چهارمین صفحه از چهل و سومین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

با نام خداوند سفرها و سكونتها؛ با نام خداوند مقصد ومقصودها؛ با نام خداوند سال وماه و روز و دقيقه و ثانيه ها ؛ با نام خداوند نوروز ؛ خداوند سبزه وگل و بهار ؛ خداوند نخل وكُنار...
درود بي پايان نثار مردم شريفي كه شرافت و صداقت سرلوحه زندگاني شان است و رضايت و خشنودي خداوندگار را در سه گانه زيباي " پندارنيك ، گفتار نيك ، كردارنيك" ديده و مي بينند.
درود بر ايرانيان سربلند در جاي جاي زيست كره خاكي ؛ درود بر همشهريان نيكوصفت و خردورزم در وحدتيه عزيز ؛
عيد بزرگ وفرخنده نوروز برشما خوبان مبارك باد؛ ايّام تان شاد و خرّم باد؛ پايدار باشيد وتندرست .
نكته اي كه بر خود ميدانم عرض كنم اين است كه" عزيزان همه ميدانند و مشهور است كه خطه جنوب ، بخصوص خطه دشتستان و وحدتيه در امر مهمان نوازي و پذيرش و خدمات به مهمانان چه در ايام نوروز و چه هرزمان ديگري پيشتاز بوده و هست ؛ بنابراين به رسم وسياق هميشه دست در دست يكديگر شرايط و فضاي پذيرايي و خوشامد به مسافران و مهمانان نوروزي را فراهم كنيم ؛
بنا به در خواست دوست فرهيخته ام ، سيد حسام عزيز و بجهت تناسب با روزهاي نوروز و تعطيلات و سفر؛سفرنامه كوتاه منظوم تبريز ، تقديم ميشود؛
با ياري خداي دانا ، سفري پيش آمد به تبريز و ديدار و صحبتي در آن ديار باصفا؛ شهرو دياري با پيشينه روشن تاريخي و مردماني خوش مرام ؛ اطراف و اكناف تبريز ،طبيعت و روستاهاي بس زيبا و دل انگيزي دارد ،پراكندگي جغرافيايي و تمدّني ، گستره خوراكيهاي بومي ، توليدات و معادن ... همه و همه از ويژگيهاي تبريز و شهرهاي پيرامون آن است...
شعر " تبريز "
اثري از سيروس عباسي 🌺
شهرتبريز است اين جنّت مكان
خوش هوابامردمي شيرين زبان
رود مِهران ؛ ليقوان و كندوان
"اوّلين*" هايش شده ورد زبان
شهر تبريز است وآثارش هزار
ازدل تاريخ و از آلُ القِجار
هم اديب و شاعرانش بيشمار
شهريار شعر او هم "شهريار"
شهر تبريز است،در پيشش سهند
استوار و خوش تراش و بند بند
خوشتر از هيماليا و چين وهند
مي زند برپاي گردشگر كمند
شهرتبريز است و "پروين"دخترش
دختري خوش ذوق وگوهرْدفترش
از ميان باغِ پُر بار و بَرَش
"باقر "و "ستّار "و "پسيان" پسرش
شهرتبريز است و استادش "صبا"
كزهنر بخشدبه جان ودل صفا
كفش چرم و فرش اصل پربها
سنگهاي قيمتي ؛ مس تا طلا
شهر تبريزاست و بُناب و كباب
بهترين كوبيده را اينجا بياب
كوفته تبريزيِ خوش طعم وآب
باقلوايشْ بي نظير و با لِعاب
شهرتبريز است ، اي يار نكته بين
من چه گويم خودبيا وخودببين
ازهمه گلها كه بيني برزمين
پا بِنه در شهر تبريز و بِچين
————-
* تبريز معروف است به شهر " اولين ها"؛ مثلاً اولين شهرداري ايران ، آتش نشاني ايران -از كتاب شهراولين ها تبريز...
دکتر سيروس عباسي - شيراز -
*****

باد
متراکم کند ابرها را
وآب از دست آسمان نچکد
بهاردر اتفاق کدام سبز
جاری می شود
فصل دارد پوست می اندازد
نسیم نمناک می وزد
تا
غروب ازپشت پنجره
کنار برود
روز تازه
طلوع کند
وگل
از گل عید بشکفد
فریبا محمدیان
****








