ياد و نام "خيام نيشابوري"گراميباد .
اجرام که ساکنان این ایوان اند،
اسباب تردد خردمندان اند،
هان تا سر رشته خرد گم نکنی،
کانان که مدبرند سرگردان اند!!
خيام به درستي يكي از دانشمنداني است كه به زبان شعر و نثر ؛ خردمندي را و شادي خردمندانه را و زندگي خردمندانه را به انسان آموزش ميدهد .
از نگاه خيام ؛ گستره انديشه و فكر نامحدود است . رشادت در بيان و آزادي فكري خيام در دوراني كه آزادانديشي و آزادمنشي ،در زير سم ستوران خلفا و حاكمان عرب مهاجم ؛لگدمال شده بود بسيار ستودني است .
صادق هدايت در مورد خيام : خيام نماينده ذوق خفه شده و روح شكنجه ديده و ترجمان ناله ها و شورش يك ايران گسترده و بزرگ، باشكوه و آباد قديم است كه در زير فشار افكار زمخت سامي و استيلاي عرب آن دوران ، داشته كم كم مسموم و ويران مي شده .....
خيام به راستي آموزگاري است كه انسان را از ماندن در دوراهي شادي و غم بر حذر ميدارد چرا كه ماندن در اين دوراهي يعني حركت تدريجي بسوي غمها ، غصه ها ، فسردگي و فشردگي جسم و روح و جان
خيام ميگويد شاد باش و دنياي ناپايدار ، پايدارانه خوش و با نشاط و فعال زندگي كن ؛ بر خردوريز و دله درشت دنيا وابسته مشو ( از نوع دلگرفتگي)
يقين كه غصه و غم و ناراحتي به سراغ هر نوع البشري خواهد آمد همانا كه خداوند در مصحف شريف قرآن فرموده ( ولقد خلقنا الإنسان في كبد: ما انسان را همراه سختي و مرارت آفريديم - بلد ٤)
خيام در عين دانايي نسبت به تنگناهاي دنيا سفارش به شادي دارد:
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین دین منست
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
تا فرصت باقي دلها خوش بداريم و با لبخند و دلخند هايمان خويش را و خويشان را شادمان بداريم ؛
حضرت زرتشت در كتاب وزين و آموزنده اوستا از جانب اهورا مزدا : مرد و زن خردمنداهورايي هميشه شاد مي زيد ، و ميكوشد تا دل و جان خويشتن را از شادي و خرسندي لبريز كند ؛ با اعمال و گفتار و پندارهايش ... راه غصه ها را و راه غم ها را و راه فسردگي را كه همانا خواست اهريمن است ميبندد..
خيام در عين حال پاي كوبيدن و سم جنباندن به كبروريا را بر پهنه زمين برنميتابد.
* آنان که ز پیش رفته اند ای ساقی،
در خاک غرور خفته اند ای ساقی،
رو باده خور و حقیقت از من بشنو:
باد است هر آن چه گفته اند ای ساقي
تكبر ونخوت بيجا كم كم موجب خسران و فسردگي آدمي است ؛ دوستان و ياران را ميراند و دل را ميميراند ؛ پس در انديشه و در عمل انديشه هاي گونه گون را ارج بگذاريم تا دل و جان و روح مان طراوت و لطافت عرفاني و الهي پيدا كند ...
يكي از زنجيرهاي شيطان براي انسان مؤمن همانا زنجير تكبر و نفس تهمت زن است . كه مؤمن ميپندارد مقرب و معتقد خداوند شده و راه پس و پيش ندارد .
در انديشه فلسفي خيام ، جايز نيست كه انسان خويشتن را در زنجيره نقل قول ها يا دگم انديشي هاي يك آيين خاص به بند بكشد بلكه غوطه خوردن و شناگري در اقيانوس دانش و معرفت و هم چشيدن و هم نوشيدن و هم اكتساب به قدر پتانسيل خود ، بهتر دانسته شده است ...
پيامبرگرامي اسلام(ص) ميفرمايد : زگهواره تا گور دانش بجوي !! قطع يقين منظور ايشان صرفاً دانش تجربي نيست بلكه دانشهايي كه در گستره دين ، فلسفه دين ، انديشه هاي ديني و ... است را هم در بر ميگيرد . انسان دانا و خردورز هرگز خودش را در چنبره مار هفت خط وخال " تعصب و تعلق و دگم انديشي ديني يا غيرديني" اسير نميدارد.
دکتر سیروس عباسی
دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ 1:36 سید حسام مزارعی








