نخستين نسخه

امروز صبح درمانگاه جراحي بودم ؛ بيماري كه تازه دوره پس از عمل جراحي را پشت سر گذاشته بود در حالي كه با حال نزار روي صندلي اين ور و اون ور ميشد از من پرسيد ؛ آقاي دكتر من ميتونم روزه بگيرم ؟! در چشمان فرورفته اش نگاه كردم و گفتم ! روزه دستگاه گوارش براي شما مناسب نيست و ممكنه موجب تشديد علايم و سوء هاضمه و خشكي مزاج شما شود كه در اين زمان برايتان خوب نيست !! ولي من به شما توصيه ميكنم ؛ تا جايي كه ميتوانيد و به عبارتي هر آنقدر كه ميخواهيد :
روزه چشم و گوش بگيريد از ديدن و شنيدن،
روزه زبان و حنجره بگيريد از گفتن و خواندن،
روزه دست و پا بگيريد از دادن و گرفتن و رفتن ،
روزه دل و قلب بگيريد از كينه و نفرت و ...
روزه مغز بگيريد از نادانيها و كجرويها!! روزه فكر بگيريد از قضاوتها و تهمتها ...
روزه ريه ها و سينه بگيريد از آلودگي هوا و دود و دم افيون و سيگار...
روزه نفس و شهوت بگيريد از حرام...
همينطور ميگفتم و بيمار به من زل زده بود!! براي شما نوشيدن مكرر آب و مايعات و نوشيدنيهاي مفيد در شبانه روز لازم است ؛ نخوردن خوراك در مقدار ضرورت و يا نياشاميدن آب و مايعات و آبميوه هاي سالم ، برايتان زيانبار است و توصيه نميكنم !! امّا به شما اكيداً توصيه ميكنم: خوراكيهاي ناسالم نخور امانت را نخور غصّه نخور حقّ مردم نخور غبطه نخور گوشت مردار همنوع خود نخور( غيبت ديگران نكن) حرص نخور گول اهريمن و آدمهاي اهريمني را نخور خود را نخور( خودخوري نكن) گول دارايي و دانش خود را نخور حقّ يتيم نخور حقّ مردم مظلوم نخور بيت المال نخور و همينطور ادامه دادم ؛ انگار كه دست خودم نبود و بيمار هم با دقت گوش ميكرد !!
براي شما اصلاً خوب نيست كه افطار و سحر يا در فاصله افطار و سحر شكم را انباشته از انواع خوراكها كنيد !! سنگين شدن هاضمه برايتان بسيار ضرر دارد ! همانقدر كه معده شما سنگين ميشود " كاسه سر و مغز و انديشه " تان سبك خواهد شد ... از سويي توصيه ميكنم بين افطار و سحر تا ميتوانيد : مطالعه كنيد به آسمان بنگريد صله رحم كنيد با فرزندان و اهل بيت خود گفتگو كنيد در احوال خود انديشه كنيد با ايزد يكتا رازونياز كنيد به درگاه خداوند نيايش كنيد و از او بخواهيد تا نيروي پيروي از فرمانهاي الهي و ارزشهاي انساني و اخلاقي به شما بدهد و همچنين نيرويي به شما بدهد كه از انجام كارهايي كه اهريمن ناپاك و شيطان رذل و يارانشان را خرسند ميكند پرهيز نماييد .....
در يك لحظه به اطرافم نگاه كردم ؛ منشي درمانگاه در را باز كرده بود و چند تا بيمار ديگر هم با چشم و دهانهاي باز سخنان مرا گوش ميكردند ! همه با هم گفتند : ما هم پاسخ پرسشهايمان را گرفتيم !
گفتم : خداي را سپاس پس در دعاهايتان مرا هم به ياد داشته باشيد. 🌙
دكتر سيروس عباسي








