مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

سومین صفحه از چهل و یکمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

صفحه دوم شعر 

 

با اتقراض گنجشک 

به خانه بر می گردی 

می بینی یک تبر خوابیده روی میز 

می ترسی کمد را باز کنی و

                                      یک درخت  تو را بغل کند 

بگوید سیب میخواهم 

و فقط یک کلاغ 

در یخچال مانده باشد 

 

حسین باقری

*****

 

به میهمانی من آمده بودی

و من

با ظرفی

پر از حرفای شکسته

تو را پذیرایی کردم

 

کبری زال

*******

بر می گردم

و روزهای رفته را

بر می گردانم

همه چیز را

حتی بوی رزها را

بریده

بریده

به حرف آمده ام و

می ترسم

که دورتر می شوی

و سیاهی

از شانه ام بالا می آید

اتفاق

 اتفاق می افتد

و تو کنار همان جاده

در ترافیک حادثه

گم می شوی

 

کبری زال 

****

 

 

به من نگاه کن

به این جانباز جا مانده از جنگ

به تن پر ترکش که میکشم با خود

تا دهان باز کند و خونابه هایش را

تف کند به روی سپید هایم

 

به من بگو از خرابه های جنوب

از نخل های بی سر

از آن پوست های آفتاب سوخته

بیا و بگو آسمان

ریش سپیدی می کند تا آفتاب

آتش بس اعلام کند

و باد مشت مشت خاک بر سر ما نپاشد

به خون بس جوانانش

 

به من بگو از جنوب

از کارون

که با ماهیگیران آشتی خواهد کرد

تا در دست هاشان

تورهای پر پولک بگذارد

بگو

دوباره بگو

که باز دهان کارون از شنیدن صدای تانک خشک نمی شود

و مردم

به جای رقص مرگ با گلوله

با تیم پو و نی همبون

کنار ساحل خواهند رقصید

 

شیرین_ترابی

*****

 

دعای باران»

قسم به چشمه های خسته ودرانتظار

قسم به رودهای سکته کرده ونزار

قسم به عطش های گلو ی خاک

قسم به ساقه های خشکیده ی تاک

قسم به لشکر ابرهای عقیم

قسم به ناله های سوزناک یا کریم

قسم به اشکهای جاری ازچشم یتیم

قسم به قنوت جنگل بلوط پیر

قسم به رنگ زرد وآه کشتزار

قسم به چشم های خیره برآسمان

قسم به قلب های پاک عاشقان

قسم به تلخترین لحظه های انتظار

قسم به تشنگی آهوان کوهسار

بیا باران ،بیاباران

تاسرآید انتظار

تا سرآید انتظار

بهزاد حیدری

*****

 

شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۶ 18:1 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)