مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

صالح و طالح در مجموع پریشانی( بخش اول)

بمناسبت بیستم مهرماه، روزبزرگداشت حافظ

صالح و طالح در مجموع پریشانی

 اتحادخبر- حسین جعفری:در دیوان خواجه شمس الدین محمد ، حافظ ، چهار صدو نود و پنج غزل در بعضی نسخه های خطی قدیم و یا تصحیح چاپی در سال های پس از اختراع صنعت چاپ ، گاهی تا شش صد غزل ضبط شده است . رند فرزانه  در قالب، بیت ، قافیه ، مضمون و به طور کلی همه چیز،در سبک عراقی ، چیزی نو و متفاوت از شاعرانِ پیش از خود و ...

 

 

 

      حسین جعفری:  

 

 

"با سر زلف تو مجموع پریشانی خود

کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم"            غزل 347

 

در دیوان خواجه شمس الدین محمد ، حافظ ، چهار صدو نود و پنج غزل – در بعضی نسخه های خطی قدیم و یا تصحیح چاپی در سال های پس از اختراع صنعت چاپ ، گاهی تا شش صد غزل ضبط شده است . رند فرزانه  در قالب، بیت ، قافیه ، مضمون و به طور کلی همه چیز،در سبک عراقی ، چیزی نو و متفاوت از شاعرانِ پیش از خود و یا هم عصرانِ خود ،  نگفته است و سبک وسیاق سخن همان است که  فخرالدین عراقی ، مولوی بلخی ، سعدی شیرازی ، خواجوی کرمانی  ، کمال خجندی ، عماد فقیه کرمانی و دیگران سروده اند ولی وقتی همان کلمات و واژگان را در همان  ابیات و بحور عروضی و در قالب غزل ، خواجه حافظ شیراز می سراید ؛ سخن  به آسمان می رود و می شود :

 

"سخن عشق ، نه آن است که آید به زبان

ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنود"   غزل 81

 

حافظ پژوهان ویژگی غزل های وی را "پریشانی" دانسته اند ، قالب غزل است ولی فضای شعر گاهی عاشقانه و در بیتی دیگر ناگهان به مدح و ستایش می پردازد و بیت بعد به عرفان و یا نکوهش زهد و...

قاضی نور الله شوشتری در کتاب مجالس المومنین می نویسد :

" حافظ عارف شیراز ، سر دفتر اهل راز و حقایق ممتاز و دیوان او" لسان الغیب" و صحّت ایمان او مبّرا از عیب و ریب است "

غزل های حافظ ترجمه ی زمان و زندگی او و آیینه ی نمایان شخصیت رند فرزانه است . چرا که حافظ اندیشه ای مبتنی بر حق گویی و واقعیت پنداری داشته است :

"فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم "     غزل 317

 

حافظ نه دنیای خود را برای آخرت خراب کرده است و نه آخرت را برای رسیدن به مقام و منزلت و مال و ثروت دینا ؛

"کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعِذاری خوش

الا ای دولتی طالع ، که قدرِ وقت می دانی

گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش"     غزل 288

 

حافظ ، دنیا داری و تلاش و کوشش برای برخورداری از مال و مقام دنیا را نکوهش می کند و از سویی بی توجهی به دنیا و زهد ورزی و ریاضت را برای برخورداری از بهشت و نعمت های آن را هم نادرست می داند و این را نیرنگ و فسون می داند چرا که می بیند و می شنود که نهی کنندگان دنیا و وعده دهندگان به بهشت خودشان بیش از همه دل به مال و مقام دنیا سپرده اند ؛ پس می گوید :

 

"فردا ، شرابِ کوثر و حور از برای ماست

و امروز نیز ساقیِ مهروی و جام می"        غزل 429

 

و یا می سراید:

"باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور

با خاک کوی دوست برابر نمی کنم"        غزل 353

و یا در غزلی دیگر می سراید :

"زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار

مارا شرابخانه قصور است و یار حور"      غزل 254

و جای دیگر می گوید :

"در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

حاصل خرقه و سجاده روان در بازم

حلقه ی توبه گر امروز چو زُهّاد زنم

خازن میکده فردا نکند در بازم"   غزل 335

 

زبان حافظ زبان دل مردمان جهان است و مردم احساس و آرزو ، آمال و خواسته هایِ دل خود را در دیوان و کلام حافظ می یابند چرا که زبان و کلام حافظ رُک گویی و صداقت است و خود در بیتی بلند به فراخنای آسمان سروده است :

"به صدق کوش که خورشید روید از نفست

که از دروغ سیه روی شد صبح نخست"    غزل 28

 ساده و صادقانه  ، بدون ریا و یا بهتر است؛ بنویسم با تنفّر از ریاو ظاهر سازی می گوید :

"گرچه با دلق ملمع می گلگون عیب است

مکنم عیب که زو رنگِ ریا می شویم "     غزل 380

همین راست گفتاری و نیک کرداری حافظ بوده است که پس از هفت صد سال نه تنها از شیراز، اصفهان، کرمان، تهران، تبریز، بلکه، هنوز از کلکته، لکنهو، دهلی، عشق آباد، مسکو، مونیخ، مزار شریف، لایپزیک، لندن، پاریس، پراگ، کاتالونا، مادرید، بغداد، استانبول و اخیرا لس آنجلس ، لوگزامبورگ، لوییزیانا و هر جایی دیگر عاشقانه به دیوان خواجه ی شیراز می نگرند و می خوانند، شرح و ترجمه و تفسیر می کنند. چه کسی سودی بوسنیایی و یا گوته ی آلمانی، نذیر احمد هندی و بسیاری دیگر از حافظ پژوهان شرق و غرب را واداشته است که بر دیوان حافظ شرح و ترجمه و تفسیر بنویسند و برای مردم همزبان خود حافظ را معرفی و شناسا کنند؟

 چیزی نیست بجز نَفَسِ صادق حافظ که هر بامداد خورشید از کلام او می زاید .

حافظ خود می دانسته است که سروده است:

 

 

"حافظ ، حدیث سحر فریبِ خوشت رسید

تا حدّمصر و چین و به اطراف روم و ری"       غزل 429

 و این که سر آمد رندان عالم می شود؛ پس سروده :

"بر سر تربت ما چون گذری همّت خواه

که زیارت گه رندان جهان خواهد بود"           غزل 205

 

 

 یا برای سنگ مزار خود سروده :

 

"بر سر تربت من بی می و مطرب منشین

تا به بویت زلحد رقص کنان برخیزم"        غزل  336

 

در برخی چاپ ها

بر سر تربت ما با می و مطرب بنشین  ضبط شده

 

بیش از هشتاد درصد بسامد واژگان غزلیات حافظ در موضوع و مضمون عشق و دلدادگی است و طبیعی است که غزلیات از مغازله و معاشقه ، یار و محبوب ، چشم و ابرو ، زلف و گیسو ، گل و بلبل ، وصل و هجر و...سخن بگوید و از برازندگی قد و مویِ میان و جلوه های آن از طُرّه و گیسو ، پیچه و حلقه های زلف ، در مغازله سخن رودوبا کلام نغز و آبدار و شیرینی گفتار گفته شود ولی حافظ در همین نغزگفتاری ها و شهد پراکنی هایش با استادی و مهارت به دیگر موضوعات نیز پرداخته است و با کنایه و تعریض و در لفاف ابهام و ایهام به مسایل اجتماعی و دیگر گوشه های زندگی چشم داشته و پرداخته و در پایین دست قدرت حاکم ازلی و فرمانروای واقعی که خود با عشق و دلدادگی در دریای بی کران عشقش غوطه می خورد؛ قدرتمندان دنیوی را نیزمی شناخته و در بیت هایی به آنان اشاره کرده و صالح و طالح را در قدرتمندی نشان داده است.

 

ادامه دارد..........

دوشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۰ 0:34 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)