به مناسبت وفات عالم ربانی علامه حسن زاده آملی
گل برگ خاطرات

خاطره ای از مجلس انس عارف ربانی مرحوم علامه حسن زاده آملی ره
از حجت الاسلام علیرضا کشاورز بارگاهی
شروع تحصیلات حوزوی ام درحوزه علمیه قم ، اول مهر ماه سال 1363 در مدرسه علمیه حضرت رسول اکرم ص متعلق به مرحوم ایت الله منتظری ره واقع در خیابان امامزاده ابراهیم بود
پس از مدتی اقامت در قم با شخصیت علمی و عرفانی علامه حسن زاده آملی ره و سایر شخصیت های علمی ،فقهی،اخلاقی ،فلسفی و عرفانی حوزه علمیه قم آشنا شدم . دیدار با علمای اعلام و شرکت در کلاسهای اخلاق و بهرمندی از انفاس قدسی آنان را در برنامه های تربیتی و اخلاقی خود قرار دادم.
بیشتراوقات فراغتم در عنفوان جوانی و تحصیل در مدرسه رسول اکرم ص خصوصا در روزهای پنجشنبه ، شب ها و روزهای جمعه صرف رفتن به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و مسجد جمکران و کلاس های اخلاق و دیدار با علمای بزرگ و رفتن به مدرسه وکتابخانه فیضیه و کتاب فروشی های مذهبی و دیدار با دوستان همشهری سپری می شد.
یکی از شخصیت های ممتاز علمی و عرفانی قم که شوق دیدارش و علاقمندی به گفتارش و پیروی ازسیر و سلوک و رفتارش از بدو ورودم به قم ،چون نهالی در مزرعه جانم روئید و درختی تناور گردید استاد علامه حسنزاده آملی بود.
سئوال :این علاقمندی و عشق از کجا آغاز شد ؟
پاسخ :یکی از اساتید ادبیات عرب من در مدرسه رسول اکرم ص مرحوم حجتالاسلام حسن عرفان ره از منبرهای معروف حرم و از شاگردان خوب علامه حسن زاده آملی بود. (مرحوم استادعرفان چهره ای نام آشنا برای روحانیت وبرای مردم شهرستان دشتستان و شهر برازجان می باشد زیرا در سالهای اخیر چند بار برای تبلیغ توسط امام جمعه فاضل برازجان حجتالاسلام حسن مصلح به برازجان دعوت گردید و در مصلای جمعه و روستای دهقاید منبر می رفت. )
استادعرفان در سر کلاس درس گاهی خاطراتی زیبا و ابیاتی شیرین و فرازهایی از الهی نامه علامه حسن زاده را بیان می کرد و می خواند و همین امر سبب شوق و علاقهمندی بیشتر من به علامه شد. خواندن مصاحبه و مطالب علامه در مجله کیهان فرهنگی و نشریات حوزوی نیز مزید بر این شوق گردید .هرگاه آن سالک الی الله را در حرم و یادر مجالس و یاخیابان می دیدیم چون سایر علاقمندانش چشم به جمال نورانیش می دوختم و رفتارو کردارش را با دقت می نگریستم .براستی سیمای ربانی و چهره ملکوتی و لسان شیرین و لبهای مترنم بذکرش وشمایل علمایی همراه با وقار و سکینه اش در وقت راه رفتن و نگاه متفکرانه و سکوت حکیمانه و معنا دارش در وقت نشستن، انسان را به یاد خداوند می انداخت. سخنش بر دانش انسان می افزود وکردارش انسان را به آخرت ترغیب می کرد ومصداق حدیث رسول الله ص بود .
وَ قَالَ رسول الله ص( قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ تَحَبَّبُوا إِلَى اللَّهِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ
قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ بِمَا ذَا نَتَحَبَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ نَتَقَرَّبُ قَالَ بِبُغْضِ أَهْلِ الْمَعَاصِي وَ الْتَمِسُوا رِضَا اللَّهِ بِسَخَطِهِمْ
قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ.
پیامبر اسلام(ص) فرمود: حضرت عیسی(ع) به حواریون گفت: خود را نزد خدا محبوب سازید و به او نزدیکی جوئید.
حواریون گفتند: ای روح الله چگونه نزد خدا محبوب شده و به او نزدیک شویم؟
فرمود: با در دل داشتن بغض گناهکاران و رضایت خدا را نیز با خشم گرفتن بر گناهکاران بطلبید.
گفتند: ای روح الله با چه کسانی نشست و برخاست کنیم؟ فرمود: کسی که دیدنش شما را به یاد خداوند بیندازد و سخنش بر دانش شما بیفزاید و کردار او شما را به آخرت ترغیب کند.
تحف العقول، ص44
به نور طلعت او گشته چشم ما روشن
نموده در نظرم نور کبريا روشن
نگاه کردم و ديدم به نور او او را
به نور او بنگر تا شود ترا روشن
فروغ نور جمالش که شمع انجمن است
چراغ مجلس ما کرده حاليا روشن
شاه نعمتالله ولی
چند بار به منظور دیدارو رویتش به کلاس عمومی نجوم ایشان رفتم. در صبح یکی از روزها که علامه پذیرای طلاب و روحانیون در منزلشان بودند یکی از دوستان شفیقم که عشق وافری به علامه داشتند . پیشنهاد داد به ملاقات علامه حسن زاده املی برویم . پیشنهادش را پسندیدم وگفتم دیدار و نشستن با علامه به قول مولانا مانند نشستن با صاحب دلان از دل با خبرو زیر درختی که گلهای تر دارد رفتن و با دکان داری نشستن که شکر دارد می باشد .
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
فرصت را غنیمت شمرده با شوق و اشتیاق به منظور زیارت و بهرمندی از مجلس انس و مواعظ حکیمانه اش و دریافت داروی تربیت از پیر طریقت وگرفتن نسخه سلوک به منزل ایشان در محله صفائیه کوچه ممتاز رفتیم.
داروی تربیت از پیر طریقت بستان
که آدمی را بتر از علت نادانی نیست
سعدی
علامه در اطاق کوچکی در منزل محقرشان چون نگینی درخشان و گوهری تابناک بر روی فرشی ساده در صدر مجلس نشسته بود و تعدادی از روحانیون و طلاب در محضر ش نشسته بودند. سلام نمودیم
علامه با سلام و تحیتی احسن و نیکو همراه با تواضع و فروتنی ما را در حلقه انس و محفل نور انی خود پذیرا شد. چهره نورانی و هیبت علامه چنان زیبا وبا وقار بود گویا جهانی در گوشه ای بنشسته است .
هر آن کو زدانش بَرَد توشه ای
جهانی است بنشسته در گوشه ای
اديب پيشاوري
هیبت و هیات علامه بسی سنگین بود که سخن گفتن و سئوال نمودن از محضرش را مشکل و سخت می نمود بعضی با لکنت و ضعف زبان پرسش خود را مطرح می کردند وتعدادی هم ساکت و گوش می دادند علامه به تناسب سئوالات سئوال کنندگان و فهم مستمعین مطالبی را بیان می فرمود
نوبت سئوال که به ما رسید دوستم دل به دریا زد و علت محروم شدن از خواندن نماز شب را از علامه پرسیدند .علامه با بیان شیرین و شیوای خود پاسخ دادند. نماز شب سری از اسرار ربوبی است و هرکسی را توفیق نماز شب ممکن نیست ولقاء الله جز با شبپیمایی به دست نمی آید و با حالی وصف ناپذیر از باب ترغیب ما به نماز شب ایات آغازین سوره مزمل را تلاوت کرد
يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿۱﴾اى جامه به خويشتن فرو پيچيده
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا
به پا خيز شب را مگر اندكى (۲) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه
و فرمودند نماز شب بر رسول مدنی ص بنابر ایات و نقل بعضی از روایات واجب بود بر ما مستحب موکد است و فرمود رسول الله ص با نماز شب به مقام محمود رسید و آیه۷۹ سوره اسرا را یاد آور فرمودند
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا
و بعضی از شب را به خواندن قرآن (در نماز) بیدار و متهجّد باش، که نماز شب خاص توست، باشد که خدایت تو را به مقام محمود (شفاعت کبری) مبعوث گرداند.
سپس فرازی از خطبه ۱۹۳ نهجالبلاغه امیر بیان ،معروف به خطبه متقین را بیان داشتند
اَمَّا اللَّيْلُ فَصافُّونَ اَقْدامَهُمْ تالينَ لاِجْزاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتيلاً، يُحَزِّنُونَ بِهِ اَنْفُسَهُمْ، وَ يَسْتَثيرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ.
به هنگام شب براى عبادت برپايند، در حالىكه اجزاى قرآن را شمرده و سنجيده تلاوت كنند، خود را به آيات قرآن اندوهگين ساخته، و داروى دردشان را از آن برگيرند.
🌹🍀🌹🍀🌹
و فرمودند انسان مومن متقی اهل شب زنده داری است همانگونه علی علیه السلام اسوه متقین و اهل بیت علیهم السلام وبزرگان اهل سلوک انس با شب و شب زنده داری داشتند
علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرّالله است
شب علی دید و به نزدیکی دید
گر چه او نیز به تاریکی دید
شب شنیده ست مناجات علی
جوشش چشمه عشق ازلی
فجر تا سینه ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت...
علامه در حالی که دست به محاسن مبارکش می کشید نگاهی لطیف و حکیمانه به ما کرد و فرمود آقاجان ، عزیزان من نماز شب خواندن با حضور نیازمند کشیک نفس زدن است.گناه و معصیت محروميت از نماز شب می آورد بركات عظيم نماز شب شامل حال كسي ميشود كه مرتكب گناه نشود. اگر انسان مرتكب گناه شود، از نماز شب و بركات آن محروم ميگردد و در خواندن نماز شب و بيدار شدن در دل شب توفيق نمييابد.
فرمودند مردي ميخواست نماز شب بخواند. اما نميتوانست از خواب برخيزد. از امير مؤمنان علي ـ عليه السلام طبیب دلها و شفا بخش جانها و معلم بشر علت آن را پرسيد:
يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ: اِنّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةَ بِاللَّيْلِ. فَقالَ اَميرَالْمُؤْمِنينَ: اَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتُكَ ذُنُوبُكَ
اي امير مؤمنان! من از نماز شب محروم شدهام. حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمود: تو مردي هستي كه گناهانت تو را به قيد و زنجير كشاندهاند.
اصول الكافي، ج 3، ص 450.
فرودند ما اهل علم و طلاب نباید از مرغ در وقت سحرکمتر باشیم و از سحر خیزی و تسبیح گویی و ذکر غفلت کنیم و حکایت معروف گلستان سعدی را در باب تسبیح خوانی مرغ نقل به مضمون نمودند و ابیاتی پایانی حکایت را خواندند
حکايت
ياد دارم که شبي در کارواني همه شب رفته بوديم و سحر در کنار بيشه اي خفته. شوريده اي که در آن سفر همراه ما بود نعره اي برآورد و راه بيابان گرفت و يک نفس آرام نيافت.
چون روز شد گفتمش: آن چه حالت بود؟ گفت:
بلبلان را ديدم که بنالش درآمده بودند از درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهايم در بيشه. انديشه کردم که مروت نباشد همه در تسبيح و من بغفلت خفته
دوش مرغي به صبح ميناليد
عقل و صبرم برد و طاقت و هوش
یکي از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسيد بگوش
گفت باور نداشتم که ترا
بانگ مرغي چنين کند مدهوش
گفتم اين شرط آدميت نيست
مرغ تسبيح خوان و من خاموش
ساعتی مانده به اذان با شور و نشاط معنوی وهمیانی پر از توشه عرفانی و اخلاقی ازمحضر آن عارف ربانی مرخص شدیم . در آن ایام من بسیار علاقمند به شب زنده داری وتهجد و تهذیب نفس بودم توصیههای علامه در باره نماز شب و پرهیز از گناه را به کار بستم .باور کنید مرا نیرو و عشقی مضاعف درمراقبت از نفس وتهجد و شب زندهداری پدید آمد به گونهای که هر ساعتی از شب را برای بیدار شدن از خواب اراده می کردم از خواب بر می خاستم و توفیق نماز شب با حضور قلب را داشتم
مثلا شب وقت خوابیدن نیت می کردم ساعت سه نیمه شب بر خیزم .زمانی که بیدار می شدم و نگاه به ساعت می کردم دقیقا ساعت 3بود و مدتها بدون زنگ ساعت از خواب بلند می شدم و نماز شب می خواندم و این نورانیت و صفای باطن تا مدتها مرا همراه بود.
یاد آن ایام نورانی بخیر
حقیراین عنایت را متاثر از دم مسیحایی وتصرف علامه درنفس و روح خود دانستم
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا میکرد
آری علامه حقیقتا عالم و عارفی ربانی وسالکی توحیدی و مجاهدی خستگی ناپذیر در جهاد اکبر و مصداق حکمت نورانی 147
امام علی علیه السّلام بودند
قال علی علیه السلام
اَلنّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّاني وَ مُتَعَلِّمٌ عَلي سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ اَتْباعُ كُلِّ ناعِقٍ يَميلونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ لَمْ يَسْتَضيئوا بِنورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَؤُوا اِلي رُكْنٍ وَثيقٍ.
مردم سه گروهند: دانشمند خداشناس، دانش جوي در راه رستگاري و فرومايگاني بي اراده و سرگردان كه هر دعوتي را اجابت مي كنند و به هر طرف كه باد بيايد به همان طرف مي روند، از نور دانش روشنايي نمي گيرند و به پايگاه محكمي پناه نمي برند.
حذر از پیروی نفس که در راه خدای
مردم افکنتر ازین غول بیابانی نیست
عالم و عابد و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست به جز عارف ربانی نیست سعدی
1400-7-8








