مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

جشن شب چله و اورمزد روز

 آخرین شب پاییز و نخستین روز دی ماه دو جشن تواِمان است. شب پایانی آذرماه درازترین شب سال است که به شب یلدا نامبرداراست و این واژه را مسیحیان سُریانی باخود به ایران آوردند و نامی برای شب آغازین چله شد. یلدا در زبان سُریانی و "ناتالیس" در زبان رومی ،  "میلاد" در زبان عربی برابر با "زایش" در زبان فارسی است....

جشن شب چله و اورمزد روز

 

ستایش مَر خدای راست

با بیماری کوید نوزده مبارزه و زنجیرپولادین این ویروس بدشگون را با پشتکار ی  پاره می کنیم.


امسال جشن شب یلدا را مجازی  و دور از هم و هرکسی در خانه ی خود  ولی با خاطرات شیرین باهم بودن ، برگزار می کنیم.


باشد که این ویروس و بیماری پلید و اهریمنی کرونا فرصت درنگ نیابد

جشن شب چله و اورمزد روز


آخرین شب پاییز و نخستین روز دی ماه دو جشن تواِمان است. شب پایانی آذرماه درازترین شب سال است که به شب یلدا نامبرداراست و این واژه را مسیحیان سُریانی باخود به ایران آوردند و نامی برای شب آغازین چله شد. یلدا در زبان سُریانی و "ناتالیس" در زبان رومی ،  "میلاد" در زبان عربی برابر با "زایش" در زبان فارسی است .
جشن شب چله ، درازترین شب سال و شب آغاز سرما است که چله ی بزرگ نام دارد ، چله ی بزرگ تا دهم بهمن ماه ادامه دارد و دهم بهمن جشن سده بوده است . جشن سده ، جشن گذشتن سد روز ازز مستان   و جشن پیدایش آتش است  به دست هوشنگ پیشدادی ، که سنگی به سوی  ماری سیاه افکند و مار گریخت و سنگ به سنگی دیگر برخورد کرد و از میان دوسنگ پریسک ی آتش جهید و علف های خشک را شعله ور ساخت  . مار سیاه نماد تاریکی و اهریمن و آتش نماد درخشندگی و اهورا  بوده  . و هر سال سد روز گذشته از زمستان، جشن بزرگداشت آتش و کشف آن است . زمستان بزرگ از اول آبان آغاز می شده  تا دهم بهمن  ، سد روز از آن گذشته بوده و جشن سده برگزار می شده است  .  و چله ی بزرگ نیز از آغاز دی ماه تا دهم بهمن و چله ی کوچک از دهم بهمن تا بیستم اسفند بوده است .
 هشت روز میان دو چله یعنی چهار روز پایانی چله ی بزرگ و چهار روز آغازین چله ی کوچک را چار چار می گفتند که سردترین روزها و شب های سال است . کوچک بودن ِنام چله ی دوم نه به روزان کمتر است  ؛ بلکه به خاطر این است  که هوا رو به گرمی می رود و از شدت زمستان و سرما روز به روز کاسته می شود . بعد از سرمای چارچار زمین نفس می کشد و گرما از زمین بیرون می آید و نخستین چلوس پیرزن می افتد  و آب ها ی باران تیره رنگ می شود و اول اسفند دومین چلوس و بیستم اسفند آخرین چلوس می افتد و از بیستم تا بیست و پنجم سرمای پیرزن و بیست وپنجم به بعد ، به اصطلاح " جل گاو کنون " می گفتند.
جشن چله که هزاران سال پیشینه دارد ویژه ی آریاییان بوده و از فرهنگ ایرانی به فرهنگ  دیگر مردمان وقوم ها  سرایت کرده  و  آیینی میترایی است .
دین میترایی، دین ایرانیان ، پیش از دین زرتشت بوده است . خدای این آیین نیز اهورامزدا یعنی خدای نور و روشنایی بوده است و جایگاه این خدا در خورشید بوده . بامدادان در هر شهر و روستا نخستین جایی که نور خورشید بر آن می تابیده  پیروان این آیین معبد و پرستشگاه می ساختند و آن جا را "مهرابه"  می نامیدند ؛ یعنی ،  جایی که مهر می تابد و نور و درخشندگی بر ظلمت و تاریکی چیره می شود . پیروان این آیین رو به مهرابه می ایستادند و آیین مهربانی را برگزار می کردند و مهربانی یعنی ، نگهداری پیوند با میترا ، کانون نور و درخشندگی.


جشن شب یلدا به خاطر نحوست و نامبارک بودن این شب  و چیره شدن بر این نامبارکی بوده است زیرا شب و تارکی نماد جهل و ظلمت است و تاریکی و ظلمت نشانگان اهریمن است و خدای میترا یا ایزد مهر در مبارزه با جهل و تاریکی و اهریمن و ظلمت است و در این شب طولانی مردم نیایش می کرده اند که در آخرین میدان  و فرصت  ، زروان ، خدایگان زمان ، اهورامزدا ، پسر خود را  بر دیو و اهریمن پیروزی دهاد  تا بر سرمای زمستان چیرگی یابد .
در این شب میوه های به رنگ خورشید مانند هندوانه ، انار ، انجیر ، کشمش ، سیب سرخ و آجیل لُرک  - آجیل هفت مغز - می خورده اند  و آتش می افروخته و دور آتش می نشسته اند و از گرما و روشنایی آن برای مبارزه با زمستان بهره می جسته و از فرهنگ و گذشته ها سخن می گفته اند ، تا فردا که خورشید زاییده شود .
آری ، در این شب  اروس ، بزرگ مادر هستی ، خورشید را می زاید ، شب تولد مهر . خورشید که پارسال در همین شب زاده و دوره ی نوزادی زمستانه را پشت سر گذاشت و در بهار جوانی و شادابی را و به تابستان با کار و کوشش در گسترش گرماو روشنایی  بود ؛ سرانجام در پاییز پیر و کهن شده و شب آخر پاییز ... و فردا روز اهورامزدا در ماه اهورامزدا زایشی دوباره و گردشی نو را  آغاز می کند  .
درگاه شماری ایرانیان بر اساس تقویم باستانی هر روز نامی داشته و دوازده ماه نیز هرکدام نامی که از میان نام روزها گرفته می شد ؛ به عنوان مثال  ماه اورمزد ، ماه بهمن ، ماه سپندارمزد و...
 و روزهایی به همین نام ها  نیز .
هرگاه نام ماه و روز مطابق و برابر می شد ، جشن بوده است ؛ مانند روز اورمزد و ماه اورمزد که روز اول دی ماه است و یا روز بهمن و ماه بهمن که روز دوم بهمن ماه بوده  و در این روز نیز جشن  "بهمنگان"  یا بهمنگنه برگزار می شده ، زیرا  ماه  وهومن یا بهمن و روز دوم نیز به همین نام بوده و...
 فردا ی جشن شب یلدا که اورمزد روزبوده است و مهرجهان تاب درخشیدن می گیرد چون نخستین روز هرماه اومرزد روز است و نام دی ماه هم  ماه اورمزد است . چرا که اورمزد همان اهورامزدا است و دی هم تغییر یافته ی  نام آفریدگار است ؛ فردای  شب یلدا  باز هم جشن بوده .
 در زبان اوستایی نام آفریدگار" دذو" و در زبان پهلوی" ددو" یعنی "ذ " به " د "  تبدیل شده است و در فارسی دری " ددو" به  "دی "  و دی ماه  یا برج جدی ، نخستین برج تحویل خورشید به زمستان ، هم نام آفریدگار است و نخستین روز هرماه هم اورمزد است و  چنانکه ذکر شد ، هرگاه نام ماه و روز مطابق شود جشن گرفته می شد . پس به دنبال جشن شب یلدا و پیروزی میترا بر تاریکی ،  روشنایی بر ظلمت ، دروغ بر راستی ، خیر بر شر و اسپنته مینو یا خرد مقدس بر انگره مینو یا اهریمن ؛  نخستین  روز دی ماه هم جشن مطابقت روز و ماه بوده است و یک شبانه روز ، پشت سر هم جشن گرفته می شد.
جشن یلدا جشن میلاد و زایش مهر یا مسیح  نیز  است . واژه ی مسیح یعنی نجات دهنده و میترا که بر گردونه ی مهر نشسته و در آسمان می چرخد زمینیان را از سرما و حیوانات درنده و تارکی  و دروج نجات می دهد  . تاثیر آیین میترایی در دیگر آیین های بعدی مانند دین زرتشت ، یهود و  دین مسیحیان یا ترسایان نیز مشهود است.


 نام حضرت عیسی که مسیح یا نجات دهنده است بر گرفته از نام میترا   و جشن" نوئل "   یا کریسمس و تولد حضرت مسیح در گذشته ،  بیست و یکم دسامبر، آغاز دی ماه گرفته می شده   و بعد ها به بیست و چهارم تا پایان دسامبر منتقل شده  که این نیز نشان از تاثیر پذیری این آیین از دین میترایی دارد.
در آیین میترایی ، کشتن گاو به دست مهر یا میترا نشانه ی باروری زمین است و دم گاو مرکز نیروی برکت که از آن خوشه ها می روید و در جایی که مهر یا میترا کارد را در گلوی گاو فرو برده یک سگ و یک مار نیز در زیر گلوی گاو دیده می شود که منتظر نوشیدن خون گاو هستند . مار نماد خاک و زمین است و سگ نماد دوره ی شکار ، نخستین شکل زندگی انسان ها ، زیرا دین میترایی دین دوره ی شکار و چوپانی است و دین زرتشت دین دوره ی کشاورزی .  زرتشت را باور این بود که اگر گاو کشاورز زنده باشد و در مزرعه اش شخم بزند بهتر است تا در راه  اهورامزدا قربانی شود .
 هرجا در طبیعت ، بر صخره و سنگی ، نقشی از گاو یا کشتن گاو باشد ؛ اثری از دین میترایی است . در مهرابه های میترایی ودر بسیاری از معبدهای یونانیان و رومیان به تبع آیین میترایی ، مجسمه های حجاری شده یا نقش برجسته های مهر وجود دارد که نفوذ این آیین ایرانی را در میان دیگر اقوام و ملت ها نشان می دهد . تصویر مهر،  پیکره ی جوانی است با کلاه بلند مخروطی که نوک آن به جلو خم شده و موی پیشانی گرداگرد صورتش پریشان با خنجری در پهلوی گاوی و این نشانه و نماد آیین مهر است . و جشن شب یلدا نیز یکی دیگر از یادگارهای آیین میترایی یا مهریشت ایرانیان  بوده که تا دوره ی اشکانی نیز رواج داشته است و بعدها مغ های زرتشتی این آیین را به حاشیه و فراموشی کشانده  و بسیاری از بخش های آن را در دین زرتشت رواج دادند و از آن دین خود کردند. ولی هنوز آیین مهریشت در ایتالیا و بخش هایی از یونان و دیگر کشورهای اروپایی رواج دارد.      

 

        
   شب یلدا و جشن چله و اورمزد پیشاپیش ، بر شما مبارک

جمعه پنجم دی ۱۳۹۹ 12:19 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)