مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

چهارمین صفحه از چهل و دومین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

 

حمد و سپاس ایزد منان را که توانایی تفکر و‌ تشخیص به ما عنایت نمود.

درود و سلام به محضر اندیشمندان و فرهیختگان حاضر و نگارنده محترم کتاب تاریخ "فرهنگ و پیشینه مزارعی" جناب آقای علیکرم افشار.

ضمن تشکر از ایشان و کسب اجازه از فرهنگ دوستان محترم نکاتی چند در رابطه با کتاب حاضر به استحضار می رسانم؛ امید که مفید فایده باشد.

  1. نام کتاب با آنچه در آن مطرح شده همخوانی ندارد. زیرا از چندین اقوام اصلا نامی برده نشده ،با اینکه سابقه ای طولانی تر از برخی نامبردگان در کتاب دارند. برای نمونه: ازخانواده های حیاتی، زیراهی، رحیمی، ممتاز، نوشادی و ... صحبتی نشده است. وآنهایی که ذکر کرده اند عموما ناقص و ناتمام است.
  2. عکس روی جلد نخیلات آبپخش است؛ با اَنکه در وحدتیه حدود سیصد هزار اصله نخل وجود دارد بهتر بود از نخیلات وحدتیه عکسی تهیه می شد.
  3. نکات اشتباه املایی و انشایی فراوانی در نگارش کتاب دیده می شود.
  4. در صفحه 24: قیاس اساطیر افسانه ای با افراد حقیقی بخصوص معصومین (امیرالمومنین) یا شهدای بزرگی چون حضرت ابوالفضل (س) بسیار اشتباه است.
  5. در صفحه 26: بی براء هرگز جز بلوک خشت نبوده که به اشتباه جزء بلوک خشت نوشته شده است.
  6. در صفحه 34: محدوده شهر وحدتیه با آنچه شما نقل کرده اید کاملا متمایز است؛ زیرا مرز جنوبی آن محدوده روستای سده، محدوده شرقی آن دول بیشه ای، محدوده شمالی روستای کانسرخ و محدوده غربی آن چم دروازه و مل دراز است.
  7. در صفحه 45 و 46: شما زمین های فاریاب را به بی براء نسبت می دهید و عنوان می کنید که اهالی مزارعی از آنها خریده اند؛ در حالی که هیچ مدرکی برای خرید و فروش ارایه نمی کنید.
  8. در صفحه 53 و 54: به اسارت گرفتن مرحوم سید قاسم فقط جنبه مادی و باج خواهی داشته است چون ایشان از ثروت فراوانی اعم از منقول و غیر منقول برخوردار بوده و رابطه دوستی چند ده ساله ایشان با خانواده محترم کرمپور و درخواست ولی از آنان منجر به آزادی شان می شود و هیچ خونریزی در این ماجرا پیش نمی آید. شما اظهار می کنید 17 نفر کشته شده اند در حالی که نامی از قاتلان و مقتولان برده نشده و این مطلب صحیح نیست.
  9. نسبت های نا روایی که شما به مرحوم آقای سید حسین مجتهد مزارعی داده اید به اعتراف عموم مردم شهر ناصواب است. روحانی برجسته ای که تمامی مسایل شرعی منطقه اعم از عقد و ازدواج، کتابت اسناد مالکیتی و ... را انجام می داده و همه مردم بدون استثنا به نیکی از او یاد می کنند؛ نباید به صرف از دست دادن باغی که در میزان ثروت خانواده ی حاج سید محی الدین نقشی نداشته، بی مورد متهم گردد و نسبت نادرست داده شود.
  10. در صفحه 76: مرحوم فتح الله افشار انسانی معمولی ، بی آزار شوخ طبع و ... بود. شاید به مزاح چیزی گفته باشد؛ نباید نسبت به او و نماز خواندنش اینگونه قضاوت شود.
  11. در صفحه 107: همکاری آقای حاج شیخ باقر اسماعیلی  در برچیدن قلیان از مراسم بسیار کمرنگ تر از مرحوم حاج سید موسی شجاع بود و کوتاه تر کردن ایام فاتحه  از هفت روز به سه روز به پیشنهاد اینجانب (سید عبدالخالق علوی) و آقای مرتضی بابااحمدی صورت گرفت  که با دعوت عمومی از اهالی شهر و مجلس گردانی حقیر انجام گرفت و ربطی به آقای اسماعیلی ندارد.
  12. در صفحه 123: در شجره نامه سادات علوی " آقا سید علوی" به همین نام است و اسم علی نداشته؛ که در کتاب شما به اشتباه علی نوشته شده است.
  13. در صفحه 126: مرحوم آیت الله حاج سید جعفر مزارعی به عنوان مجتهد و فقیه از حوزه جنوبی کشور جزء یکی از پنج فقیه مجلس شورای اسلامی بوده است. وی از روحانیون برجسته حوزه علمیه نجف بوده و فعالیت های سیاسی-اجتماعی و اقصادی ایشان و حمایت هایشان از ارقاب سببی و نسبی مایه پیشرفت چشمگیر آنان شده و نام مزارعی را بیش از پیش جلوه گر کرد.
  14. در صفحه 127: مرحوم حاج سید محی الدین به تلافی سیلی که رضاخان به شهید مدرس زده بود، به تیمسار بهرامی سیلی می زند، نه به رضا شاه. همانطور که شما گفته اید مرحوم حاج سید محی الدین با دست خالی به شیراز می رود اما به نقل از پدرم که از نزدیکان ایشان است زمین های مرودشت، بند امیر و دشت مرغاب به وسیله خودش احیا شده نه به پشتوانه یا به زور گرفتن اموال کسی. وانگهی مطلبی که شما در رابطه با راهیابی ایشان به مجلس شورای ملی اظهار می کنید کاملا اشتباه است. زیرا ایشان با رای مستقیم مردم جنوب به مجلس راه پیدا می کند و مدافع بسیار خوبی برای حوزه انتخابی اش بوده ولی متاسفانه شما این جریان را بسیار کمرنگ جلوه داده اید.  چرا که کسی برای یک مهمانی ساده هم دیگری را به جای خود نمی فرستد.
  15. در صفحه 137: مطالب سرد، بی روح و بی محتوایی که درباره حجة الاسلام آقا سید احمد علوی زاده نوشته اید نشان از بی اطلاعی شما از مدارج علمی ایشان در خصوص قرآن کریم و طب سنتی است و هنوز هم، هم تراز ایشان در علوم قرآنی در منطقه پیدا نشده؛ در تفأل به قرآن کسی به پای ایشان نمی رسد. زیرا بدون آنکه شما نیتتان را بگویید، پس از استخاره نیتتان را به شما میگفت.
  16. در صفحه 145: آقای دکتر شجاع هم کلاس بقیه پزشکان محترم نبوده و هیچ یک از آنان دانش آموز مدرسه امیر کبیر نبوده اند. ضمنا آقای مرتضی بابااحمدی مؤسس دبیرستان نبوده، خود ایشان حاضر است و چنین ادعایی ندارد ولی همکاری کرده و جای تقدیر و تشکر دارد.
  17. در صفحه 153: فرزند ارشد مرحوم قاید گرگعلی، قاید حسین بوده که شما به اشتباه لهراسب نوشته اید.
  18. در صفحه 170: ظروف رویی را سفید نمی کنند که به اشتباه از سفید کردن ظروف رویی هم نا مبرده شده است.
  19. در صفحه 175: این جریان به خلیفه دوم مربوط می شود و هیچ ارتباطی به یزید ندارد و کاملا تحریف شده است.
  20. در صفحه 192: زمین دبیرستان فاطمه زهرا (س) از طرف آقای حاج الله داد باقری بخشیده نشده و به همت مردم خیر وحدتیه خریداری شده است که در نوشته شما اهدایی گفته شده ولی در جوانمردی و نیکی آقای باقری تردیدی نیست.
  21. در صفحه 210: آب باغ های مزارعی همواره منشعب از کانال حاج مهدی بوده و از بالا دست سد سابق، فقط کانال بی براء آب گیری می کرده است و با سرقنات مشترک بوده اند.

اشکالات فراوان دیگری جهت استحضار شما موجود است و باید اصلاح شود. مثلا: صاحب اولین دوچرخه، ذکر نکردن از مکتب خانه ی آخوند محمدتقی یا ذکر شهدای والامقام صابرزاده ها و حیدری جزء شهدای سرقنات. چرا که آنان از شهیدان روستای شول هستند.

در کتاب شما بدون هیچ مدرک به برخی از افراد اتهام قتل، به بعضی ها اتهام دزدی، به مرحوم ملا حسنعلی اتهام راه بندی و مثال هایی از این قبیل زده می شود در حالی که ایشان با خانواده کرمپور هیچ مشکلی نداشته است؛ که بسیار ناروا و به دور از قلم یک نویسنده است.

شما هر که را مورد نظرتان بوده بزرگ کرده ولی آنهایی را که تمایل چندانی نداشته اید کوچک نموده اید؛ و این دور از انصاف است. شما از فارسی نویسی و تعصب به زبان فارسی سخن می گویید ولی در نوشته هایتان زبان بازاری و محلی به کار می برید؛ که در پایان معنا و مفهوم آنها ذکر نشده است. صفحات زیادی از نوشته های شما هیچ پیامی برای خواننده ندارد. درباره بقیه روستاها مطالب،  بسیاز جزیی و ناقص است و ای کاش تحقیق بیشتری شده بود تا مطالب پر بارتر ارایه می شد.

جهت اصلاح خیلی از مطالب می توانید از آقایان حاج حسینعلی نجفی، حاج خدابخش و قاید حسن کاووسی، حاج حسینقلی زیراهی، حاج رضا مزارعی و... که در متن و بطن قضایا بوده اند، کمک بگیرید.

نکته قابل ذکر دیگر این است که در اصلاح کتاب نظم و ترتیب را رعایت کنید و شاخه به شاخه شدن را که در چاپ اول زیاد به چشم می خورد، اصلاح نمایید.

با تشکر از صبر و حوصله همه بزرگواران خصوصا نویسنده محترم

 

سید عبدالخالق علوی

****

 

 

ضمن تشکر وسپاس ازتلاش وهمت اقای افشار بابت گرداوری مجموعه ی کتاب فرهنگ وپیشینه مزارعی ،هرچند که اطلاعات خوبی خصوصا برای نسل جوان دراین زمینه ارائه نموده اند ولی باکسب اجازه ازایشان وسپردن نقد نکات دستوری وتاریخی به اساتید مربوط اینجانب اکتفا میکنم به نقدی برتصاویر حک شده روی جلد کتاب ومبحث فامیل خودم.

 

  • از آنجائیکه قبل ازخوانش هرکتاب ومجلد منتشره ،نگاه نخست بیننده ومخاطب متوجه عنوان وطراحی جلد آن میشود وارائه هرسند میبایست مستند و واقعی باشد پس میطلبد مؤلف بسیار اگاهانه نسبت به این امر توجه نشان دهد که متاسفانه عنوان انتخاب شده چندان قابل دفاع وهمخوانی بامحتویات آن ندارد.ازطرفی بادقت به تصاویر جلد کتاب متوجه میشویم که تصویر نهرآب ونخیلات مجاورآن مربوط به منطقه آبپخش میباشد که این سؤال مطرح هست چرا ازنخیلات وحدتیه استفاده نشده ،همچنین تصاویر مربوط به سد رئیسعلی ومجتمع نفت نیز هیچ کدام مربوط به آن دومکان نیست لذا بسی جای تأمل است.

 

  • طبق اظهار اقای افشار شروع وجمع آوری اطلاعات ایشان ازسالهای ۹۱-۹۰بوده که مرحوم قاید حیدرکاوسی که بزرگ خاندان میباشدویکی از مطلع ترین وباسوادترین مردمان عصر خود درمنطقه بوده واتفاقا تنها کدخدای مزارعی وهمچنین سازنده مدرسه که تا اوائل سال ۱۳۹۵درقید حیات بوده هیچگونه همکاری وکسب اطلاعاتی ازایشان صورت نگرفته ،ازطرفی هم اکنون نزدیک به چهار الی پنج نفر ازجمله پدر خودم بالای ۸۰سال درفامیل هستند که ازانها نیز استفاده نشده وازیکی از وابستگان فامیل بنام آقای خداکرم بارگاهی دراین خصوص تحقیق گردیده است که این خود موجب ارائه وقید اطلاعات غلط وناقص گردیده است.

 

 ازجمله ۱- سکونت اولیه کاوسیها که خود بحث مفصلی دارد۲- درمورد چرائی انتخاب نام خانوادگی (کاوسی)ذکر شده که چون نزدیک به نیمی ازمردم بختیاری کاوسی هستند این نام ازآنجا گرفته شده ،درصورتیکه درزمان انتخاب نام خانوادگی که درزمان رضا شاه کلیک خورد هیچ گونه ارتباطی بین اجداد ما وانان نبوده وصرفا چون جد بزرگ ما ملا کاووس بوده کاوسی انتخاب شده است۳- درمورد پایان کدخدائی کاوسیها اشاره شده که باایجاد درگیری بین مزارعی ها وکاوسیها وکشته شدن یکی ازهواداران کاوسیها موجب اتمام کدخدائی انان گردید .اولا ان مرحوم یک فرد بیطرف بوده که درمسیر برگشت ازباغ به خانه اتفاقی دروسط طرفین قرار میگیرد وبی گناه کشته میشود .دوما عامل پایان کدخدائی ومالکیت خوانین ،اجرای قانون اصلاحات ارضی بوده واین روند درسراسر ایران اتفاق افتاد ونه کشته شدن مرحوم محمد هاشم بارگاهی ۴-اولین فرزند مرحوم قاید گرگعلی را لهراسب عنوان نموده که مرحوم قاید حسین فرزند ارشد میباشد وچندین موارد دیگر که به ایشان یاداوری خواهد شد.

 

 

ستار کاوسی

 

دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۶ 17:47 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)