دهمین صفحه از چهل و هفتمین شماره دوهفته نامه ادبی بردل

سفر همواره یکی از جذابترین کارهایی بوده که آدما انجام میدهند. قدیما سفر کردن آنقدر سخت، وقتگیر و پرهزینه بود که اگر یکی به یک سفر میرفت مابقی عمرش رو به نوشتن سفرنامهاش میگذروند. تا ۷۰-۸۰ سال پیش آدم سفر کرده، آدم باکلاسی بود که همه حسرت تجربهاش رو میخوردند.
حالا با گسترش صنعت حمل و نقل و نزدیکیهای فرهنگی سفر خیلی راحتتر از قدیم شده و یکروزه میشود از این سر دنیا به اون سر دنیا سفر کرد. اما این چیزی از جذابیت خوندن سفرنامهها کم نمیکند.
منصور ضابطیان یکی از روزنامهنگاران خوش قلم ایران، مجموعه ای دو جلدی از سفرهایش را چاپ کرده که میتونه تو جذابیت یه سور به مارکوپلو و سفرنامه معروفش بزنه. ضابطیان اسم “مارک دو پلو” رو برای شرح سفرهاش به کشورهای خارجی انتخاب کرده. اون خاطراتش رو از این سفرها به نثری خیلی شیرین و طنزی ظریف نوشته که باعث میشه خواننده نتونه کتاب رو تموم نکرده رو زمین بذاره.
هر ۲۰ صفحه این کتاب به یه کشور اختصاص داده شده که بعضی از این کشورا برای ما ایرانیا کمی غریبه است و شاید در موردشون چیز زیادی ندونیم یا حتی ندونیم کجا نقشه جهان قرار گرفته.
جلد دوم این کتاب هم منتشر شده که با نمکتر از جلد اولشه و ضابطیان ماجراجوییهاش رو هم چاشنی این سفرا کرده. این نویسنده خوشذوق که یک برنامه تلویزیونی با عنوان “رادیو ۷″ داره هر چه از طنز و خلاقیت تو چنته داشته تو این کتاب خرج کرده. مثلا این پاراگراف رو ببینید چقدر قشنگ به توصیف پاریس پرداخته: از جایی سر درمیآورم که آسمانش آبیتر از هر آسمانی است که در زندگیام دیدهام. با تکههای پنبهای ابر که باد آنها را به رقص درآورده و بازی آفتاب و سایه راه انداخته است.
یا مثلا این تکه از خاطراتش به اسپانیا رو ببینید چقدر بانمک نوشته شده: از من پرسید: ـ از کدام کشوری؟ و من جواب دادم. شروع کرد به تکان دادن سرش، انگار که دارد مرا تحسین میکند و چند بار تکرار کرد: ـ اوه، ایران… ایران… و زل زد توی چشمهای من. طوری نگاه کرد که من بال درآوردم و فکر کردم که اسم ایران او را به چنین تحسینی واداشته. لبخند زد و دوباره طوری گفت ایران که مطمئن شدم ایران سرزمین رویاهای اوست. برای اینکه خودم را لوس کرده باشم، پرسیدم: ”میدانی ایران کجاست؟” و او گفت: “نه!”
این کتاب جذاب فقط سرگرمتون نمیکنه. این کتاب یه عالمه چیز تازه یادتون میده و شاید زندگی شما رو عوض کنه، اینجوری که وسوسهتون کنه چمدونو ببندید و بیخیال همه چی، یه مدت برید دنبال تجربههای تازه.








