صفحه دوم شعر، " کوچه ی فرهنگ ( ویژه نامه بازگشایی مدارس)
![]()
( ایستاده از چپ: حسین جعفری، عبدالرضا بابااحمدی، خداکرم پدیدار)
چرا از کوچه ی فرهنگ دیّاری نمی آید!؟
صدای زنگی آمینی، گپی، جاری نمی آید
به روی شاخه های عشق جای نوگلان خالیست
گرفته غم گلویم، گریه و زاری نمی آید
به گوشم ، روز و شب شاید هیاهو باز بر گردد!
صدای کاغذی در زیر پرگاری نمی آید
میانِ قال و قیل این کلاغان وطن مرده
نوای بلبلی ، یا نغمه ی تاری نمی آید
سکوت سرد سنگینی نشسته بر همه آفاق
تمام راه ها بسته و زوّاری نمی آید
گرفته خرمگس جشنی به روی شانه های شهر
سران از باده ی خون مست ، سرداری نمی آید
عروسان برده هرشب تاسحر در شهرسنگستان
و آوازی به غیر از ناله ی قاری نمی آید
نشسته هر امیدی ، انتظاری ، در پسِ روزن
بیا که مهرگان آمد ؛ شب تاری نمی آید
دوباره پر شود هر کوچه از فوج پرستوها
غزالان باز برگردند ، کفتاری نمی آید
بیا از نو بنا کن لانه را با تار و پود عشق
برای خوردن نوبال ها ماری نمی آید
(حسین جعفری – فرهنگی بازنشسته / نویسنده و شاعر)








