هفتمین صفحه از چهل و هفتمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

بخش کوچه خاطره ها :
قدیم ترها، خیلی هم نه . تا چند سال پیش، یعنی نوجوانی، دهه پنجاهی ها و یا شصتی ها، رسم و رسومات و وسایلی بود که شاید بچه های امروزی و قطعا بچه های فردا حتی اسمش را هم نخواهند شنید.
خردادماه به بعد که هوا گرم میشد و کم کم به سمت درست شدن خارک و رطب و خرما می رفتیم، حس و حال روستا و حس و حال مردم کاملا متفاوت می شد. قدیم تر ها که تقریبا وسایل پلاستیکی فعلی نبود تمام وسایل برداشت خرما از خود نخل بدست می آمد و در واقع موجودی خودکفا بود.
زنبیل، تَک، بِلتَک و... از وسایل اصلی مورد نیاز برای برداشت خرما بودند . مردان و زنان آبادی که در فصل بودهون (فصل گرده افشانی ) پیش های (برگ نخل) سبز و در واقع دِل نخلها را جمع آوری کرده بودند و بعد از چند روز که آنها را در گوشه ای از گاوَند و در آب نگهداری می کردند، برگها را از شاخه جدا کرده و آماده ی چیدن زنبیل و تک و بلتک می شدند. تقریبا در اکثر خانه های روستا بساط چیدن زنبیل و تک و بلتک برپا بود. و حتی کسانی که خود باغدار نبودند نیز با چیدن تک و بلتک به باغدارها کسب درآمد می کردند. یکی از قوانین باغداری و باغبانی این بود که باغبان علاوه بر بو دادن ، کنه زدن و مخ برون، مسئول آبیاری باغ و همچنین چیدن زنبیل و تک و بلتک نیز بود.
تفاوت تک و بلتک در اندازه آنهاست .بلتک از نظر ردیف و طول از تک کوچکتر است. تک و بلتک را اصطلاحا ترک (tark)نیز می گفتند. آن سالها انگار هوا هم تا این حد بخیل نبود و خنکی خود را بیشتر به مردم روستا ارزانی می داشت، کولر مخصوصا از نوع گازی آن خیلی خیلی کم بود، اکثر مردم شب نشینی ها و حتی خوابشان وسط حیاط و بر روی لُوکه و تَنبلی بود. دیدن آسمان پرستاره آن شب ها شاید الان آرزویی باشد برای کسانی که تا پاسی از شب چشم به آسمان لایتناهی دوخته و ستاره را، ستاره هایی که چون شهابی از گوشه از آسمان به گوشه ای میرفت و خاموش میشد و اصطلاحا گفته میشد که ستاره پرید، و جالب بود که پریدن ستاره را نشانه مردن یک نفر در جهان می دانستیم که چراغ وجودش خاموش میشد. همسایه ها معمولا بصورت دسته جمعی مشغول چیدن و بافتن تک و بلتک می شدند. بعد از آنکه برگها را از شاخه جدا کرده و درون آب می خواباندند تا از شکستگی برگها جلوگیری شود، به روشی جالب شروع یه بافت اصطلاحا یک رو یا ردیف می کردند که عرضی تقریباً 15 تا 20 سانتی متر داشت و طولی متفاوت از 4تا 6 متر. مرحله بعد هر 3 ردیف از این ترکها را ابتدا دو نفر از دو طرف محکم می کشیدند تا صاف شود، سپس با وسیله ای بنام پاتیزه که از برگ سبز درخت جوان نخل جدا میشد و بسیار محکم بود به هم می دوختند . مرحله بعد هر کدام از این قسمتهای سه تایی را به هم می دوختند و تقریبا 4 ردیف 3تا یی.
شب نشینی های همراه با دوختن تک و بلتک با بوی نم آبی که بر روی آن می پاشیدند همراه بود. به آن آب می زدند تا هنگام تا زدن و جمع کردن نشکند از آن بوهایی است که شاید فرداها دیگر به مشام کسی نرسد.
از تک و بلتک برای نشستن، جمع آوری خرما و... استفاده میشد.
حسین جمی
*****
عکس این شماره :

به علت کمبود پزشک و پایین بودن سطح علمی کشور تا سالهای 64،65 پزشکان مختلف از کشورهای هند، پاکستان، بنگلادش و حتی سریلانکا در ایران طبابت می کردند.
اوایل دهه 50که بهداری وحدتیه را اندازی شد هم تعدادی دکتر هندی و پاکستانی در آن خدمت می کردند.
عکس منتخب این شماره مربوط به سال 52یا 53 می باشد، که در محل فعلی پارکینگ مرکز بهداشت و پشت به پل گرفته شده است، ساختمان بلند، اصطلاحا، بالاخونه پشت نفرات مربوط به مرحوم سید مختار مزارعی می باشد. از راست حاج محمد رضا کشاورز(اولین نفر استخدامی بهداشت وحدتیه )، نفر وسط دکتر جواد حبیب الله، دکتر پاکستانی مرکز بهداشت، نفر سمت چپ اسد جعفری، راننده مرکز بهداشت اهل سعدآباد که هنوز هم در شهر سعدآباد تاکسی تلفنی و آژانس دارد.
آن زمان مردم روستا معمولا دکتر را نهار و شام دعوت می کردند. مسوول نوبت دهی هم رئیس بانک صادرات روستا بود.
حسین جمی









