صفحه سوم کوچه خاطره ها 2( ویژه بازگشایی مدارس)
برنامه ریزی مطالعه قبل از کنکورسال 68
خرداد ماه سال یک هزار و سیصد و شصت و هشت، پس از اینکه امتحان علوم نوبت سوم برگزار شد، برگه ها را تصحیح کرده و تحویل آقای سید قاسم موسوی، مدیر مدرسه خیام دادم و با فراغ بال بیشتری برای وقت باقی مانده تا کنکور برنامه ریزی کردم.
برنامه ریزی من بدین گونه بود:" صبح ها بعد از اینکه نماز صبح را بجا می آوردم، بدون معطلی کتاب مربوط آن روز را برمی داشتم و قبل از اینکه بقیه از خواب بیدار شوند کارم را شروع می کردم. ابتدا برنامه داشتم که دو ساعت صبح را در منزل مطالعه داشته باشم و بعد از این که همگی بیدار می شدند، صبحانه را با خانواده میل کرده و آماده رفتن به مکان اصلی درس خواندن که منزل نیمه تمام مرحوم یدالله آسایش (رحمة الله علیه) بود، می شدم.
وسایل همراهم یک پارچ آب با یک لیوان یخ در آن و کتاب فیزیک چهارم دبیرستان بود. حدود ساعت هشت صبح پیاده راه افتاده و ۵ تا ۶ دقیقه مسیر کوچه ها راه طی می کردم و با اهالی مسیر کوچه از جمله مرحوم بلال مبارکی که درمغازه، جوشکاری می کرد وگاهی با مرحومین اسماعیل حیاتی وحسینقلی نجف پور حال و احوالی می کردم( روحشان شاد). باید صبح، هفت ساعت مفید مطالعه می کردم. انگیزه ام برای قبولی در رشته پزشکی فوق العاده بود.
محل مطالعه که برای خودم درست کرده بودم شامل چند تکه مقوا و شش عدد بلوک و دولایه مقوای کارتن که روی بلوک ها را پوشانده و نقش صندلی را برای من به خوبی ایفا می کرد. همچنین دوازده بلوک و چند لایه مقوایی تمیز که بر روی آن را پوشانده بودم و به عنوان میز تحریر بود. ناگفته نماند مقوای روی میز و صندلی، نقش دفتر یادداشت هم ایفا می کرد؛ وقتی که درس فیزیک را می خواندم به هر معادله یا نکته مهمی می رسیدم با دستخط خوبی که داشتم به ترتیب کتاب و فصل آن معادله و نکات مهم را بر روی مقوای میز، یادداشت میکردم. در مقوایی با مساحت ۴۰ در ۵۰ سانتیمتر مربع(مساحت سطح میز) تمام معادلات و نکته های مهم درس فیزیک چهار سال دبیرستان را یادداشت کرده بودم و همین کار را برای درس شیمی هم انجام داده بودم. تا ساعت ۱ ظهرکه دیگر آفتاب نصفه ی میز مطالعه را گرفته بود، به مطالعه ادامه می دادم و نزدیک به اذان ظهر به خانه برمی گشتم. بعد از نماز، نهار و استراحت، مجددا ۲ ساعت مطالعه در منزل داشتم. در منزل نیز میز مطالعه را خودم درست کرده بودم و از نجاری آقای شبانکاره چوب ونئوپان ومیخ را گرفته ومیزی مناسب ساخته بودم. میزی جمع و جور و سبک که تا سالیان سال آن را داشتم. البته صندلی آن را خریده بودم.
عصرها مجددا با پارچ آب، روانه محل مطالعه می شدم که سایه پسین (عصر) دیوار نیمه ساخته منزل خودم، روبروی منزل آقای آسایش بود و امکاناتی مثل صبح درست کرده بودم وتا زمانی که چشمم کلمات کتاب را تشخیص می داد، می ماندم. اصلا احساس خستگی نمی کردم و از خواندن و یادگرفتن لذت می بردم. عادت داشتم تا مطلبی را کامل یاد نگیرم و نفهمم، رد نمیشدم به ویژه دروس ریاضی و فیزیک که باید تمام مسائل را حل می کردم. اگر یک مسئله را بلد نبودم باید مجدد درس را دوره می کردم. چه لذتی داشت وقتی تمام مسائل را بلد بودم و به جواب می رسیدم.
غروب که می شد به خانه بر می گشتم. بعد از نماز و صرف شام، شب ها تنها ۲ ساعت درس می خواندم. میانگین ساعات مطالعه من در شبانه روز، ۱۴ ساعت می شد.
یک هفته مانده به کنکور تمام یادداشت های روی مقواها را مرور کردم که بسیار در کنکور کمکم کرد.
بالاخره زحماتم نتیجه داد ودر کنکور همان سال در دانشگاه شیراز در رشته پزشکی پذیرفته شدم.
(دکتر محمود موذن، متخصص اطفال)
************************

عکس آرشیوی از دبیرستان امیرکبیر، سال 65، ایستاده از راست: رحمان عابدی،سید حسین موسوی،نعمت رامشک،عبدالله نامی،خدانظر سمغونی
نشسته از راست: سید حبیب موسوی،سید محمدرضا موسوی، ابراهیم بحرینی
سال 63، کلاس اول راهنمایی خیام، درکلاس قرآن، به معلمی آقای "جهانگیر دهقان"، بودیم. نوبت روخوانی قرآن به من رسید. شروع کردم با جمله: " اعوذ باالله من شر شیطان لعین رجیم"…
یکباره دانش آموزان زدند زیر خنده و با تعجب چیزی می گفتند که آقای دهقان به دانش آموزان تشر زد که ساکت... همه ساکت شدند و من شروع به خواندن مجدد قرآن کردم.
یادی کنم از هم کلاسی های عزیزم:
شهید جعفر بحرینی، مرحوم غلامرضا بارگاهی، مرحوم رادپور کاوسی، مرحوم احمد حیدری، مرحوم بهروز بارگاهی و دوستان عزیز مسعود هادی پور،کرامت قرود خواه (آراسته)، امیر دشتگوری، علی چاه آبی، فلیونی، عبد الرضا جلوه، امان الدین موسویان (خراسانی)، اسماعیل حیدری از شول، مرحوم زالپور کاووسی فرزند مرحوم الیاس، زالپور کاوسی فرزند حاج محمد، جهانشاه کاوسی، برزو مزارعی.
مدیر حاج سید قاسم موسوی، سرایدار غریب اسد پور، دبیران علی بهروزی، ایرج دهقان، حسینقلی سلیمی فرد و عاشور بندری.
(سید حبیب موسوی، فرهنگی)
دوشنبه پنجم مهر ۱۴۰۰ 16:13 سید حسام مزارعی









