فوتبال محله ای
فوتبال محله ای
قصد من در دل خاطرات و تاریخ شفاهی و پیشینه تاریخی فوتبال شهر وحدتیه که از زبان پیشروان و بزرگان فوتبال این دیار تاکنون به آن پرداخته ایم، صرفا بواسطه پیشنهاد و درخواست تعدادی از هم نسلان، زنده کردن یاد و خاطرات دوستان عزیزی است که در اواخر دهه شصت تا دهه هفتاد مسابقات محله ای برگزار می کردیم و نه از لباس یکدست خبری بود و نه مربی و ... آن چنانی. گرچه وقتی به گذر زمان نگاهی می اندازیم بیش از سه الی چهار دهه از آن زمان گذشته است. به اختصار و تیتر وار سعی می کنم به آنچه که در سینه به یادگار مانده ، اشاره ای داشته باشیم:
تیم محله ای یکدست و خوبی داشتیم که بارها به محله های دیگر می رفتیم و با هم مسابقه فوتبال و فوتسال می دادیم و چه شور هیجانی هم داشتیم. خیلی از این زمین(جا فده ) ها دیگر خبری از آنها نیست و با توسعه شهر ( بخوانید ولات) تبدیل به محل سکونت همشهریان شده است. قبل از هر چیز جا داره اسامی تعدادی از هم تیمی ها رو ذکر کنم:
دروازبان: سید مهدی مزارعی( ف سید مختار)، علی هادی پور
دفاع: مهدی دانش، محمد حیدری، داوود مبارک پور ، سید محمد موسوی
هافبک: سید حسن مزارعی ، مجتبی دانش، محسن دانش
فوروارد: خودم ، سید فخرالدین موسوی، مجتبی رادمرد
البته تعدادی هم با سن کمتر و ذخیره تیم بودند مثل برادرم امین، عباس بابااحمدی و ..
۱. تیم خشم باقرآباد که یکی از رقبای اصلی و همیشگی ما بودند.
بواسطه قوم و خویشی فرزندان آسید علی موسوی، در زمینی که روبروی مدرسه کار و دانش بود بارها و بارها مسابقه دادیم . تیم رقیب که بسیار هم تیم خوبی بود عبارت بودند: سید یونس، سید یوسف، سید عبدالرضا موسوی، شهرام کریمی ، مسلم بابااحمدی، رحمان ضیا، داوود رحیمی، اکبر مرادپور ،باقر هوشمند ، محمود مبارک پور و...
۲. تیم محله احمد زنگنه که زمین بازی هم اکنون قسمتی از پارک پارسه می باشد و در این زمین هم بارها با آنها مسابقه می دادیم. مجتبی نامی ، احمد زنگنه، محمود زنگنه ، زنده یاد مهدی رازقی، مجید محمدزاده، ابراهیم چرخ و ...
۳. تیم محله مسعود عالی نژاد که در یک زمین گود مربوط به حاج نجف کشاورز مسابقه می دادیم و اعضای آن تیم عبارت بودند از: مسعود و ابراهیم عالی نژاد، ابراهیم وجمشید بارگاهی. حسن قلعه گلابی، عوض ولی و حیدر دایتی و...
۴. تیم محله سیامک زنگنه که یک زمینی ( جافده ) روبرو منزل فعلی سید حبیب موسوی در بی برا مربوط به کل باقر هوشمند که عبارت بودند: سیامک و بابک زنگنه، خدابیامرز رسول هاشمی.سید محسن سید عبدی، محمدجعفرعلیپور، ابوذر عباسپور و...
یه خاطره خوب از بازی با این تیم دارم که در نیمه اول پنج بر صفر تیم رقیب جلو افتاد اما در پایان هشت بر هشت بازی تمام شد و هر هشت گل را خودم زدم. خاطره بد این بازی هم عصبانیت دفاع این تیم خدابیامرز رسول بود که از بس ما گل زده بودیم همین که ایشان را دریبل زده و تک به تک با دروازبان شدیم از پشت با گاپی که پشت پیراهنش قایم کرده بود محکم به کمر ما کوبید و از شدت آن چند ثانیه بی هوش شدم و همین بازی را در پایان به تشنج و دخالت عمو حسن و دعوا و...
۵. یک گودی کنار منزل غریب اسدپور بود که جزو زمین حاج محمد جعفر کارگر بود.
این محله هم یک تیم داشت مشتمل بر رضا و غلام اسدپور، غلام دهقان فرزند رئیس علی، مهدی هادی پور.، مهدی باقری، مجید سید محمد، منصور هادی پور و... که با این تیم هم مسابقه می دادیم و بواسطه نزدیکی به ما یکجورهایی زمین تمرینی هم بود.
خاطره ای که از این زمین به یادگار مانده در حین بازی تمرینی بواسطه اینکه دور تا دور این زمین حاشیه ی یک متری گودی داشت در میانه این عبدالله رادمرد افتاد. وقتی بلند شد و دستش رو نگاه کرد از مچ دست به صورت مارپیچی از دو جا شکست. موج مچ دست بیشتر از درد مچ ترسانده بودش...
به دلیل جثه کوچک و نحیفی که در نوجوانی داشتم هیچ وقت به صورت جدی سمت زمین فوتبال گل بزرگ نرفتم. هنوز که هنوزه قرارداد هفت ساله با تیم آزادی را دارم و روزی که به همراه تعدادی از هم سن و سالان به مغازه یدالله چاه آبی در مغازه های حاج محمد حسن هادی پور رفتیم و قرارداد امضا کردیم را به ذهن دارم. اما به جز چند جلسه تمرینی با این تیم و چند جلسه بیشتر تر با تیم پرسپولیس و خدابیامرزان عباس آرایش و اصغر دانشمند دیگر دور زمین فوتبال را خط کشیدم.
سید حسام مزارعی
جمعه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۰ 10:25 سید حسام مزارعی








