مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

دومین صفحه از چهل و چهارمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

 

خوشحالم که مرگ پایان غرق شدن است

من از زیاده ­روی­های باد

از موج­های افراطی

از بادبان­های برافراشته

از ناخدا بودن 

           دیگر  بدم می­آید

باور دارم دریا روزی به زانو در می­آید

تو را پس می دهد

به ساحل می­آیی

 قایقم را به تو می­دهم

و تو

دوباره به دریا می­روی که غرق شوی

 

حسین باقری

****

 

 

 

"هر زنی...."

هر زنی دوست دارد

خانه را

باآوازهای قابلمه های برآتش نهاده

زنده نگه دارد.

 

تو ای مَرد....

"شیرین"ات را

نه در شکرخندهای دلبرانِ مجازی

بلکه در همین خرابه

وپای همین اجاق و قابلمه ها

"خسرو"باش.

 

زمستان(اسفند)۹۶-نای بند/علی حسین جعفری(بیدل)

****

پناه من باش

مثل پناهگاهی در  آژیر قرمز

 

مثل درنایی

تازه رسیده از سرما

به آب های گرم

 

مثل افتاده از اسبی

که می جوید راه

 

بگذار از دروازه ی چشم هایت بگذرم

می خواهم در دلت بیتوته کنم

 

پناه من باش

حتی اگر تبسم ی باشد از لبانت

 

#شیرین_ترابی

 

**********

رفتی و ندیدی

چطور نعشم

باد کرده روی دست زمین

روحی سرگردان

بر خرابه های خانه ای متروک 

به دیدنم بیا

هر چند دور

هر چند دیر

حالا که تکه های تو

مانده در کاسه ی چشمم

 

شیرین ترابی

******

سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۷ 21:23 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)