پیشینه تیم فجر وحدتیه (بی برا) به قلم حاج عبدالخالق علوی
سلام
بعد ازاینکه انقلاب به پیروزی رسید و جوانان آن روز حراست و حفاطت عمومی را برعهده گرفتند، ضرورت ایجاب می کرد که برای هماهنگی وهمدل کردن جوانان، راهکاری درنظرگرفت. بر این اساس بنده وآقایان حاج محمد کاظم صداقت، حیدر احمدی وغلامحسین رسولی فرد تیم فجر را تشکیل دادیم که تا سالهای72،73 هم فعالیت داشت و با پا به سن گذاشتن ما ومتفرق شدن جوانان، تیم فجرهم ازفعالیت افتاد.
یکی ازکارهای سختی که در آن زمان انجام دادیم تهیه زمینی بود که درخشم کهنه بی برا به صورت اهدایی ازمالکان حیاط های مسکونی گرفتیم که الان شهرداری شهر دور آنرا حصارکرده وهمسایگان آن زمین هم دست درازی هایی به آن کرده اند.
*****
با همین تیم فجر در بازیهای حذفی منطقه دشتستان شرکت کرده بودیم، تیم خوب و آماده ای داشتیم. بعد از برد تیم تل سرکوب، برای بازی با تیم آزادی هلپه ای که از تیم های خوب آن منطقه بود، به هلپه ای رفته بودیم.
بازی پس از 90 دقیقه بدون گل مساوی شد. چون وقت برای دو نیمه 15دقیقه ای نبود و هوا داشت تاریک می شد به پیشنهاد مربیان دو تیم قرار شد هر تیم 5 پنالتی بزند و برنده مشخص شود.
اسامی پنالتی زن ها مشخص شد و من نیز اولین پنالتی زن تیم مشخص شدم. پنالتی اول آنها را آقای حاج محمود صداقت زد که بیرون رفت . نوبت به من رسید. تماشاگران که اطراف دروازه نشسته بودند شروع به سر و صدا و داد و بیداد کردند.
یکی از آنها گفت: «اینم پنالتیش را بیرون می زنه ». توپ رو گذاشتم و رفتم کنار جمعیت. به ایشان گفتم پنالتی می زنم شرط کارد . اگر داور و تیم مقابل قبول کند هر پنج پنالتی تیممان را می زنم و هر کدام را گل نکردم، پنج هزار تومان می دهم. همه ساکت شدند و من با آرامش و بدون استرس توپ را گل کردم ولی این جمله «شرط کارد» برای من و هم بازیان به یادگار ماند.
حاج سید عبدالخالق علوی
دوشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۰ 21:28 سید حسام مزارعی








