق" با او"همراه" باشد:
عاشق/ معشوق/کشو/همراه:
معشوق من(عاشق) تلفن همراهمه که در کشوی میز کارم گذاشتم ومرتب باهاش سرگرمم!!
معشوقه می تواند،دغدغه عاشق(آدم گرفتار امروز)،چک پاس نشده ای در کشو باشد!
معشوقه می تواند،بی صبری عاشق،برای دیدن عکسهای فرستاده ی معشوق در همراه(تلفن) عاشق در کشو باشد!(مدرنیته است وعصر دهکده ی جهانی و دنیای ماشینی"بی عاطفگی"!)
درود بر آنکه(حسین باقری) وتبریک صمیمانه من نثارش...که در کشفی قابل تحسین وآشنا زدایی ی بی نظیری،به زعم من عشق سطحی و"ابتذال" گونه ی امروز را در اعتراضی لابیرنتی با"معشوقه در کشو"،در درازنای تاریخ به فریاد نشست.
علی حسین جعفری(بیدل)-آذر۹۶








