استعاره ی خطرناکی به نام سربازان سفید پوش
استعارهی خطرناکی به نام سربازان سفیدپوش
جنگ علیه کرونا، ما کرونا را شکست میدهیم، سربازان سفید پوش در جنگ با ویروس
این استعارهها سلحشورانه، هیجانآور،گاه زیبا، اغلب موذی و همیشه خطرناک هستند. چرا؟ استعاره در ذات خودش قدرت عجیبی دارد از عبدالقاهر جرجانی در قرن پنجم تا نیچه و لیکاف در این باره حرف زدهاند، سر جمع نظر همهی آنها این است:استعاره توان بدیهیسازی دارد. استعاره در ذات خودش روایت و داستانی دارد که در برخورد اول چنان درست و بدیهی به نظر میرسد که به دشواری میشود به آن شک کرد. زبان ما پر از استعارههایی است که فهم ما از دنیا و در نتیجه سرنوشت ما را شکل دادهاند.(شاید بعد اگر رمقی بود بشود دربارهاش حرف زد). استعارهی سربازان سفید پوش خطرناک است!چرا؟ چون روایتی جنگی از بحران بیماری ارائه میدهد. در این روایت بیماری دشمن است. باید با آن جنگید. جنگ نیاز به سرباز دارد. سربازی که باختن سر (طبق نامش) سرنوشت از پیش تعیین شدهی اوست. وظیفهاش فداکاری است. در جنگ در مقابل دشمن باید جان فدا کرد این بدیهی است.(کدام جنگ را بی شهید و قربانی دیدهاید؟) باز بدیهی است در جنگ آنکه فدا میشود سرباز است. این روایت نه تنها با استعارهها برای ما بدیهی سازی میشود بلکه فرهنگ ما که فداکاری و شهادت و رنج را به شکل سنتی ارج میگذارد هم با آن هماهنگ است و آن را تقویت میکند. این روایت ، کرونا را دشمنی میبیند که سربازان باید به جنگش بروند و با از جان گذستگی شکستش دهند و از مردمشان در برابر او دفاع کنند. حالا اگر روایت را تغییر دهیم و کرونا را بحران بدانیم داستان از اساس عوض میشود. بحران را باید مدیریت کرد. قرار نیست کسی در بحران از خود گذشتگی کند(زیرا موقعیت مدیریت شده نیازی به فداکاری ندارد. مدیریت یعنی رفتاری عاقلانه و بدون هزینههای گزاف و شهادت و سلحشوری) در این روایت کرونا یک موقعیت خطر است و بار مسئولیت بر دوش مدیران و نه سربازان. در این روایت مردم پشت جبهه، منفعل و منتظر نجات از شر دشمن ننشستهاند، وظایفی دارند که باید طبق قوانین بحران به آن عمل کنند و اگر کسی به سبب بحران آسیب دید یا جانش را از دست داد نه کشتهای به دست دشمن(اتفاقی ناگزیر در جنگ)که قربانی مدیریت ناکارآمد است.اشتباه نابخشودنی که مدیران باید پاسخگویش باشند.
مراقب استعارهها باشیم. آنها ذهن ، روایت و در نتیجه سرنوشت ما را تغییر میدهند!
مرجان فولادوند
ارسال : دکتر عبدالرحمن بابااحمدی








