ی پا دومن ی پا بالا


.jpg)
"ی پا دومن ی پا بالا"
از قدیم، ولایات اون ورِ کوه و کُتَل را صَحری بالا و این ور/ کُتَل به پایین را صَحری دومن می گفتند/ و بعضن هنوز می گویند.
***
طرف، از دشتستان رفته بود خشت زن گرفته و روزگار به خوشی می گذشت. بهار که تمام شد و پا به تابستان گذاشتیم، عروسِ بالاسونی در اوقات فقر و بی سامان و بی وسیله ی سرمایشیِ اون زمان، زود به زود گرما بهانه می کرد و هوای خنکِ صحری بالا و دیدنِ مادرم اینا به سرش می زد و فیلش یادِ هندوستان کرده و به خانه ی پدری می رفت. دامادِ کار بر سرش ریخته و حاجت به شلوار افتاده، چند باری هم خر و قاطری زین کرده و عروس رفته مآب نمود، اما دیگر طاقتش طاق شد و خواست از درِ مخالفت با رویه ی عروس پیشه کند که کارگر نیفتاد!
این بود، که کم کم قهر و آشتیِ نازکانه ی این دو چهره ضخیم کرد و آخرین رفتنِ عروس از دشتسون به بالاسون اولین و آخرین تصمیمِ داماد شد در نخواستن این وضع....
سالی بعد، مکانی ثالث محل حکمیتی از ریش سفیدان مرد و یائسه زنانی از دو خویشان زوجینِ بالاسونی و دشتسونی تشکیل شد، در گره گشایی از بختِ بسته ی شان به اصطلاح.
شنیدن از عروس گله که گرممه و خودتان دانید همه که گرما شِوِر کند ممه و....
و ایضن از داماد که گلایه داشت:
زنی که یه پاش بالا و یه پاش دومن بی اندازه، نه در خورِ من و...
می گویند، از آن روز تا حالا- به نمایندگی از دو طایفه ی بالاسونی و دشتسونی دو تن به قم رفته اند که از عُلما بپرسند؛ حکمیِ شرعیِ زنی که ی پاش بالا و یه پاش دومن است چیست؟ و هنوز موفق به دریافت جواب نشده و برنگشته اند!
...........................................
علی حسین جعفری( بیدل)
تابستان( تیرماه)۱۴۰۰خورشیدی








