در آستانه سالگشت وبگاه همدلی مزیری بی ورا
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم زروی کرامت چنان بخوان که تو دانی
همواره خوشحال و خرسند بوده و هستم که در این یک دهه گذشته با تاسیس این فضای همدلی وبگاه و دنیای مجازی همچو کانون توسعه ، هم ولاتی و ... در کنار دوستان ِ جان توانستیم زمینه گرد آمدن فرهیختگان و دلسوزان دیارم را فراهم آوریم و ضمن نشستن در کنار موسپیدان آبادی و بازتاب آنچه که از بن جانشان به یادگار داشتند ، به اشتراک بگذارم و در دنیای واقعیت نیز نقشی را به یادگار بگذاریم . بدون اغراق احساس می کنم آن روزها جزو عمر من نبودند .
دلسوزانه جوان های دیارم در انجمن های ادبی را یار بودیم و به معرفی آنها و شگرف کارشان پرداختیم و شاهد پیشرفتشان بودیم . دور افتادگان از دیار در جای جای ایران عزیز را یار بودیم و این فضا را از آن خود می دانستند و دلنوشته ها و مکنونات قلبی شان را همه در مجلد های مزیری بی ورا که به پنج جلد رسیده همه را به یادگار دارم و چقدر برایم باارزش هستند این همه مهرورزی ها .
کارمان را در کنار دوستان ِ جان به دنیای واقعیت کشاندیم و صحنه های زیبایی از مهرورزی و همدلی را با همدیگر خلق نمودیم که از آن جمله " حضور پزشکان در شهر ویزیت رایگان در چند نوبت ، هر نفر ، اهدای یک کتاب در چند نوبت ، افتتاح ایستگاه های کتاب و ... را می توان برشمرد . افتخار مروج کتاب کشوری را هم برای دیارم باقی ماند .
از هر ایده ای استقبال کردیم و به همراه دوست عزیز حسین جمی ، فضای همدلی هم ولاتی را ایجاد کردیم و ضمن کار روی الفبای زادگاه و تاریخ ولات ، آن را به دنیای واقعیت کشاندیم و چه شب های زیبایی را در کنار هم رقم زدیم . در مرکز استان به بهانه پیاده روی ، همشهریانرا گرد هم آوردیم و ضمن پیاده روی ، محفل گرم خرما ارده خورون و ... را داشتیم و در یک شب به یادماندنی در روز معلم از چند موسپید فرهنگی با لوح تقدیر و شاخه گلی تقدیر کردیم و چه زیبا و لذت بخش بود دیدن چهره خندان و راضی آنها که در حلقه ی شاگردان دیروز خود -که هر کدام در بخشی از ادارات مشغول به کار و مایه افتخار معلمان خود –حضور داشتند.
همایش های دبیرستان امیرکبیر و نخبگان شهر را یار بودیم و باز هم مهرورزی بود و عشق ورزی . نه دنبال نام بودیم و نه نان . انگیزه را از همرهان این فضای همدلی می گرفتیم . بردل با 58 شماره را عصاره تمامی فعالیتهای فرهنگی می دیدم و واقعا داشت دلبری می کرد و به دل می نشست . آرشیو این فضای همدلی برای پژوهش همشهریان ،آرشیو پرباری است و خوشحالم که به غیر از مولفین و نویسندگان همشهری که کتابشان به زیور چاپ در آمده و به آرشیو ارجاع داده اند ، از خارج از استان نیز درخواست اجازه از مطالب وبگاه را برای کتابشان چندین بار داشته ام . زیاد سخن راندم و قرار نبود اینگونه سالگشت وبگاه را گرامی بدارم اما این جمله آن هم از یک دوست نزدیک اگر چه به ایشان گفتم اهمیتی برایم ندارد اما واقعا آن ساعت خرابم کرد .
" ... بدون تعارف خیلی تحلیل ها می شنوم که حسام از کارهای فرهنگی دنبال هدف های دیگری بود و چون نرسید ولش کرد ."
قضاوت با همرهان اما چیزی را که من در کنار دوستان در این سالها به دست آوردم را به هیچ وجه حاضر نیستم با مادیات و هدف های مادی عوض کنم . مهرورزی ها ، دست گیری ها ، همدلی ها ، دوستی های جدید و ... یک شبه به دست نیامدند . در این سالها خیلی از حرف ها ، سنگ اندازی ها ، سواستفاده ها و ... را به عینه شنیدم و دیدم اما به کار خود ادامه دادم چون به کارم ایمان داشتم و عشق می ورزیدم و مهم تر حال خودم را خوش می کرد.
بر من فرض است که در آستانه سالگشت وبگاه ، دوازدهم اردیبهشت ماه ، به پاس این همه همراهی ها و ثابت قدمی ها سر تواضع فرود آورم و به خود ببالیم که می شود به جشن سالگشت وبگاه بار دیگر نشست.
دوست دارتان سید حسام مزارعی
چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۹ 15:19 سید حسام مزارعی









