مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

صفحه ی دوم کوچه خاطره ها ( ویژه بازگشایی مدارس)

بخش دوم خاطرات محسن کاووسی

 

 

... دوره راهنمایی درس حرفه و فن داشتیم که هر سال کلی ذوق می کردیم با کرت بندی و کاشتن سبزی و گندم که با سبز شدنش کلی انرژی می گرفتیم. اوج خلاقیت مال کسی بود که طرح اسم یا الله را با کشت گندم طرح ریزی می کرد.

معلمهای حرفه و فن ما آن سالها آقای رضانیا، حاج کرامت کشاورز و سال سوم هم آقای حسینقلی سلیمی فرد بود که واقعا کلی خاطرات شیرین داشتیم با این عزیزان.

در حوزه ادبیات با استاد حسین جعفری بودیم که همیشه کلاسهاش جذاب بود و معلم دیگر ادبیات ما آقای حسن مهدویان بود.

معلم زبان ما آقای بهروزپور بود، کلاسهای خوبی باهاش داشتیم.

آقای امیری هم معلم تاریخ و جغرافیای ما بود.

دوره راهنمایی درسی به نام امور تربیتی هم داشتیم که آقای بنوی خاطره سازترین معلم آن دوران مدرسه بود و همیشه کلاسهایش برای دانش آموزان جذاب بود، به خصوص روزی که یکی از دانش آموزان را آورد برای خواندن نماز،بنده خدا تا نماز را تمام کرد حدود ۳۰ تیر مهره(تریک) از جیبهایش بیرون ریخت.

راستی معلم علوم آقایان اقبالی و بحرالعلوم هم فراموش نشدنی هستند.

خاطرات خوب با معلم ورزش آقای ملک زاده با مسابقات بین کلاسی یا مسابقات فوتبال و والیبال بین مدارس بخش همیشه خاطره انگیز بود.

معلم دینی ما در دوره راهنمایی حاج منصور سلیمی بود که هرکه خوب جواب میداد میگفت الان بیست دو هفته دیگشم بیست،کسی هم بد جواب میداد میگفت صفر دو هفته دیگشم صفر.

این تیکه کلام آقای سلیمی هنوز هم در محافل دوستان و ذکر آن خاطرات پابرجاست.

 

با همه آن خاطرات وارد مقطع دبیرستان شدیم.

 

دبیرستان فضا متفاوت بود و تنها  دبیرستان امیرکبیر بود که رشته علوم انسانی و تجربی را داشت. رشته ریاضی علاقمندانش باید برازجان ثبت نام میکردند.

دوره دبیرستان بحث انتخاب رشته بود. دلیل علمی برای انتخاب رشته تجربی نداشتم شاید به این جهت که رشته پزشکی به تجربی مربوط می شد، رفتم یا شاید دانش آموزان نخبه تر می رفتند تجربی. منم رشته تجربی را انتخاب کردم.

به قول بیشتر معلمهای دبیرستان کلاس ما بهترین کلاس تاریخ دبیرستان بود همه دانش آموزان مستعد و بیشترین آمار قبولی کنکور را ثبت کرد.

مدیر مدرسه آقای حاج سید حسین مزارعی از موسسین دبیرستان بود که اتفاقا فرزند ایشان سید حسام هم همکلاسی ما بود.

از مهمترین نکات خاطره انگیز دبیرستان امیرکبیر یک ماشین لندرور سبزرنگ تصادفی که منتهی الیه سمت راست دبیرستان بود و عموما همه دانش آموزان برای یکبار هم که شده پشت فرمون آن نشسته اند.

معلمهای دوران دبیرستان عموما ترکیبی از معلمهای بومی یا معلمهای غیر بومی بودند که دو سال اول خدمت موظف به تدریس در مناطق محروم بودند.

سال اول دبیرستان دبیر جبر و هندسه ما آقای سلمانی بود که اصالتا اصفهانی بودند.

سال دوم آقای جوکار، دبیر جبر و هندسه ما بود، سوم و چهارم هم آقای عنایت علوی .

دبیر فیزیک ما سال اول و دوم آقای یاری بودند که تهرانی بودند و سال سوم و چهارم آقای سید محمد موسوی.

دبیر ۴سال زیست شناسی ما آقای کاسکانی از برازجان و آقای علیزاده از شمال بود.

دبیر دینی ما در طول چهار سال  آقای عبدالرضا بابا احمدی بودند و حاج سید عادل موسوی.

دبیر شیمی سال اول و دوم آقای هوشنگ امیری از سعدآباد بود و سال سوم و چهارم آقای حاج سید قاسم موسوی بودند.

دبیر عربی ما آقای رمضان رمضانی از شمال و آقای فروزان از شهر خودمون بود.

دبیران ادبیات ما سال اول و دوم آقای معین خاوری از شمال بودند، سال سوم آقای پدیدار از شهر خودمون و سال چهارم آقای سید علی اکراسیدی از شمال بودند.

دبیر تاریخ معاصر آقای مزارعی که مدیر مدرسه هم بود.

دبیر جغرافی ما آقای گرمسیری و جامعه شناسی با آقای شهریاری بودیم.

دبیر چهارسال زبان انگلیسی ما آقای نورافکن بود.

دبیران ورزش ما آقایان تاجی و آزادفر بودند.

دوران دبیرستان یکی از روزهای هفته یک کلاس ویژه به نام طرح کاد داشتیم که خیلی جالب بود، دبیر طرح کاد آقای مرتضی بابا احمدی بود که من انتخاب کردم طرح کادم به عنوان کمک معلم در دبستان طالقانی بودم و کلی خاطره برام داشت.

از مهمترین خاطرات دوران دبیرستان با توجه به خصلت مهمان نوازی مردم مزیری بی ورا، مهمانیهایی بود که برای معلمهای غیر بومی می گرفتیم.

موتور ایج آقای شهریاری و آقای رمضانی و رنو آقای گرمسیری، همیشه خاطره انگیز بودند،البته مزدا دو کابین آن موقع آقای نورافکن دبیر زبان انگلیسی هم باید به آن اضافه کنیم.

کلاسهای شیمی حاج سید قاسم موسوی همیشه جذابیتهای خاص خودش را داشت به خصوص با شوخ طبعی که آقای موسوی داشت و خاطره های مدرسه و دوران معلمی خود را تعریف می کرد.

کلاسهای آقای عبدالرضا بابا احمدی هم همیشه برای من جذاب بود چون‌ اطلاعات عمومی خوبی می داد که نشان از به روز بودن و اهل مطالعه بودنش بود که حتی بین بچه ها باب بود که اگر بخواهیم کلاس آقای بابا احمدی را تعطیل کنیم یک روزنامه یا مجله سر کلاس به ایشان دهید دیگه مشغول مطالعه می شود و کلاس را فراموش می کند.

از خاطرات دیگر خواندن نماز جماعت در مدرسه بود که خودش خیلی خاطره انگیز هست.

یکی از خاطرات دیگر فصل امتحانات بود و مدلهای به روز تقلبی خیلی از دانش آموزان بود.

سخت ترین امتحان دوران دبیرستان خودم امتحان جبر سال اول بود که واقعا انتظار چنین سوالاتی را نداشتم. سر جلسه امتحان جبر سال اول آقای محمدرضا جوکار که تازه فارغ از تحصیل شده بود و قرار بود سال بعد در مدرسه شروع به تدریس کند حاضر بود. خیلی از همکلاسیها از سختی امتحان کلافه شده بودیم،آقای جوکار هوای محمد حیدری را سر امتحان خیلی داشت و مرتب بالای سرش بود و راهنمایی اش میکرد.نتیجه که آمد بیش از نیمی از دانش آموزان تجدید شدیم.  آقای محمد حیدری ۱۶ گرفت و البته چند روز بعدش آقای جوکار با خواهر محمد نامزدی کرد.

در دوران دبیرستان هیچ وقت به درس فیزیک علاقمند نبودم.

از دیگر خاطرات دوران دبیرستان برگزاری مسابقات گل کوچک بین کلاسها بود که طرفداران زیادی داشت.یکی از سالها هم کلاس ما قهرمان شد.البته مسابقات والیبال هم بود و حتی دبیران هم در مسابقات والیبال سهیم بودند.

دوران دبیرستان ما با همه خاطرات شیرین و تلخ تمام شد. یک سال هم پشت کنکور موندم و سال بعد حسابدار دانشگاه شهید باهنر قبول شدم.

از همینجا از زحمات تک تک معلمهایم تشکر می کنم و به پاس قدر دانی از زحماتشان بوسه بر صورت و دستهایشان می زنم.

آنها که آسمانی شدند برایشان طلب مغفرت دارم و برای زمینی ها آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت و برکت دارم.

 

(محسن کاووسی، کارشناس ارشد و کارمند شرکت گاز استان بوشهر)

دوشنبه پنجم مهر ۱۴۰۰ 15:49 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)