خرده خاطرات فوتبالی
با سلام خدمت شما سروران گرامی و بزرگوار
تشکر ویژه از سید حسام عزیز
بخاطر زنده نگاه داشتن خاطرات گذشته و زحمت به اشتراک گذاشتن آنها
من نیز در زمان نوجوانی و جوانی مثل بقیه همولایتیهای خوبم فوتبال بازی می کردیم و اولین تیم رسمی که بازی کردم تیم انقلاب بود که دکتر عباس هادی پور بنیانگذار و مربی تیم بود. از جمله بازیکنان دوره ما سید عدنان مزارعی، سید کاظم موسوی، سید محمدرضا هاشمی دروازبان و برادران حقرو، مرحومان محب علی دامن زن و ستوده ، محمود محمدزاده و چند نفر از هم سن و سالهای خودم نفرات اصلی تیم رو تشکیل می دادیم. شاپور دانه چین هم در آنزمان دروازبان خوبی بود. بعدها پیشنهاداتی از تیم های پرسپولیس و ازادی داشتم که به تیم پرسپولیس ولایت پیوستم. و در کنار مرحوم حسین محمدی و محمد محمدی و علیگرگ جعفری زیر نظر علی محمد دادور و اسماعیل شاهین به صورت حرفه ای تر ادامه فوتبال دادم که توفیقی از جمله دعوت و بازی در تیم منتخب سعدآباد در دوران مدرسه راهنمایی داشتم به همراه اقایان محمود محمدزاده و بهنام بارگاهی در این تیم دو سه سالی فوتبال بازی می کردیم
واقعا یاد گذشته و اون دوران لذت بخش بود
سپاس از همراهی شما عزیزان
اصغر اقبال مجرد
******
با سلام خدمت همه سروان گرامی
خاطرات فوتبال محل زیاد و فراموش نشدنی هست.
از بازی های حساس شاهین و آزادی گرفته تا بازی تیم های مزیری و بی برا و آزادی چون تیم مورد علاقه من در آن زمان ها بود.
ولی این خاطره با همه فرق داره.
یادم هست داخل اکثر بازی های آزادی بیرون از خانه با بنز پنج تُن هیبت دریسی یا نصرالله دریسی بعضی وقتها هم بنز غلامحسین عابدی به تماشای بازی ها می رفتیم.
ناگفته نماند معمولا عقب ماشینها پر از سنگ بود برای دعواهای بعد از بازی
یادم هست آزادی با سعدآباد بازی داشت. داخل استادیوم سعدآباد می گفتند هر تیمی ببره شهر و محل آنها بخش میشه و روستاهای اطراف میره زیر نظر آنها.
من و هم سن سالهای خودم که متوجه این قضایا نبودیم و اصلا نمیدونستیم بخش شدن به بردن یک تیم نیست.
خلاصه رفتیم سعدآباد بازی انجام شد و با برد آزادی هم همراه شد.
بعد بازی دعوای سختی درگرفت همه سوار ماشین ها شدیم زدیم به جاده،
از همانجا تعقیب و گریز بود و با سنگهای عقب هر ماشین که نوبتی جاشون عوض می شد. البته پس از پایان سنگها به طرف تعقیب کنندگان سنگ پرتاب می کردیم
حتی کار به تیر هوایی هم کشید تا دیگر تعقیب نکنند
آزادی همیشه بزرگ بود، مثل محلمان که بزرگ بود ولی متاسفانه نه آزادی در استان و کشور جایگاهی پیدا کرد نه شهرمون حق خودش را با این همه جمعیت و آدم های باسواد توانست جایگاه خوبی بگیره و هنوز مانند روستا هست.
به امید سرفرازی و سربلندی فوتبال و شهرمون در آینده نزدیک
کوچک همه عزیزان مهدی اقبال مجرد معروف به کل عودلا
جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ 21:55 سید حسام مزارعی








