هشتمین صفحه از چهل و دومین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

بنام آنکه نامش برترین است.
خدای آسمانها وزمین است.
شرح واطلاعاتی مختصرپیرامون داستان کوتاه.
قریب دوهزارسال پیش انسان با خلق وکشف الفبا توانست به تسلط محض و دوره طولانی شیوه کهن نانوشتاری وقصه گویی پایان بخشد.
این روش(نانوشتاری) یا داستان گویی به دوران غارنشینی برمی گردد.
بنابراین می توان گفت این شیوه کهن ترین شکل ادبیات داستانگویی است.
انسانها پیش از آنکه قادربه نوشتن باشد یا بتواند تصاویرواشکالی بر روی دیواره غارها نقاشی کند،قصه گویی راشروع کرده بود.
داستان وقصه وسیله ای بودکه انسانها بوسیله آنها تجربیات خود راعنیت می بخشید وبه دیگران انتقال می داد.
اما داستان نویسی برغم داستانگویی قدمتی کوتاه دارد واین قالب از آغاز قرن هفدهم وبا آفرینش رمان برجسته دن کیشوت اثر میگل دسرو انتس (۱۵۴۷__۱۶۱۶) متداول گردیدو قریب چهارصدسال از عمر این شیوه می گذرد.
اماداستان کوتاه یابه عبارتی دیگرداستانک پدیده ی هنری نوپا وتازه ایست که ثمره زندگی نوین امروزیست وپیدایی آن به اوایل قرن نوزدهم برمیگردد.
اصطلاح داستان کوتاه عموما برای یک فرم وقالب ادبی مستقل وخاص بکار می رودونه تنها فقط برای داستانی که طولانی نباشد.
داستان کوتاه بخشی از ادبیات داستانی است که به نثر نگارش می شودو حدود دویست سال از پیدایش این شیوه می گذرد.
صاحب نظران تعاریف متفاوتی برای داستان کوتاه بیان کرده اندکه درهرکدام بر ویژگیهایی از داستان کوتاه تاکید کرده اند که درذیل به برخی از این ویژگیها می پردازیم.
*_داستان کوتاه بر محورعمل داستانی یگانه ای استوار است که به تاثیری یگانه منجر می شود.
*_شخصیت آدمهای داستان کوتاه تکوین یافته است ونویسنده فقط آنها رادربرش ویژه ای از زندگی وتجربیات عاطفی تصویر می کند.
*_ درداستان کوتاه فقط بخشی از زندگی فرد توسط نویسنده موضوع کارقرار میگیرد.
*_داستان کوتاه ،برخلاف رمان ،پراز واقعه های فرعی نیست وزمینه مکانی وزمانی نسبتا ثابتی دارد.
*_ داستان کوتاه پویا و دارای کنش وانگیزش است وبرخلاف طرح است که کاملا ایستاوفاقد کنش وانگیزش است.
*_داستان کوتاه معمولا از هزارو پانصد کلمه تا پانزده هزار کلمه می باشد.
البته ویژگیهای گفته شده درخصوص همه داستانهای کوتاه صدق نمی کند
مثلا نویسندگانی مانند آنتون چخوف، ارنست همینگوی، جمیز جویسواخیرا رایموند کارور معیارهای جدیدی برای داستان کوتاه بیان کرده اند.
که ازبین آنهاسه ویژگی برجسته تر عبارتند از:
۱_تاثیریکسانی بر خواننده می گذارند.
۲_توجه خواننده رابه یک بحران واحد معطوف می دارند.
۳_دریک طرح مهار شده این بحران رامحور داستان قرار می دهند.
شایان ذکر است این نظریات ودیدگاهها مبتنی بر نظریات نویسنده ونظریه پرداز شهیر امریکایی ادگارآلن پو(۱۸۰۹_۱۸۴۹) می باشد.
ازطرفی دیگرنیکلای واسیلیویچ گوگول (۱۸۰۹_۱۸۵۲)نویسنده معروف روسی نیزکه اوراپدرداستان کوتاه نامیده اند امادیدگاهها ودورنمایه های این دو داستانسرا همسان ومشابه نیست.
پودربسیاری ازداستانهایش واقعیت گریز است وازاین حیث درنقطه مقابل گوگول قرارداردو داستانهای گوگول بطرز شگفت آوری واقعی وملموس وبه سبک وشیوه واقع گرایی است.
بعداز پو وگوگول دو نویسنده دیگر روی سبک داستان کوتاه تاثیر شگرفی گذاشتند که یکی گی دوموپاسان فرانسوی(۱۸۹۳_۱۸۵۰)ودیگری آنتون چخوف روسی(۱۸۶۰_۱۹۰۴) می باشدکه این دو درتکامل و ترویج داستان کوتاه بسیار کوشیدندوبرنویسندگان بعداز خود تاثیرات شگرفی نهادند وتا سالیان درازداستان کوتاه رابه دوگروه مجزا تقسیم می کردند وگروهی از سبک چخوف پیروی می کردند وعده ای از سبک گی دوموپاسان .
این دو نویسنده هردو واقع گرا بودند
چخوف بردوتن ازنویسندگان بعد از خودتاثیر عمیقی نهادکه یکی کاترین منسفیلد(۱۸۸۸_۱۹۲۳)نویسنده انگلیسی ودیگری شروود آندرسن(۱۸۷۶_۱۹۴۱) نویسنده امریکایی که به تبعیت از او ارنست همینگوی (۱۸۹۹_۱۹۶۱)شیوی اورا کمال بخشید وبه اوج رساند.
ودرپایان می توان گفت درشکل گیری داستان کوتاه نویسندگان معتبری کوشش وفعالیت کرده اندکه برخی از آنها عبارتند از:
ادگار آلن پو،نیکلای واسیلیویچ،ایوان تورگنیف،گوستاوفلوبر،لوتولستوی،گی دوموپاسان،آنتون چخوف،هنری جیمز، جوزف کنراد، ماکسیم گورکی، فرانتس کافکا،جیمز جویس، شروود آندرسن، دی اچ لارنس، ارنست همینگوی، ویلیام فالکنر، فرانک اوکانر، خورخه لوییس بورخس، گابریل گارسیامارکز ورایموند کارور و.....
گرد آوری وتنظیم___بهزاد حیدری
منابع وماخذ: کتاب داستانهای محبوب من اثر علی اصغر درویشیان
******
داستان کوتاه این شماره :
زن٬ آرزو کرد سنگ شود٬ اما فکرش را هم نمیکرد در ملا عام سنگش بزنند.
#خیرالنسا موسوی( مهتاب)








