مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

هشتمین صفحه از چهل و هفتمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

 کوئیلو کیست ؟

 

پائولو کوئیلو نویسنده شهیر برزیلی است که درسال ۱۹۴۷در شهر ریودوژانیرو چشم به جهان گشود.خانواده وی بلحاظ اقتصادی جزء طبقه متوسط جامعه بود.پدرش مهندس بود .خانواده اش آرزو داشتند که او هم مهندس شود.

هفت ساله بود که او را به یک مدرسه مذهبی فرستادند. کوئیلو از مقررات این مدرسه خوشش نمی آمداما درراهروهای همین مدرسه بود که حرفه واقعی وعلاقه درونی خود را که نویسندگی بود بارور کرد.

وی  نخستین جایزه ادبی خود رادر مسابقه شعردر همین مدرسه دریافت کرد.

درهرحال آرزوی پدر ومادر چیز دیگر بود وعلاقه واستعداد پائولو مسیری مغایر با خواست آنها بود وسرانجام این کشمکش به نفع پائو لو پایان یافت .

شاید بتوان گفت مطالعه «مداررأس السرطان» اثر هنری میلر روح طغیان را در پائولو بر انگیخت بنحوی که او بعد از خواندن این اثر خواست ومقررات خانواده را به سخره می گرفت.تا جایی که پدرش این نافرمانی او رانشانه بیماری روانی تلقی میکرد و این وضعیت منجر به آن شد که دوبار پائولو را در تیمارستان بستری کردند وبرای درمان چند بار به او شوک برقی دادند.

نخستین فعالیت هنری او با یک گروه تئاتربود وهم زمان روزنامه نگاری نیز می کرد.اما بازکشمکش کوئیلو وخانواده ادامه داشت و با کار وی در تئاتر مخالف بودند زیرا پدرومادر ایمان داشتند که کار دراین محیط انسان رافاسد می کند.و سرانجام  والدین برای بارسوم تصمیم گرفتند که او رادرتیمارستان بستری نمایند وبرای این کار اورا نزد پزشک بردند اما برخلاف انتظار پدرو مادرنتیجه معاینه  این بود که کوئیلو هیچ مشکلی ندارد.ونیازی به بستری ندارد.

دردهه ۱۹۶۰ که جنبش هیپیگری مثل موج بلندی سراسر جهان را فرا گرفت « پائولو» هم با گذاشتن موهای بلند وخودداری از همراه داشتن کارت شناسایی به این حرکت پیوست..دراین ایام اوتحصیل را رها کرده بود واقدام به انتشار مجله ای کرد که فقط دو شماره از آن منتشر شد.پس از آن به ترانه سرایی روی آورد ودراین کار موفقیت خیره کننده ای کسب کرد وتا سال ۱۹۷۶ به این کار ادامه دادوبرای بیش از ۶۰ اهنگ ترانه سرود.اودرسال ۱۹۷۳ عضوسازمانی مخالف سرمایه داری شد تا از آزادیهای فردی دفاع کند و در این اثناء یک سلسله داستانهای طنز مصور هم منتشرکردکه نهایتا منجربه دستگیری او توسط رژیم نظامی حاکم برزیل شد.

این جریان تأثیر شگرفی براو گذاشت .وی در۲۶ سالگی به این نتیجه رسید که بقدر کافی تجربه اندوخته وتصمیم گرفت که بعدازاین یک فرد عادی باشد.ازاین رو دریک کمپانی تکثیر صفحه آواز شغلی گرفت ودرآنجا با زنی آشنا شد و با او ازدواج کرد.درسال۱۹۷۷ زن وشوهر به لندن رفتند وکوئیلو یک ماشین تحریر خرید وشروع به نویسندگی کرد اما توفیق شایانی بدست نیاورد.یک سال بعد به برزیل برگشت ومجددا به کار قبلی خود یعنی صفحه پرکنی در یک کمپانی ادامه داد اما این شغل فقط سه ماه طول کشید و بعد از همسرش جدا شد.

درسال ۱۹۷۹ با یک دوست قدیمی به نام « کریستینا» ملاقات وسرانجام با او ازدواج کرد وبا هم به چند کشور اروپایی سفر کردند.

درآلمان به بازداشت گاه مخوف « داخائو» رفتند وآنجا بود که پائولو با دیدن تصویر مردی در آینه دل دچار یک حالت عرفانی روحی شد و دو ماه بعد بصورت واقعی در کشور هلند با آن مرد در کافه ای درشهر آمستردام روبروشد وآن دو مدتی طولانی با هم به گفتگو پرداختندو تبادل دیدگاه کردند وکوئیلو هیچگاه هویت آن مرد را فاش نکرد .

پس از این دیدار عرفانی کوئیلو به دین روی آورد وتصمیم گرفت به زیارت کلیسای جامع « سنت جمیز» درسانتیاگو کشور اسپانیا برود.

واما دراین دوران بود که نخستین اثر مکتوب خود تحت عنوان « زیارت»را به رشته تحریر در آورد ورسما کار نویسندگی را آغاز کرد.

این مختصری از بیو گرافی پائولو کوئیلو بود .

در بخش دوم به شرح آثار ودریافت جوایز او درسطوح مختلف خواهیم پرداخت.

 

بهزاد حیدری

چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۷ 0:11 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)