مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

صفحه دوم شعر، " کوچه ی فرهنگ ( ویژه نامه بازگشایی مدارس)

( ایستاده از چپ: حسین جعفری، عبدالرضا بابااحمدی، خداکرم پدیدار)

 

چرا از کوچه ی فرهنگ دیّاری نمی آید!؟

صدای زنگی آمینی، گپی، جاری نمی آید

 

به روی شاخه های عشق جای نوگلان خالیست

گرفته غم گلویم، گریه و زاری نمی آید

 

به گوشم ، روز و شب شاید هیاهو باز بر گردد!

صدای کاغذی در زیر پرگاری نمی آید

 

میانِ قال و قیل این کلاغان وطن مرده

نوای بلبلی ، یا نغمه ی تاری نمی آید

 

سکوت سرد سنگینی نشسته بر همه آفاق

تمام راه ها بسته و زوّاری نمی آید

 

گرفته خرمگس جشنی به روی شانه های شهر

سران از باده ی خون مست ، سرداری نمی آید

 

عروسان برده هرشب تاسحر در شهرسنگستان

و آوازی به غیر از ناله ی قاری نمی آید

 

نشسته هر امیدی ، انتظاری ، در پسِ روزن

بیا که مهرگان آمد ؛ شب تاری نمی آید

 

دوباره پر شود هر کوچه از فوج پرستوها

غزالان باز برگردند ، کفتاری نمی آید

 

بیا از نو بنا کن لانه را با تار و پود عشق

برای خوردن نوبال ها ماری نمی آید

 

 

(حسین جعفری فرهنگی بازنشسته / نویسنده و شاعر)

سه شنبه سی ام شهریور ۱۴۰۰ 16:5 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)