مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

بازخورد از ویژه نامه پیشینه فوتبال شهر وحدتیه

دکتر محمود موذن:

خدا قوت حسام جان 🌹🙏

********

رمضان ملکی: 

سلام عزیز. خسته نباشی خدا قوت خیلی‌ عالی بود. شرمنده همانطور که بهت گفتم آن ضربه مغزی که برام پیش اومد همه را فراموش کرده ام. من تا سال 65 بعضی از بازی ها یادم هست اما بقیه بازیها از ذهنم پاک شده. من یادم نیست با حجت صمیمی همبازی بودیم. اما درعکس بارگزاری شده متوجه این موضوع شدم.

سال 60 یا 61 بازی داشتیم با تیم آزادی آبپخش. همه می گفتند: "رمضون تیم حریف یک بازیکن دارن چپ پا. اگه شوت زد دستت می‌شکنه. مواظب باش".

بازی شروع شد. بازیکن حریف بلند قد و هیکل درشتی داشت با قدرت بدنی بسیار بالا که علی محمد دادور ورش کوچک بود. هر کاری کرد نتونست گل بزنه که بعد از بازی علی اسماعیلی که آن زمان یه بازیکن چپ پا و شوت زن قوی بود آمد من رو بغل کرد و تبریک و خسته نباشید گفت.

 

********

امیرحسین مزارعی:

 بی نهایت جالب. 🌟

********

محمد ابراهیم فروزان :

درود بر آقا حسام گل و عزیز!!!💐...تلاشتان در ارج گذاری به قلم و نویسندگی قابل تقدیر و تحسین!!!. است. حیف که قلم ما را بر این ترقیم توفیقی نیست!!!...☘🌷☘

 

محسن کاووسی:

 

درود حسام،خدا قوت،مثل همیشه عالی بودی.

*******

 

مصطفی بهبهانی:

 

درود حسام جان

ورق خوردن کتاب خاطرات هر از چند گاهی موجب انبساط خاطر و یادآوری لحظات شیرینی است که گردو غبار روزگار، مه آلودشان کرده. آفرین برشما که با حساسیت بسیار که ناشی از عشق وعلاقه جنابعالی به دیار خود و هم شهریان است، موجب زدودن این گرد وغبار بر چهره خاطراتمان شدید.

پاینده و مانا باشید برادر

*********

بهزاد حیدری:

 

سپاس از لطف و مرحمت جنابعالی.

مهر و شادی تان مزید.

دوست نکو ، به کامت زندگی شیرین

*********

 

مهدی دانش :

 

سلام و وقت بخیر.

واقعا بازگو کردن تاریخچه فوتبال شهر وحدتیه از زمان تشکیل فوتبال تاکنون بسیار جالب و یادآور خاطراتی زیبا برای علاقه مندان و پیشکسوتان وچراغ راه آیندگان و نسل کنونی فوتبال شهر می باشد؛ که بدانند پا جای پای چه بزرگانی گذاشته اند و فوتبال شهر ما در چه شرایطی بوده و هم اکنون چگونه بوده؟ 

به خاطر سن وسالی که دارم ارتباط بیشتر را با خاطرات آقایان مهدی هادیپور، سید حسام مزارعی و حتی مصطفی بهبهانی، امرالله صمیمی و بیدل عزیز که با اون سرعت خدادادی اش، از استارتهاش در زمین خاکی استادیوم لذت می بردم و البته خاطرات زیبایی از تماشای بازی بزرگان فوتبال شهر : از رمضان ملکی، گلر افسانه ای آزادی به ویژه شیرجه روی پای فوروارد بندر ریگ و گرفتن توپ یا بازی که در سعدآباد پای سید نعمت شکست و تا خواستند ایشان را به بیرون زمین ببرند بازیکن حریف هم توسط هیبت دریسی پایش شکست و همزمان هر دو را به بیمارستان انتقال دادند و خیلی خاطرات زیبا و تلخ دیگر همچون دعوای طرفداران آزادی و شاهین و...

 

**********

یک بازی دوستانه با تیم پرسپولیس به مربی گری مرحوم حسن زیراهی همراه با مینی بوس تیم, به دالکی رفتیم. زمینی که الان چمن شده و پشت پارک است.

دروازه بان تیم علی گرگ جعفری بود و دفاع سید حسین دانش و فوروارد هم شاهین جوکار (معلم ریاضی) بود.

اون بازی آقای جوکار بیش از ۷-۸ فرصت طلایی را از دست داد و در پایان هم بازی را با یک گل، پرسپولیس باخت. به دلیل کُری که بین بازیکنان آزادی و پرسپولیس بود وهروقت پرسپولیس می باخت کلی مورد تمسخر وشوخی بازیکنان حریف قرار می گرفت، به همه در مسیر برگشت اعلام شد که بگید بازی مساوی شده.

من به عنوان کوچکترین عضو و تماشاگر همراه آنها در مسیر برگشت بودم. توی مینی بوس به همه اعلام کردند که اگر کسی پرسید بگید مساوی شده - بیشتر تاکید هم به من بود چون مثل اینکه خودشون عادت داشتند به اینکه نتیجه بازیها را بر عکس اعلام کنند که اگر کسی پرسید بگین ۱-۱مساوی کردیم - وقتی رسیدیم به ولات هرکه پرسید من گفتم مساوی شد ولی متاسفانه😂با ترفند خاصی حسن دانش از زیر زبان علیگرگ نتیجه واقعی را بدست آورد.

یادش بخیر

یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۰ 22:23 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)