خیام ...ایستاده بر ستون های سیمانی ( ویژه نامه بازگشایی مدارس)
![]()
یادش به خیر
پاییز آن روزا
اصلن شباهتی به پاییز حالا نداشت !
*********
آقای ویل دورانت
اجازه بده
به نوستالژی پناه ببریم
و به گذشته ی خویش افتخار بکنیم،
آخر این مسئله اش فرق می کند !
و به پای شکست مان مگذار.
مهر که می آمد
" پاشلی " ها " لکر " زده
و " گمبو خور کن " پاهایمان را توی یک کفش می کرد
که چه نشسته اید؟
سال در راه است و ...
*************
مهر آمده بود
بوی کتابهای نو همه جا پیچیده ،
" خیام " ایستاده بر ستون های سیمانی
برایمان آغوش گشوده بود
و مسئولین آشنا
آماده بودند تا پسران مجازی شان
بر سفره ی میز
به ازدحام خوشایند برسند
و در آینه ی تخته سیاه
به گرد گچ و سحر واژه
روی بشویند.
***********
ادبیات
همیشه برای ما شیرین بوده است
و شیرین تر وقتی که معلمی
" آرش " وار تمام توانش را گرفته باشد
تا تو ایستاده بر سه پایه راهنمایی
پنجره بر دوش نسیم های وزیده از راه های نرفته
موهایت را نوازش دهد !
***********
فراموش نمی کنیم :
نه اضافه
که " حروف اضافه " را
وقتی که گفت : بچه ها ، " به ، با ، بر ، برای ، بهر ، از ، در "
و بسیاری چیز های دیگر .
اکنون
آغوش ما
سرایی ست در پرانتزی باز
که " شولی "
این پرستوی هجرت نکرده ی جنوب
که به هزار جهت
در قلب های ما پرتو افکنده است،
در آن آشیان دارد .
علی حسین جعفری، شاعر و بازنشسته نیروی دریایی
سه شنبه سی ام شهریور ۱۴۰۰ 15:58 سید حسام مزارعی








