خرده خاطرات فوتبالی...
(نفر دوم نشسته از راست : مصطفی بهبهانی)
سال 69، سالی خاطره انگیز برای من و چندین جوان جویای نام دیگر، از دیار فوتبالی وحدتیه بود. جوانانی همچون: کورش رازقی، حجت صمیمی، سیدعدنان مزارعی، پیروز دریسی، سیدحسن دانش، اسدالله اسدپور، یحیی تام و...
از این جهت خاطره انگیز بود که همگی در قدرتمندترین تیم فوتبال منطقه یعنی آزادی وحدتیه (مزارعی) توپ می زدیم. اسامی که در بالا عرض کردم به اضافه چند نفری دیگر که متأسفانه نامشان را فراموش کرده ام، درتیم جوانان آزادی بازی می کردیم و قهرمان منطقه شدیم.
تابستان 69 به اتفاق همه اعضای تیم اعم از جوانان، بزرگسالان و هواداران پرشوری چون غلامحسین عابدی، مرحوم نصرالله دریسی، مرحوم خداخواست دهقان و.... و اسپانسرهای تیم که واقعا نقش هواداری واسپانسری را بدون هیچ چشم داشتی ادا میکردند و به عشق وعلاقه ای که به دیار خویش داشتند هزینه میکردند، راهی اردوی 3 روزه در منطقه غارشاپور شدیم.
در این سه روز بزرگان تیم همچون جناب مرتضی بابااحمدی، برادران عابدی، یدالله چاه آبی، مرحوم نعمت الله بابااحمدی، حسین هادیپور و... با همه اعضاء تیم جوی بسیار صمیمی و دوستانه ایجاد کردند و خاطرات بسیارشیرینی را برای تمام بچه ها رقم زدند. روز دوم اردو بود که اتوبوسی ازتهران توریستهای ایتالیایی را برای بازدید به منطقه شاپور آورد، یادم میاد محل اسکان ما زیر یکی از نقش برجسته ها بود، چند نفر از توریستها برای بازدید از اون اثر تاریخی وارد محفل ما شدند و چند دقیقه ای را با بچه ها خوش و بش کردند. یکی ازبچه ها درمورد جام جهانی فوتبال که اون سال در ایتالیا برگزار میشد از اونها سؤال میکرد و مدام می گفت روبرتو باجیو، آخه تنها کلمه ای بود که می دونست توریستها میفهمن! 😂
صبح روز سوم اردو بود که چند تا از بچه ها اومدند کنارتخته و تیم پرسپولیس کنارتخته را دعوت به برگزاری یک مسابقه دوستانه کردند.
بعداز ظهر همگی به راه افتادیم و به کنارتخته که رسیدیم رفتیم زمین فوتبال اون شهر وبا اون تیم بازی کردیم، بازیکنان خوبی چون اسماعیل رنجبران(به اردوی تیم ملی هم دعوت شده بود) داشتند ولی اون موقع کمتر تیمی می تونست جلوی آزادی دوام بیاره، به هرحال با نتیجه 1 برصفر در زمین خودشون شکستشون دادیم، بنده هم یک نیمه در آن بازی وارد زمین شدم. تک گل ما رو هم هیبت الله دریسی زد. یادش بخیر
یکی از از خاطرات شیرین آن دوران، تمرینات نفس گیر روزهای حضور در تیم آزادی، اینکه ما رو از زمین فوتبال که در یک کیلومتری وحدتیه و مشهور به روفه بود تا نزدیکای روستای صبا(کانسرخ) می دواندند و بعد در آن پستی بلندی های زمینهای کشاورزی، شروع به بدنسازی می کردیم آخه آنروزها که سالن بدنسازی در اختیار نبود، هرکس هم از زیر تمرینات در می رفت جریمه اش این بود که باید حسین حقرو را که آنروزها وزن بالایی داشت، کول میکرد و به بالای تل بزرگی می رفت و می اومد پایین. سخت بود اما شیرین...
مصطفی بهبهانی
سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۰ 23:11 سید حسام مزارعی








