چهل و نهمین شماره از دوهفته نامه ادبی بردل

هر آنچه نتوان گفت بر ورق بنویسم/ قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم
قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را/ به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه همرهان دوهفته نامه ادبی – فرهنگی "بَردِل " .
چهل و نهمین شماره از دوهفته نامه بردل را با افتخار تقدیم می کنیم . قبل از هر چیز چهاردهم تیرماه ، روز قلم را به همه ادیبان و صاحبان قلم تبریک و تهنیت عرض می نماییم . کماکان مدیریت وبگاه از همه ادب دوستان و اهالی قلم دعوت به همکاری می کند . ما بر این عقیده ایم که بردل می تواند ویترین فرهنگی دیارمان باشد و امیدواریم پس از چهل و نه شماره از آن توانسته باشد در این مسیر قدم برداشته باشد. "حرفی از آن هزاران "، "عکس خاطره انگیز" از زادگاه ، "کوچه خاطره ها"،" بخش های بانوان" و ... بخش هایی است که به بردل به تازگی افزوده شده و امیدواریم که با همراهی اهالی قلم و دادن ایده و ارسال مطالب به غنای آن بیشتر بیفزاییم . با امید به اینکه همه ادب دوستان و علاقه مندان به شعر و ادبیات ما را جهت هر چه پربارتر شدن بردل همراهی نمایند .در پایان با قطعه ای از فریدون مشیری به پاس روز قلم ، دفتر این شماره را می گشاییم :
با قلم میگویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت،
هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت!
شعرهایم را نوشتی،
دستخوش!
اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟!
با احترام –سید حسام مزارعی
*********

چه دشوار
به دنبالت رها می شوم
دراین تاریکی دردی
که ازپا نمی فتد پایان
و چه تکرار می شود
گزند دائم خیالت
میان آن همه شعر
که دراتفاقی ناخوشایند می میرنند.
گودرز رحیمی
******

تا نگاهم به لبِ کوچه ی چشمت خم شد
طاق ابرویِ تو را دید و دلم در هم شد
خیری از گندم و« حوّا »که ندیدم تا دید
گندم ِ گونه ی تو بارِ دگر« آدم »شد
باز در سیطره ی نیم نگاهی قلبم
قاتلِ قادرِ بی حوصله ی عقلم شد
تا تو رفتی و دلم سوخت و دودش تا صبح
در هوای لب گلبرگ گلی شبنم شد
باز هم باخت به تو بازیِ تکراری را
باز هم حاصلِ دل دادنِ ما را غم شد
ابراهیم حیدری








