دمی با کتاب ...
ماه رمضان گرچه همه کارها و نظم کمتر می شود اما باعث نشد که خواندن کتاب را -ولو نه مثل همیشه - کنار بگذارم . برای رمضان ،پائولو کوئیلو را انتخاب کردم و کیمیاگرش که همه از آن صحبت می کنند و کلی با سر و صدا همراه بود . در کنار "کیمیاگر" ، متصدی کتابخانه دو کتاب دیگرش را نیز به دستم داد ؛ " الف " و " 11 دقیقه " . از کیمیاگر با این همه سر و صدای جهانی می گذرم و از دو کتاب دیگر کوتاه سخن می رانیم .
******

"۱۱ دقیقه" پائولو کوئیلو، از جمله کتابهایی است که بعد از یک بار چاپ در ایران، غیر اخلاقی و ممنوع اعلام شد، چرا که به موضوعی پرداخته بود که به وفور در جامعهی امروزی ما وجود دارد اما کسی جرأت حرف زدن و نقد کردن آن را از دیدگاه جدیدتر و غیر معمولتری ندارد.
موضوع داستان یک دختر ساده و معصوم برزیلی است که دست تقدیر او را به اروپا برده و با انتخاب خودش روسپی میشود. نگاهی که نویسنده به زندگی شخصی ماریا (شخصیت اول داستان) میاندازد و دیالوگهایی که بین او و مردهای مختلف این داستان با مفاهیم سادیسم و مازوخیسم رد و بدل میشود و همچنین یادداشتهای شخصی ماریا که به ظریفترین احساسات زنانه در مقابل مردان اشاره میکند، در نوع خودش منحصر به فرد است.
و از همه مهمتر اینکه پائولو با جنسیت مردانهاش، عمیقترین خواستههای زنانه را چه زیبا به قلم کشیده است!
چند جمله از متن کتاب :
* کسانی که بر روح من مسلط شدند، نتوانستند جسمم را بیدار کنند و کسانی که بر جسمم دست یافتند، نتوانستند روحم را بشناسند و به خود جلب کنند...!
* هر زنی حاضر است به همه بگوید که شوهرش به او خیانت میکند، ولی هرگز نمیتواند به کسی اظهار کند که لباس مناسب در کمد ندارد.
*اهالی سوییس هرگز دروغ نمیگویند، ولی از سکوت کردن و حرف نزدن، نهایت استفاده را میبرند.
* شاید عشق قادر به تغییر سریع انسان شود، ولی ناامیدی، همین کار را بسیار سریعتر انجام میدهد.
*من جسمی نیستم که روح دارد... روحی هستم که قسمتی از آن مرئی است و میتوان ان را جسم نامید.
* انسان تنها زمانی خود را میشناسد که به مرزهای خود برسد! انگار آزار رساندن به دیگری از اصول زندگی محسوب میشود. آنچه موجب ایجاد انگیزه در دنیا میشود، جستجوی لذت نیست؛ بلکه صرفنظر کردن از چیزهایی است که در ظاهر بسیار مهم به نظر میرسند. انسان نباید از غرق شدن در اقیانوسی که به اختیار خود در آن وارد شده است، وحشت داشته باشد. تــرس مانع بزرگی در سهیم شدن ایجاد میکند. انسانها باید به یکدیگر عشق بورزند اما نباید دیگری را به اسارت در بیاورند. اگر از کسی که دوست داریم دور باشیم، حتی عبور رهگذران نیز ما را به یاد او میاندازد.
*مردان همیشه از این میترسند که روزی زنی به آنها بگوید: "به تو وابسته شدهام...!
******

و اما "الف":
درون مایه " الف" معنویت و سیر و سلوک معنوی است. این کتاب داستان درک و شناخت ناگهانی پائولو کوئلیو را حین سفر به آسیا و هنگامی که در قطار خط آهن سیبری بود روایت میکند. عنوان کتاب از داستان کوتاهی از خورخه لوئیس بورخس به همین نام اقتباس شدهاست، (الف اولین حرف از حروف الفبای عبری، عربی و فارسی است که معانی اسرارآمیز فراوانی دارد).
کتاب حکایت سفر طولانی پائولو کوئلیو به روسیه از طریق طولانیترین خط آهن دنیا یعنی خط آهن سیبری است. وی در طول سفر با زنی به نام هلال آشنا میشود که او دروازهای را به روی زندگی گذشتهٔ کوئلیو باز میکند، و در طول کتاب پائولو سعی دارد بخشهای تاریک این گذشته را کشف کند.
کوئلیو دربارهٔ این کتاب میگوید: لحظه بینش و درک ناگهانی من در آسیا اتفاق افتاد هنگامی که در قطار با زنی ترکیهای آشنا شدم و او باعث شد از زاویهای دیگر به جهان اطرافم بنگرم.
و اما بخش هایی از کتاب :
* “آیا ما حاصل آموخته هایمان هستیم؟”
“در گذشته یاد میگیریم، اما حاصل آن نیستیم. در گذشته رنج برده ایم، عشق ورزیده ایم، گریه کرده ایم و خندیده ایم، اما هیچ کدام از اینها در زمان حال فایده ای ندارد. اکنون چالشها و جنبه ی خوب و بد خودش را دارد. برای آنچه الان اتفاق میافتد، نه میتوانیم گذشته را مقصر بدانیم و نه سپاسگزارش باشیم. تجربه تازه عشق هیچ ربطی به تجربههای گذشته ندارد، همیشه تازه است.”
* گاهی باید راه درازی را سفر کنی تا آنچه را کنارت است بیابی.
* اگر از شما خواستند، دریغ نکنید. وقتی بر در شما میکوبند، بگشایید. وقتی چیزی از دست میدهند و نزد شما میآیند، در یافتن گم شده یاری شان کنید. نخست اما، بخواهید، بر در بکوبید و گم شده خود را بشناسید.
*مشکل واژهها این است که حس کاذبی به آدم میدهند که منظورش را رسانده و حرف دیگران را میفهمد. اما وقتی بر میگردد و با سرنوشت روبه رو میشود، پی میبرد که کلمات کافی نیست.
*هرگز نمیتوانیم به روح زخم بزنیم، همان طور که هرگز نمیتوانیم به خدا زخم بزنیم، اما اسیر خاطرات زندگی مان میشویم و خاطرات زندگی ما را ویران میکند، حتی هنگامی که همه چیز برای خوشبختی مان فراهم است.
*تنهایی ممکن است مرا آسیب پذیرتر کند، اما گشاده ترم هم میکند.








